![]() |
سال چهارم | شماره چهل و ششم - آخرین شماره | نوامبر 2008 / آبان 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ Archive |
|
سخن آخر آرشام پارسی
در طول این سال ها دغدغه ی من این بوده است که هر ماه و بدون وقفه نشریه ی چراغ برای مشترکین اش فرستاده شود و خوشحالم که در این امر موفق بوده ام. تعداد مشترکین نشریه چراغ در روز انتشارش سه نفر بود و امروز حدود چهار هزار نفر نشریه ی چراغ را دریافت می کنند. اولین شماره ی نشریه هشت صفحه داشت و در حال حاضر متوسط تعداد صفحات نشریه در هر ماه به هشتاد صفحه ارتقا پیدا کرده است. چراغ از میهمانان زیادی دعوت کرد تا در کنار آن بنشیند و حرف بزنند و بسیار خوشحالیم که همه ی آنها دعوت مان را صمیمانه پاسخ دادند. و این خود نشانه ای از داشتن حمایت آنها در راه شاید طولانی احقاق حقوقمان باشد. این راه شروع شده است و پایانی ندارد جز موفقیت. کسی نمی تواند جلو رشد، ارتقا و پیشرفت جنبشی که حق با اوست را بگیرد. شاید در این میان باشند کسانی که به دنبال اهداف شخصی خود هستند اما مطمئنن فقط در حد اهداف شخصی باقی خواهد ماند و تاریخ این تجربیات را به وفور ثبت کرده است. از سال 2001 که فعالیت هایم را شروع کردم هیچ برنامه و تصمیمی برای تعطیل کردن آنها نداشتم و هنوز هم ندارم. هنوز مانند روزهای اول مصمم و با قدرت تصمیم به ایستادن و مبارزه کردن دارم، با این تفاوت که تجربه ها و درس هایی که در این مدت از جوامع متفاوتی که در آنها زندگی کرده ام، پشتوانه ام می باشد. از ابتدا می دانستم به عنوان یک دگرباش که این گونه به دنیا آمده است و شرایط و منافع جامعه، پیشنهاد این گرایش را به او نداده است، و شواهد زیادی دال بر همجنسگرایی اش وجود دارد، و همجنسگرایی اش تنها در لابلای متون کتاب ها، سایت ها و روزنامه ها نیست، بلکه در کوچه و خیابان هم همجنسگراست و خیلی ها او را در زمان های متفاوت با شرکای جنسی همجنس اش دیده اند، و تا به حال هیچ کس از جنس مخالف پیدا نشده است که معشوقه اش باشد، راه سختی در پیش دارم و باید مبارزه کنم. نه تنها با قوانین تبعیض آمیز بلکه با جامعه ی طرفدار تبعیض هم باید مقابله کنم، بایستم و خسته نشوم. تلاش می کنم، سر افراز می ایستم و خسته نمی شوم. همیشه گفته ام که ما دگرباشان جنسی ایرانی «به ناچار یاد گرفته ایم» که چطور در حالی که شمشیری بر گلویمان است، آب دهانمان را قورت دهیم تا گلویامان پاره نشود. زندگی در شرایطی که تبعیض حاکم است و در میان اکثریتی که خواهان حقوق برابر هستند و اما خود همچنین در جایگاه اعمال فشار بر دیگران - که ما هستیم - ایستاده اند، ساده نیست. زمانی می توانیم آسوده باشیم که تغییر از پائین به بالا و همزمان از بالا به پایین و در همین حین از چپ به راست و از راست به چپ صورت گیرد. ساختارهای غلط قراردادی مان زیر و رو شود. زمانی که ساختارهای غلط را شکستیم، می توانیم در شکل گیری ساختار جدید جایگاه خودمان را داشته باشیم، وگرنه به ما نخواهند داد. سازمان جدیدی را با نام IRanian Queer Railroad (IRQR) تاسیس کرده ام و این هم آخرین شماره ی نشریه ای است به نام چراغ. این یک تصمیم بود. شاید برای شکستن یک ساختار غلط اجتماع، شاید برای ایستادن بر سر حق و حقوق مان، شاید برای رفتن به یک قدم جلوتر، شاید برای نایستادن در میان یک رفتار ناپسند ایرانی، شاید شروع یک دوره ی جدید و فردایی تازه. باید از تمام کسانی که در این مدت همکاری کرده اند تشکر کرد. از امیرحسین، اولین همکارمان، که با طرح های زیبایش ما را در هر چه بهتر رساندن پیام مان یاری کرد. تا مهدی عقیلی آخرین همکارمان که خواهش من را پذیرفت و سه ماه سردبیری چراغ را به عهده گرفت.
نشریه ی چراغ هم به مجله ی هومان، ماها، دلکده، رنگین کمان و ... پیوست. و تولد ندا نشریه ی دگرباشان ایرانی را به شما تبریک می گوییم.
... گر ... ببندد دری ... ز ... گشاید در دیگری...
آرشام پارسی 28 اکتبر 2008 - تورنتو |
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |