![]() |
سال چهارم | شماره چهل و پنجم | اکتبر 2008 / مهر - آبان 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ Archive |
|
نگاهی به فیلم "latter days " tinsl
به طور کلی این فیلم با دستمایه قرار دادن داستانی زیبا و عام و با بهره گیری از بازیگرانی جوان که مخاطب به راحتی با آنها ارتباط برقرار می کند، چالش های بین دین و همجنسگرائی را مورد توجه قرار داده و به آنها می پردازد. داستان فیلم درباره پسر جوانی است به نام اِیرین (هارون) (Wes ramsey) که در یک خانواده کاملاً مذهبی مسیحی بزرگ شده است. آنها مورمون هستند و تمام خاندان پدریش جزو کلیسای عیسی مسیح بوده اند و اینک او نیز طبق سنت، ناچار است دوره ای را به تبلیغ کردن فرقه ی مورمون ها اختصاص دهد. در همین راستا به لس آنجلس می رود و در آنجا با پسری همجنس گرا به نام کریستین (steve sandvoss) آشنا می شود. کریستین که جوانی پر شر و شور است در یک رستوران به همراه دوستانش کار می کند. با ورود اِیرین به محله آنها کریستین با دوستانش بر سر پنجاه دلار شرط بندی می کند که او را به به طرف خود بکشاند و با او رابطه برقرار کند و بالاخره هم موفق می شود و این آغاز ماجراست. به واسطه ی دیگر مبلغین، یکلیسا از ارتباط آن دو مطلع شده و اِیرین را طرد کرده وبه خانه می فرستد. پدر و مادرش به سردی با او برخورد کرده و همه او را مجرم و باعث آبروریزی خانوادگی می دانند به طوریکه خودش هم باور می کند که گناه بزرگی مرتکب شده و هر شب در این باره کابوس می بیند و در نهایت تصمیم به خودکشی می گیرد ولی با کمک خواهرش نجات می یابد. پدر اِیرین که رئیس کلیسای عیسی مسیح در شهر خودشان است در جلسه ای که در ارتباط با بررسی این موضوع تشکیل می شود پیشنهاد می کند که او را تنبیه و درمان کنند. پیشنهاد او بیشتر برای حفظ مقام مذهبی و اداری اش بود نه کمک به فرزندش. از سوی دیگر کریستین هم حس می کند واقعاً به ایرِن علاقه مند شده است و به جستجوی او می پردازد ولی هر بار که با خانه او تماس می گیرد با برخورد شدید مادرش رو به رو می شود و ناامید تصمیم می گیرد او را فراموش کند! در پایان فیلم ایرین که تصمیم گرفته منِ واقعیش را بیابد، بین خانواده و خودش مجبور به انتخاب می شود و از این میان او می خواهد که خودش باشد بنابراین دوباره به لس آنجلس بر می گردد و آنجاست که آن دو دوباره یکدیگر را به طور اتفاقی در رستورانی که کریستین در آنجا کار می کرد ملاقات می کنند ( صاحب رستوران به طور اتفاقی با ایرین آشنا شده بود و از او می خواهد هر وقت کاری داشت با او تماس بگیرد و ایرین که بعد از آمدن به لس آنجلس از ملاقات کریستین پشیمان می شود به سراغ زنی می رود که به او قول کمک داده بود) و در پایان فیلم ما شاهد برگزاری جشن شکرگزاری هستیم در حالی که کریستین و ایرین در کنار هم دعای شکرگزاری را می خوانند... مسئله تقابل دین با همجنسگرایی از دیرباز مورد توجه منتقدان و مخالفان این مسئله بوده است . فیلم " latter days " با صراحت این مسئله را رد می کند و نه تنها هیچ تقابلی بین دین و همجنسگرا نمی بیند بلکه دین را حامی ایرین که مظلوم واقع شده معرفی کرده وحتی در بخش هایی از فیلم پای معجزه را نیز به میان می کشد! ( در یکی از صحنه های فیلم زمانی که کریستین به دنبال شماره یا آدرسی از ایرین ناامیدانه از اطلاعات پرس و جو می کند، با حالتی عصبی و برای سرگرمی شماره هایی را روی کاغذ نقاشی می کند، در آخر ما متوجه می شویم که شماره هایی که اوناخودآگاه نقاشی کرده دقیقاً همان شماره ی ایرین است! ). نکته ی دیگری که در این باره قابل توجه است، نام یکی از شخصیتهای اصلی فیلم است. " کریستین " در واقع ""Christian و به معنای مسیحی بوده و در این فیلم یک پسر همجنسگراست! نگاهی به گذشته نشان می دهد که تا به امروز سینمای همجنسگرا یک سینمای معتبر و شناخته شده نبوده و اگر چه بارها و بارها به صورت حاشیه ای و یا به عنوان چاشنی طنز در فیلم های هالیوودی و سینمای سایر کشور ها از آن استفاده شده است، کارگردانان معمولاً ریسک کار در این حیطه چالش برانگیز را معقول نمی دانسته اند. البته بوده اند فیلم سازانی که فیلمهایی با مضمون همجنسگرایی ساخته اند اما این فیلم ها که اکثراً فیلم کوتاه و یا تله فیلم هستند عموماً فاقد بار معنوی بوده و یک سری نیمه پورن های بی ارزشند که می توان آنها را به نوعی توهین به مخاطب این فیلم ها و یا عدم شناخت صحیح مخاطب و نیازهای او از سوی سازندگان دانست. در حقیقت نگاهی به این گونه فیلم ها این تفکر را در ذهن ایجاد می کند که از نظرسازندگان این فیلم ها مخاطب همجنسگرا تنها به مسائل سکسی و جنسی فکر کرده و در واقع یک همجنسگرا برای این همجنسگراست که فقط از سکس با همجنسش لذت می برد و در این میان افکار، احساسات و نیازهای روانی کسی که آنها "همجنسگرا " می نامند اصلاً اهمیتی ندارد . دلیل این امر را همانطور که گفتیم می توان عدم شناخت آنها از مسئله همجنسگرایی دانست و اینکه یک فیلمساز که فیلمی اینگونه می سازد هیچ اطلاعی از دنیای یک همجنسگرا ندارد او که به قول ما "بیرون گود ایستاده" از دیدگاه خودش به مسایل نگاه کرده و مشکل درست از همین جا سرچشمه می گیرد. با تمام این احوالات خوشبختانه اخیراً ظهور فیلم هایی چون " latterdays " و " brokeback mountain" این امید را با خود دارد که کم کم فیلمسازان، ایده آل ها و ارزش های مخاطب همجنسگرا را بهتر درک کرده و با دید بازتری به مسائل مربوط به این جامعه نو ظهور ( البته به صورت رسمی) بپردازند. جوایزی که فیلم کوهستان بروکبک نصیب سازندگانش کرد تمام تابوهایی را که تا کنون در رابطه با فیلم سازی در این حیطه مطرح بود ، شکست و نوید ساخت فیلمهایی اینچنین زیبا و پر بار را می دهد و اینکه انتظار فیلمهای زیبا و تاثیرگذار در آینده که برای "ما" ساخته شده باشد انتظاری بیجا و دور از واقعیت نخواهد بود .
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |