سال چهارم | شماره چهل و چهارم  | سپتامبر  2008 /  شهریور - مهر  1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    Archive     

 

 

بچه بازی یا کم سن گرایی (پدوفیلیا) Pedophilia

ترجمه ی: کامیار مسافر

منبع: www.wikipedia.com

 

مقدمه

واژۀ Pedophilia یا Paedophilia دارای تعریف های متعددی در روان شناسی، حقوق و علوم قضایی و عرف عمومی است. از نظر تشخیص پزشکی  و بالینی، این رفتار یک اختلال روانی است که فرد بالغ از یک نوع ترجیح جنسی به کودکان نابالغ برخوردار است و ممکن است قبلاً دست به سوء استفاده جنسی از کودکان زده و یا تمایل به آن داشته باشد. با اینحال، برخی از این متجاوزین جنسی به کودکان از استاندارهای کلینیکی مخصوص پدوفیل ها تبعیت نمی کنند. بر اساس DSM (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders)، پدوفیلیا شکلی از پارافیلیا (تمایل به فردی به اختلاف سنی زیاد) است که در آن، فرد دارای تمایل جنسی به کودکان بوده و یا دست به اعمال جنسی با کودکان و یا آزار جنسی آنها می زند. در برخی منابع سخت گیرانه تر این واژه به عنوان رفتارهای سوء استفاده جنسی از کودکان را شامل می شود. در منابع قانونی، واژه پدوفیل معمولاً برای توصیف افرادی به کار می رود که متهم و یا مجرم به سوء استفاده جنسی از یک فرد (از جمله از کودکان نابالغ و هم بالغ جوانتر از سن قانونی طبق عرف محلی) می شود. مثال هایی از این دست را می توان در آژانس پلیس انگلیس، واحد پدوفیل و کتابچه های متعدد آموزش جرایم مشاهده نمود. برخی از محققین این کاربرد را ناصحیح دانسته و عقیده دارند که طبق این تعریف، این دو نوع متفاوت از مجرمان از هم تفکیک نمی شوند.

در اصطلاح عرف عمومی، این واژه به هر فرد بالغی اطلاق می شود که از لحاظ جنسی به کودکان تمایل داشته و یا به سوء استفاده جنسی از یک کودک جدا از جنسیت آن می پردازد.

عوامل پدوفیلیا ناشناخته است. تحقیقات در این زمینه ادامه دارد. اکثر پدوفیل ها مرد هستند اگر چه زن های پدوفیل هم وجود دارند. در روان شناسی جنایی و حقوق قضایی، بر اساس رفتارها و انگیزه ها پدوفیل ها در گروه های مختلف دسته بندی می شوند. هیچ نوع درمان شفابخشی برای پدوفیلیا در حال حاضر شناخته نشده است. با این حال روش های درمانی وجود دارد که می تواند میزان شیوع رفتارهای پدوفیلیک را که منجر به سوء استفاده از کودکان می شود کاهش دهد.

 

عوامل

علل یا عوامل پدوفیلیا ناشناخته است. تجربه مورد سوء استفاده شدن جنسی در کودکی تصور می شد که یکی از قویترین فاکتورهای تأثیرگذار باشد، اما تحقیقات چنین چیزی را اثبات ننمود، چون اکثریت زیادی از کودکان سوء استفاده شده پس از بلوغ و رشد سنی نه به چنین عملی دست می زنند و از طرفی نیز اکثر سوء استفاده کننده ها، در کودکی مورد تجاوز نبوده اند. اداره پاسخگویی دولتی امریکا چنین عنوان می کند که وجود این چرخه سوء استفاده جنسی به اثبات نرسیده است. قبل از 1996، نظریه چرخه ارتکاب جرم از طرفداران بی شماری برخوردار بود، به این دلیل که اکثر تحقیقات انجام شده در این زمینه حالت پس نگرایی (با نگاه به گذشته) داشت و از  اغلب سوء استفاده کننده ها سؤال می شد که آیا در گذشته مورد سوء استفاده جنسی بوده اند. حتی اکثر مطالعات نشان داده که اکثر متجاوزین بالغ اذعان نموده اند که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی نبوده اند. اما مطالعات مختلف درصد این افرادی که مورد سوء استفاده بوده اند را 0 تا 79 درصد تخمین زده اند. 

 

روابط بیولوژیکی

محققین متعددی در مورد همبستگی های بین پدوفیلیا و برخی مشخصات روانی مثل عزت نفس پایین و مهارت های اجتماعی ضعیف گزارش هایی ارائه نموده اند. تا همین اواخر، بسیاری از محققین پدوفیلیا معتقد بودند که پدوفیلیا در واقع از این ویژگی ها ناشی می شود. از سال 2002 محققین دیگر و به طور مشخص محققین سکشولوژی کانادایی جیمز کانتور و ری بلانچارد و همکارانشان شروع به گزارش یافته هایی در مورد ارتباط پدوفیلیا با ساختار و عملکرد مغزی نمودند. مردان پدوفیل از بهره هوشی پایین تر، نمرات ضعیف تر در تست های حافظه و میزان بالاتری از چپ دستی و قد کمتر، احتمال بالاتری از جراحات در سر در حین کودکی و چندین تفاوت دیگر در تست MRI برخوردار بودند. آنها گزارش نمودند که یک یا چند ویژگی مربوط به سیستم اعصاب در زمان تولد وجود دارد که احتمال پدوفیل بودن را افزایش می دهد. شواهدی مبنی بر انتقال خانوادگی این حدس را بر می انگیزد که فاکتورهای ژنتیکی نیز در این کار دخیل می باشند. با اینجال هنوز این امر به اثبات نرسیده است. بررسی دیگری که با MRI انجام شده نشان می دهد که مردان پدوفیل دارای حجم کمتری از بخش سفید مغزی برخوردار می باشند. بررسی با fMRI نشان می دهد که افرادی که به تجاوز به کودکان متهم شده اند در آنها کاهش فعالیت هیپوتالاموس در زمان تماشای تصاویر جنسی بالغین دیده می شود. بلانچارد و کانتور و ربیچاد (2006) تحقیقی را انجام داده اند که تلاش می کند که جنبه های هورمونی پدوفیل ها را تشخیص دهد. آنها نتیجه گرفتند که مدارکی مبنی بر این وجود دارد که مردان پدوفیل تستوسترون کمتری دارند.  بیماری های روانی مثل اختلال شخصیتی و سوء استفاده مادی فاکتورهایی برای بروز رفتارهای پدوفیلیک عنوان شده اند اگر چه عوامل اصلی بروز آن نیستند. عنوان شده که این یافته که مادران هموفیل ها دستخوش درمان های روانپزشکی بوده اند احتمال ژنتیکی بودن این قضیه وجود دارد.

ادامه دارد .....

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.