![]() |
سال چهارم | شماره چهل و چهارم | سپتامبر 2008 / شهریور - مهر 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ Archive |
|
نگاه خیره ی غریبه ها : مراکش، عشق مردانه و مدرنیته ترجمه ی حمید هاشمی
پوشش رسانه ای تازه ای که بر اعمال هم جنس گرایان در دنیای اسلام صورت می گیرد تناقض های آن را با مدرنیته روشن تر می کند.
در مراکش هم مثل سایر کشورهای مسلمان (و بسیاری کشورهای غیر مسلمان دنیا) هم جنس گرایی از دیدگاه فنی یک جنایت حساب می شود. ولی گی بودن نیست که در در این کشور یک تابو است بلکه پرهیز از اختفاست که تابو است. پلیس مصر برای شکار مردان گی آگهی های دوست یابی در اینترنت منتشر می کند و وقتی شخص سر قرار حاضر می شود او را دست گیر می کنند. اما در مراکش چنین نیست. سخت ترین اتهام در این پرونده متوجه شخصی بود که مدت هاست به عنوان چهره ی شاخص هم جنس گرایی در این کشور شناخته می شود. این مردان تحت تعقیب قرار گرفتند چرا که این فیلم آشکار تر از آن بود که بتوان از کنار آن گذشت. هم زمان با مشهور شدن این فیلم در سایت یوتیوب گروهی از اسلام گرایان در این شهر دست به تظاهرات ضد هم جنس گرایانه زدند و یکی این مردانی که در این فیلم ظاهر شده بود در منزل مسکونی اش مورد حمله قرار گرفت. شخصیت های مذهبی اصرار دارند این افراد را برای عبرت دیگران به مجازات برسانند؛ تا سایرین از حدود اسلامی که بخش مهمی از قوانین این کشور را تشکیل می دهند تخطی نکنند. عبدالله تایا داستان نویس مراکشی به همین دلیل می گوید مراکشی ها بزرگ ترین کمدین های دنیا هستند. او تا پیش از این جریان دادگاهی به عنوان تنها چهره ی گی در مراکش شناخته می شد چرا که سایر نویسندگان گی مراکشی برای اخفای هویت شان نام های غیرواقعی برای خود برگزیده اند. در سال 2006 پس از آن که یک گزارشگر از او در باب هویت جنسی اش پرسید او به گی بودن خود اذعان نمود و پیرو آن مطبوعات مراکش، تایا را "اولین چهره ای که شهامت بیان تفاوت هایش را دارد" نامیدند. تایا می داند که خانواده اش از گی بودن او مطلع بوده اند اما بعد از بیان این سر و علنی شدن این اخبار، به خاطر شکستن حدود تابوی ناگفته ی کلامی از طرف او، ناراحت شده اند و سختی های بسیاری تحمل نموده اند. مادرش به او گفت : "عقلت را از دست داده ای که این حرف هایی که هیچ کس نمی گوید را به زبان می آوری؟" گی های مراکشی باید زن بگیرند و خانواده داشته باشند و اگر هرگز بتوانند در پی میل خود بروند باید کاملا مخفیانه باشد. در مورد فریب هایی که جامعه به وجود می اورد و فریب هایی که خودمان برای خودمان داریم تا به حال زیاد نوشته ام. نوشتن، عکاسی و فیلم برداری حرکاتی هستند که افراد را به رویارویی با این فریب ها و توهمات مجبور می کند. هم جنس گرایی گر چه هنوز هم تابو به حساب می آید قرن هاست بخش سرشاری از فرهنگ مراکش را تشکیل می دهد. یک از مشهورترین نویندگان و شعرای ادبیات عرب ابونواس است نامه های عاشقانه ای برای عشق های گی مابانه می نویسد: از عشق او می میرم که از همه نظر کامل است او که در تقلای موسیقی شناور گم گشته است چشمانم میخ کوب تن دل پذیر اوست و از زیبایی او تعجب نمی کنم کمر او نهالی است جوان و چهره اش ماه است و جذابیت از گونه های سرخش می بارد از عشقت می میرم اما این را چون رازی حفظ می کنم پیوندی که ما را به هم متصل می کند ریسمانی است بریده ناشدنی ای فرشته چه مدت زمان صرف خلقت تو شد؟ چه ایرادی دارد؟ تنها چیزی که می خوام خواندن سرود ستایش توست ابونواس در بغداد زندگی کرد و خیابانی را به نامش کردند و مجسمه ای هم به یادبودش ساختند. تایا به خاطر دارد که اشعار او را در مدرسه می خواندند. اما در روابط پیچیده ی هم جنس گرایی با جامعه و آموزش های اسلامی این مسایل طبیعی است. مراکش معمایی است که در بسیاری کشورهای مسلمان هم مشابه آن یافت می شود. این کشور دو بخش دارد یک قسمت قشر مرفه دنیا دیده زندگی می کند با فرهنگ غربی و یک قسمت محافظه کاران فقیرو کم سواد و به شدت اسلامی هستند. مراکشی های مرفه در دانشگاه های اروپایی و آمریکایی تحصیل می کنند و با مدارک خارجی و سلیقه های غربی به کشورشان باز می گردند. مراکش طبق قوانین کشوری است محافظه کار و اسلامی با قوانین کیفری که ریشه در احکام شریعت اسلام دارد اما زنان محله های مرفه جدید ترین مدهای فشن اروپا را به تن می کنند و با سر های باز در جامعه تردد می کنند. افراد مرفه در مهمانی هایشان مشروبات االکلی به میهمانانشان تعارف و گی ها را به منازل شان دعوت می کنند. در حالی که در محله های فقیر تر تصور عموم از زن مقنعه ای است و چادری گشاد و بی شکل که روی همه لباس هایشان می پوشند. وقتی پرونده ی تایا معروف شد حزب (اسلام گرای) توسعه و عدالت (PJD) معترض شد که چرا مطبوعات تا این حد به او بها می دهند. خوانندگان به این نشریه نامه نوشتند و او را "زامل" خواندند که در عربی مراکشی عبارتی است توهین آمیز برای اشاره به گی ها. آن ها معتقد بودند اگر مراکش کشوری به راستی اسلامی است تایا باید سنگ سار شود. وقتی احمدی نژاد در سپتامبر سال 2007 در دانشگاه کلمبیا گفت در ایران گی وجود ندارد برای این افراد غیرقابل تحمل بود. چرا که در سال های اخیر جوانان در سنین حدود 17 سالگی در ایران به جرم هم جنس گرایی اعدام شده اند. تایا هم می گوید اگر در کشور اسلامی دیگری از هم جنس گرایی اش پرده برداشته بود او را ممنوع می کردند ولی نشریات مراکشی که این خبر را تهیه کردند از انتشار آن سر باز زدند. شاهی که در 1999 به تخت سلطنت مراکش نشست کوشید این کشور را به سمت لیبرالیسم سوق دهد ولی این محاکمه ی دادگاهی، تایا را از مراکش ناامید کرد. انگار که دیگر پیشرفتی نیست و تنها خطر است که تهدید می کند. کشوری دور تناقض غریبی است که ملاحظات در برخی موارد افراد را حمایت می کند و در برخی موارد آن ها را به خطر می اندازد. این ملاحظات درمراکش باعث به دام انداختن چهار مرد مراکشی شد ولی در دسامبر 2007 در آن سوی العالم العربی در امارات متحده برخورد دیگری را شاهد بودیم. سه مرد به یک پسر پانزده ساله ی فرانسوی به نام الکساندر روبر تجاوز کردند ولی مقامات چندان تمایلی به پی گرد مهاجمان این پرونده نداشتند بلکه آن پسر مجبور شد دبی را ترک کند تا به جرم هم جنس گرایی محکامه و اعدام نشود. تا زمانی که نهایتا مادر ژورنالیست او با تمام تلاش و منابعی که در دست رس داشت موفق شد توجه جهان را به این مساله جلب نماید. این زن علاوه بر تنظیم شکایت حکومتی، داستان را به مطبوعات انگلیس و فرانسه و آمریکا کشاند تا بالاخره مهاجمان پیگرد و مجازات شدند. نوشته های تایا او را در اروپا به شهرت رساند و کتاب هایش به اسپانیایی و هلندی ترجمه شد و روزنامه های تمام اروپا از او اخباری چاپ کرده اند. این موفقیت ها او را در مراکش تبدیل به یکی از مهم ترین مهمانان جشن های ثروت مندان مراکشی کرده است که با در نظر گرفتن محله ی فقیری که در آن زندگی می کرد به خودی خود برایش دور از انتظار به نظر می رسید. لذا او باید خوش حال باشد که این مبارزه ی تازه او را بین دو سوی جهان قرار داده است و نه در کنج زندان. او که در فرانسه زندگی می کند می گوید آفتابی شدن برای من در مراکش ساده بود چرا که می دانست می تواند از مراکش خارج شود و به فرانسه باز گردد. ناظر حقوق بشر و عفو بین المللی و سایر سازمان ها خواستار آزادی این شش مرد مراکشی شده اند. البته مدت محکومیت این افراد کوتاه است و به زودی ازاد می شوند اما محکومیت دادگاهی آن ها به گی های مراکشی همواره خاطرنشان خواهد کرد که جایگاه خودشان را که در سایه است از خاطر نبرند. هم چنین زهرچشمی است که مذهبیون مراکشی از عموم مراکشی ها می گیند تا همگان از نفوذ آن ها باخبر شوند و حساب کار دست شان باشد.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |