سال چهارم | شماره چهل و چهارم  | سپتامبر  2008 /  شهریور - مهر  1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    Archive     

 

 

انتقادی به مقاله ای در شماره ی چهل و سه چراغ

آزاده، دگرجنسگونه ی ایرانی

 

مقاله بسیار سخیف و توهین آمیز و بی مایه ای را در شماره چهل و سوم نشریه چراغ  با عنوان معمولی ترین، قابل درک ترین  و کثیرترین گرایش جنسی نوشته ی کامیار مسافر خواندم که بیشتر به نظر یک نوع انتقام گیری مهوع از مطالب مندرج در سایت رادیو زمانه در مورد ترنسها و اختلاف ماهیتی آنها با گی ها و همجنسگرایان بود. در درج این مقاله توهین آمیز نسبت به ترنس سکسوآلها که ایرکیو مدعی پوشش حمایتی از آنان نیز هست هیچ ترس و واهمه ای از تحقیر و از دست دادن آنان به عنوان خوانندگان نشریه چراغ به چشم نمی خورد. در حالیکه در همین شماره با سوز و گداز از نوشتن مطالبی سیاسی که ممکن است به طور احتمالی به از دست دادن حتی یک خواننده نشریه که از دگرباشان اسراییلی یا طرفدار آنان باشد اظهار تاسف و نگرانی شده بود. (با توجه به ناتوانی خواندن مطالب فارسی از طرف یک عبری زبان این احتمال هم از آن احتمالات عجیب و غریب بود) اگر در مقاله ای که در به اصطلاح نشریه دگرباشان ایرانی (که مدعی دفاع از حقوق دگر باشان و ترنسهاست است) اینگونه به صراحت در آن ترنسها موجوداتی فانتزی و مضحک که قابل درک و تحمل نیستند (با این مقدمه در زیر فانتزی های جنسی معرفی شده است که شاید برای شما قابل درک و طبعاً قابل تحمل نباشد)(به نقل از مقله فوق) درج می شود چه توقعی دارید که آقای سازگارا گی ها و همجنسگرایان را غیر قابل تحمل و مترادف با فواحش نداند. در مقاله فوق الذکر حتی سعی شده بعضی از بیماریهای روانی جنسی مانند پدوفیلی یا بچه بازی/ ارتباط جنسی با مردگان/ یا انجام اعمال مجرمانه ای مانند آزار جنسی زنان/ و دزدی را هم ردیف و هم عرض ترنس سکسوآلیسم آورده و معرفی کند. چندین بار هم در گذشته شاهد عقده گشایی و توهینهای مستقیم و غیر مستقیم گی ها  به ترنسها در شماره های قبلی نشریه چراغ بودم ولی انگیزه چندانی برای پاسخگویی به ان احساس نمی کردم

 وقتی که میدیدم شرع و دین و مذهب موضوع ما را درک کرده و پذیرفته در درونم احساس آرامش  میکرده و مینمایم ولی خوب، شاید بتوان بعضی از حسادتها را درک کرد. گی ها اگر قابل درک ترین اقلیت جنسی بودند این همه از به قول خودشان از  آشکار سازی هویتشان در نزد مردم در وحشت وهراس نبودند. اگر قابل فهم و معمولی بودند جامعه هم با انها مثل ترنسها رفتار می کرد. چگونه می توان تصور کرد دو قطب مثبت یا دو قطب منفی بجای دفع یکدیگر همدیگر را جذب کنند!. این موضوع نه از لحاظ علمی که از لحاظ عقلی نیز قایل فهم و پذیرش نیست. در حالیکه یک مرد واقعی و دگر جنسگرا می تواند واقعی بودن احساسات یک ترنس را به خوبی درک کند و مانند یک زن عاشقش شود. و تضاد قطب جنسی خود را با یک ترنس  به وضوح احساس نماید چیزی که بارها آنرا  از زبان مردانی که دوستشان داشته ام و دوستم داشته اند شنیده  ام. آنها می گفتند ما کاملا حس می کنبم با یک زن مواجه هستیم و کلمات زیبایی مانند این (ای مطلوب پنهان شده در جسم طالبها) را شنیده ام.  من به شخصه مشکلی با همجنسگرایان ندارم و هر چند آنها را به هیچوجه درک نمی کنم ولی به عنوان یک انسان لیبرال معتقدم رفتار هر انسانی چه رفتار جنسی و چه غیر از آن تا جایی که به حقوق و آزادی های دیگران لطمه ای وارد نساخته مجاز است. به هر حال فکر میکنم سازمان ایرکیو با درج این مقاله بهتر است نام قبلی خود را مجددا برگزیند. این سازمان، سازمان همجنسگرایان ایرانی است و وظیفه خود را در قبال ترنسها تنها چاپ مقالات توهین آمیز نسبت به انها میداند.

اگر آن طور که می گویید از دست دادن خوانندگان نشریه برایتان اهمیت دارد باید به اطلاعتان برسانم که یکی از خوانندگان نشریه چراغ را از دست دادید. در ضمن با این که میدانم خط مشی حاکم بر این نشریه درتسلط گی ها می باشد ولی اگر به اصل آزادی بیان معتقدید و اگر اندکی بی طرفی در نشریه وجود داشته باشد صرفا بخاطر آن چیزی که در قوانین مطبوعاتی دنیا نیز وجود دارد یعنی حق پاسخ گویی و دفاع قرد یا گروهی که در نشریه ای مورد توهین و یا قضاوت نابجا قرار گرفته اند خواهان درج این پاسخنامه به مقاله ذکر شده در نشریه چراغ می باشم. و امیدوارم که آقای مسافر پاسخ مناسبی داشته باشند.

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.