سال چهارم | شماره چهل و سوم  | آگوست  2008 /  مرداد  1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    Archive     

 

 

پیشنهادی بی مسئولانه برای آینده ی نا معلوم ما

محمد حسین فهیم

 

مدتی پیش قرار شد که برای شما از زندگی ام بنویسم اما تا به حال فرصتی پیش نیامد. زیرا در برابر بزرگترين چالش زندگي خويش قرار گرفتم. همجنسگرا بودن خويش را پذيرفته بودم ولي اين پذيرش فقط از روي چرخي كوچك در فضاي مجازي اينترنت بود. ولي من مي خواستم اين پذيرش را در دنياي واقعي خويش به اثبات برسانم. پس بايد به دور از چشم هاي ديگران به دكتري روانپزشك مراجعه مي كردم. با هزاران ترس و اضطراب از نپذیرفتن، به نزد دكتری رفتم.‌ و چه سخت بود آنگاه كه مي خواستم شروع كنم. نمي دانستم چه بگويم و چگونه شروع كنم. 

آقاي دكتر من همجنسگرا هستم؟

فكر نمي كردم پذيرش آقاي دكتر اينقدر راحت باشد.

از احساساتم و از عشقم سخن گفتم. پس از گفتگوي فراوان و خوشحال بودنم از اينكه آقاي دکتر مرا بيمار نمي دانست و اين حس را كاملا طبيعي تصور می کرد، حرف آخری شنیدم که مرا بسيار پريشان كرد.

«دوست عزیز، من و تو بسيار خوب مي دانيم كه در جامعه اي قرار گرفتيم كه سران آن وجود شما را منكر مي شوند و مردم آن نيز شما را منحرف مي خوانند. من براي شما تست هورمون را مي نويسيم. بعد از تست هورمون دوباره مراجعه كن.»

آقاي دکتر، فردي كه بيمار نيست چرا بايد ...

دوست عزیز، خواهش مي كنم... 

.

.

. و در نوبتهاي بعدي نوبت به مصرف قرصهاي متيل تستوسترون رسید. در حالی که از نظر تست هورمون هيچ گونه مشكل خاصي نداشتم. نمي دانستم چه كار كنم به آقاي دکتر گفتم كه من قرص ها را مصرف نمي كنم، چون بيمار نيستم. ولي باز خواهش او بود و توضيح اين كه اين قرص ها اثرات بدي ندارند. و بعد از مصرف آنها ريزش موهایت نيز بر طرف مي شود.

بعد از سیزده روز از مصرف قرص هايم، جز ريزش موهاي سرم و افزايش موهاي زايد چيزي در درون من تغيير نكرد.

دوباره به نزد آقاي دكتر رفتم. اين بار ديگر نمي خواستم به گفته هاي او گوش دهم. آقاي دكتر قرص ها هم كه تاثيري نداشت ديگر چه بايد مصرف كنم؟ آيا چون مردم مذهبي جامعه ايران وجود ما را ناديده گرفته اند، ما نيز بايد وجود خويش را انكار كنيم؟

 و پيشنهاد آخر او چیزی نبود جز خروج از این کشور.

چه کسی پاسخگوی آینده ی نامعلوم ماست؟!

 

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.