سال چهارم | شماره چهل و دوم | جولای  2008 / مرداد 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

 

سرمقاله   خانه ی هنر

 

نشریات جامعه ی دگرباشی از هر جنسی که بوده اند همیشه مغتنم بوده اند و همیشه گامی بسیار بزرگ، حتی اگر خیلی کوچک بوده اند، در مسیری برداشته اند که از این عوامل و ابزار حیاتی اجتماعی، خالی بوده است. نیاز به این ابزار آنقدر زیاد و آنقدر حیاتی است که حتی اگر وبلاگی فقط با یک پست و یکبار به روز شده باشد، گامی بوده است که در مسیر حرکت به طرف کسب همه ی ابزار یک جامعه مدنی در اجتماع پنهان دگرباشی، ثبت شدنی است. با همین نگاه، و با همین معیار، ارگان مطبوعاتی سازمان دگرباشان جنسی هم با ارزش و قابل احترام است. اما گذشته از این، نشریه چراغ با تداومی که در کار انتشار چهل شماره و چندین ضمیمه در طول سه سال داشته است و با پشتکار در نشر دادن خواسته ها و ضرورت های جامعه دگرباشان جنسی ایرانی و با بلندگوییِ هدف های سازمان خود، بیش از این نیز ارزش گذاری می شود و شایسته ی  احترام است. نشریه ای که با شعار ذاتا ً سیاسی کسب حق قانونی بودن و شهروند شمرده شدن دگرباشان به صحنه آمد، و از ابتدا برای قانونی کردن حق حیات دگرباشان فریاد زد، در میان نشریات متعدد گذشته و آینده ی تاریخ دگرباشان جایگاه خاص خود را خواهد داشت. چراغ، نشریه ای است که در موارد متعدد، در زمینه ی کار خود پیشقدم به شمار می آید و بنا به شرایط انتشار در خارج از کشور، از امتیازات ویژه هم برخوردار بوده و البته از اشکالات خاص خود هم رنج می برده است. چراغ در مواردی موفق به استفاده مناسب از این امتیازات شده است. انتشار بدون وقفه چهل شماره، و دورنمای واقع بینانه چهل شماره دیگر بدون وقفه، هر چند از جمله امتیازات انتشار یک نشریه در خارج از کشور به شمار می رود، اما نشانه عشق و پایبندی گردانندگان این  نشریه نیز هست که هیچ احتمالی از توقف را به دست نمی دهند. با وجود این، تنها تداوم، پاسخ مناسبی به نیاز جامعه دگرباشی و غیردگرباشی به یک نشریه دگرباش نیست. نکات بسیار زیادی هست که باید رعایت شود و اگر نشود زحمت این تداوم به دوش گردانندگان یک نشریه معتبر خواهد ماند. با تشکر از امکانی که هیئت تحریریه ی چراغ برای خانه ی هنر ایجاد کرد تا از این جا سرمقاله ای را بنویسیم که در غیر این صورت احتمالا باید مقاله ای می شد در میان مقاله های این نشریه، با هدف تحسین و انتقاد از کارکرد گردانندگان آن، به عنوان نویسنده ی سرمقاله ی این شماره، و به جای سردبیر فعلی، به کارنامه چهل شماره گذشته چراغ نگاه می کنیم.

در سه سالی که گذشته است نشریه ی چراغ به سه مرحله سر زده است. مراحلی که گاهی در رابطه با مرحله اول، لزوما گامی رو به بهبود نبوده اند اما به هر تقدیر و در مسیر کلی نشریه، نشانه ی پیشرفت به شمار آمده اند. این نشریه که بنا به ذات و علت وجودی اش، نشریه ی جامعه دگرباشان جنسی ایران است نشریه ای است که باید موضوع کار خود را مسائل درگیر جامعه دگرباشی در کلیت آن قرار بدهد و در موازات آن قادر باشد منبع برای دسترسی به آن مسائل و کانال های طرح آن مسائل را ایجاد کند. آنچه در نشریه، که همه ما یا بسیاری از ما به دلیل تعلق به جامعه دگرباشی، با علاقه مسیرش را دنبال کرده ایم و سعی در حمایتش داشته ایم، کمتر از آنچه باید به چشم می خورد، همین مطرح کردن مسائل مربوط به جامعه دگرباشی است. با وجود آن که در طول دوره های مختلف انتشار این مجله، که کم و بیش با جابجایی سردبیران آن مشخص می شود، ظاهرا عمده مطالب مجله اختصاص به دگرباشان داشته است اما این دگرباشان به عنوان چهره های ایزوله شده و فرد شده به میان آمده اند و قادر نبوده اند که تصویری جامع از جامعه ای که بلندگویی اش را به عهده گرفته اند به دست بدهند. با شمارش مقاله هایی که در شماره های نخست به چشم می خورند آنچه بیش از هر چیز به چشم می آید بی برنامه بودن گردانندگان آن است و برنامه ای که آنقدر مبهم است که دیگر برنامه به شمار نمی آید.

در اولین سخن سردبیر اولین شماره ی چراغ می خوانیم « ما با تمام این سوالات راهمان را برگزیده ایم و به درستی و حقیقت آن ایمان راسخ داریم و می خواهیم که در راه شما، همراه شما و چراغ روشنایی تان باشیم. »

ولی مشخص نیست که راهی که سردبیر و گردانندگان چراغ برگزیده بوده اند چه راهی بوده است و مشخصا در چه راهی می خواسته اند چراغ روشنایی "شما" ی مخاطب باشند. آیا این روشنایی در محدوده نشر مسائل فرهنگی و اجتماعی دگرباشی بوده است؟

این احتمال می رود که وابستگی به یک سازمان، بار مسئولیت چراغ را اضافه نکرده، بلکه کم کرده است و چراغ، به عنوان یک نشریه، مسئولیت های سازمان خود را مسئولیت خود دانسته است که در این صورت جایگاه متفاوتی با آنچه ادعایش را داشته است باید اشغال کند. جایگاهی که لزوما پایین تر یا بالاتر نیست، صرفا متفاوت است و دقیقا معنای ارگان یک سازمان را دارا است و نه نشریه ی فرهنگی اجتماعی جامعه دگرباشان جنسی. در این راه، این نشریه بدون توجه به نکات ضروری مطبوعات، بازگوکننده و نشر دهنده برنامه ها و اهداف سازمان خود شده است. سازمانی که حضورش و حرکت فعالش در احقاق حقوق جامعه دگرباشی عزیز و مغتنم و به شرط دموکراتیک و سالم رفتار کردن بسیار ضروری است. با جابجایی سردبیر شماره های یک تا پانزده، خاستگاه مطالب مجله کاملا تغییر می کند. این بار به جای دگرباشانی که از مشکلات و معضلات زندگی خود می نویسند، نویسندگان صاحب تجربه و شناخته شده به معرفی چهره های صاحب نام جامعه دگرباشی بین المللی می پردازند و بخشی از دگراندیشان و روشنفکران نیز به جمع تولید کنندگان آثار در چراغ اضافه می شوند ولی در این دوره مسائل روز و عمده و عاجل دگرباشی به کنار رانده می شود و صفحات چراغ آماده می شود تا رفته رفته بخشی از گفتمان روشنفکری نامربوط به دگرباشی را از وبلاگ های نویسندگان شناخته شده  به چراغ منتقل و بازچاپ کند. این حرکت، می توانست چراغ را به بستری مناسب برای طرح این گفتمان بدل کند و همچنین می توانست چراغ را از مسئولیت اصلی آن که پیگیری موارد مربوط به حقوق مدنی و انعکاس نقض حقوق انسانی دگرباشان ایرانی تعیین شده است، منحرف کند. این حرکت نیز با جابجایی سردبیر، به مسیر جدیدی می رود. نامه ها و  روزمره های دگرباشان  دوباره به سطح پیشخوان چراغ می رسند و مجموعه ای با توازنی بیشتر از آنچه در دو مرحله پیشین بود در نشریه منعکس می شود تا آنجا که امروز می توان گفت که نشریه در چهلمین شماره خود به هدفی که به عنوان یک نشریه ی قابل اعتنای دگرباشی و نه فقط ارگان سازمان داشته است نزدیک شده. این نزدیکی اما کافی نیست. کمبودهایی که در چراغ هنوز هم در زمینه انعکاس مشکلات جامعه دگرباشان جنسی، و به ویژه در روشنگری در مورد هویت دگرباشی جنسی و کمک به آشتی خانواده های دگرباشان با فرزندان دگرباش خود بسیار به چشم می خورد از نکته هایی است که باید توجه سردبیر چراغ را به خود بکشد و باید راههای دست یابی به منابع تولید مطلب در این زمینه ها را ایجاد کند.

از ویژگی های چراغ در این مرحله آخر، همکاری وبلاگ نویسان، هر چند محدود، و بازتاب نام و مطالب وبلاگ نویسان دگرباش در نشریه است. آنچه می تواند ایده آل این نشریه باشد این است که بخش اعظم مطالب چراغ را بلاگرهای دگرباش و نویسندگان جامعه دگرباشی بنویسند. نیازی نیست این نوشته ها همه بار سنگین ادبی داشته باشند، بلکه باید بازتاب دانش و تجربه و دیدگاه بلاگرهای دگرباش باشند و در صفحات چراغ برای ایجاد بحث در تعیین درستی و یا نادرستی شیوه های بکار گرفته شده در دست یابی به حقوق دگرباشان و نیز روشنگری در مسئله دگرباشی و نقد و بررسی و بازتاب رفتارهای اجرایی سازمان دگرباشان جنسی ایران استفاده شود. این ضروری ترین و مفیدترین نقشی است که ارگان این سازمان می تواند به دوش بگیرد. با تفاوت های فاحشی که در این نشریه و در طول مدت زمان اندک فقط سه سال ایجاد شده و با ارتباط منطقی و قابل اتکایی که بین دست اندرکاران چراغ و بدنه ی جنبش دگرباشی بوجود آمده است می توان امیدوار بود که هر چه بیشتر به ایده آل یک نشریه دگرباش معتبر و مفید نزدیک می شود. تفاوت چراغ های شماره یک تا ده با انتشار آگهی های سازمانی که اعتبارشان در زمان انتشار نیز مورد سوال بود، یا شماره هایی که با نام های جعلی فقط خاطرات آزار دهنده ای را در ذهن خوانندگان به جای می گذاشتند و نامه های سر گشاده چاپ می کردند، تا چراغ های سی تا چهل که هر بار مسئولانه تر با مسائل دگرباشان و انعکاس اخبار سازمانی برخورد کرده اند مایه امید است.

با نگاهی به رشد و گسترش هر چه بیشتر تعامل و صمیمیت جامعه ی دگرباشی با چراغ و به دنبال آن با سازمان در اکنون نسبت به گذشته مشخص می گرددکه سازمان می تواند راه رشد غیر سرمایه داری را از چراغی که به منزل رواست بیاموزد و با توجه به اینکه بخاطر شرایط جهانی نگاه سازمان به موضوعات دگرباشی ایرانی بعضا نگاهی پراگماتیستی و درگیر در  شلوغی های غافل کننده ی رسانه ای و شبکه ها و شوهای تلویزیونی و ایجاد پروپاگاندای تبلیغاتی برای اعلام زنده بودن جامعه ی دگرباش ایرانی ست، که در بیشتر مواقع درست و لازم هم می نماید، ولی این نمی تواند خمیر مایه ی حرکت چراغ به صرف ارگان سازمان بودن باشد و چراغ بعنوان رکن دموکراسی سازمانی باید که چراغ باشد.

هر مقدار که ضعف «نگاه به بیرون» به ساحت و رفتار مسئولین اجرایی سازمان با بدنه ی جامعه ی دگرباشی ضربه می زند، خوب است قوت «نگاه به درون» چراغ آن ضعف را برطرف نموده و پایه گذار رابطه ای انداموار و خانوادگی با بدنه ی دگرباشان ایرانی در سراسر جهان باشد. وقتی مسئولین اجرایی سازمان به شدت درگیر بیرون مرزها هستند و در هیچ کاری از هیچ بخشی از بدنه و ریشه ی خود یعنی دگرباش داخل ایران نظر نمی گیرند چراغ می تواند و باید این ضعف را با ایجاد تعامل و گفتگو و بحث و تبادل نظر و با نگاه به درون مرزها به قدرت تبدیل نماید.

 

نیازمندانه باید گفت جامعه دگرباشی بسیار  تمایل دارد که در آنسوی خط به گوش های بیشتری با اندازه ای از بذل حوصله روبرو شود تا امکان بیابد گفتگویی فرهنگی اجتماعی صمیمی بی دغدغه با اعتماد و هم خانواده را با سازمان دگرباشان جنسی ایران بنیان نهد. چراغ و بخصوص سازمان خوب است بیش از این به گسترش رابطه ی اندام واره با بدنه جامعه دگرباشی و با داخل ایران بپردازند.

 

در انتها باید به عنوان دوستان چراغ انتقادی را هم از تمام سردبیران دوره های سه گانه چراغ مطرح کنیم. به عنوان دگرباشان جنسی، ایده آل ما این است که سازمان دگرباشان جنسی ایرانی هر روز محکم تر و موفق تر از پیش برای کسب حقوق انسانی و مدنی دگرباشان حرکت کند و هر روز موفق تر از روز پیش باشد. به عنوان یک انسان معتقد به دموکراسی اما، این سازمان را مثل هر سازمان دیگر یک جامعه، سزاوار انتقاد می دانیم. اگر مطبوعات رکن چهارم دموکراسی هستند، و در جایی که مطبوعات آزاد نباشند دموکراسی امکان ظهور ندارد، مایلیم ابراز کنیم در هیچ کدام از شماره های چراغ و زیر نظر هیچکدام از سردبیران محترم این نشریه، وظیفه ی مطبوعاتی دوش به دوش وظیفه ی سازمانی حرکت نکرده است و سردبیران نشریه در هیچ مقطعی، به عنوان سردبیر نشریه، هیچکدام از عملکردها و اعلانیه های سازمانی و نیز سخنان رسمی منتشره و یا عملکردهای بدنه ی سازمان را سزاوار بازبینی یا حتی انتقاد تشخیص نداده اند. با وجود این باید امیدوار باشیم که چراغ با در آمدن از قالب گفتارهای یک سویه و در مواردی بی پشتوانه و مطالبی که هرچند بازتاب مشکلات قشری از دگرباشان بود اما بازتاب مجموعه بدنه جامعه دگرباشی نبود و به همان خاطر نمی توانست این مجموعه را در کنار هم قرار داده و امکان خودیاری و گفتمان را ایجاد کند و با عبور از محو شده گی و خود باخته گی در برابر فلاش دوربین های رسانه های بیرونی و با مملو نکردن صفحات خود از این پروپاگاندا، و قدم گذاشتن در قالب مجموعه ای کامل تر از دیدگاهها و قلم های دگرباشان و پرداختن به طیف وسیعی از جامعه دگرباشی و استقبال از تمام قشرهای جامعه دگرباشی و تأکید بر این اصل که دگرباشان در یک نقطه فقط اشتراک دارند و آن دگرباشی است و از همین نقطه اشتراک باید به سمت کسب حقوق خود حرکت کنند، و با بهره گیری از قالبی نزدیکتر و مناسب تر برای یک نشریه و نزدیک شدن به شمایل نشریه ای که بیش از هر چیز، نزدیک به نشریه ی یک ارگان حقوق بشری و حامی منافع اولیه و حیاتی جامعه دگرباشی است با حفظ اعتبار و اصول روزنامه نگاری، شایسته احترام است. این نشریه حضوری مغتنم دارد و گذشته ای عزیز و آینده ای پر اعتبار در پیش خواهد داشت.

 

 

سخنی هم با دگرباشان وطنی اینکه وقتی صحبت از چهل شماره و چهل ماه می کنیم یعنی افروخته شدن چهلچراغ به قیمت سوی چشم و سوز دل گروهی انگشت شمار که با کمترین امکانات سخت ترین کار را در مسیری پرسنگلاخ انجام می دهند و کمترین کار ما هموار کردن مسیر و رساندن توشه ی طی مسیر به آنان است. در این راه آنچنان کوتاهی نکنیم که روزی خود را به نبودن چراغ سرزنش کنیم.

و یادمان باشد که اگر ماها در کنار ماها بودیم اکنون ماها در کنار ماها بود.  

 

 

با تشکر از سردبیر چراغ که این فرصت را و بخصوص این ستون ویژه را در اختیار ما قرار دادند.

 

 

خانه هنر


 

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.