![]() |
سال چهارم | شماره چهل و دوم | جولای 2008 / مرداد 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
دگرباشی و گفتگوی ایرانی نگاهی به پنجره های باز شده بسوی گفتمان انسانی
در هفته ی گذشته اتفاق درخوری در فضای گفتار از دگرباشی بوجود آمد که قبل از هر چیز می تواند نشان از تقلای خموش خوابِ اندیشه ورزی ایرانی برای بیدار شدن از خوابی رخوت انگیز باشد . مقاله ی آقای اکبر گنجی در رادیو زمانه ، نوشته ی خانم فهیمه خضر حیدری در وبلاگ اش و مطلب آقای محمدرضا اسکندری در سایت گویا نیوز ، بخش های بزرگ و کوچک این تلاش اندیشه ورزی انسانی _ ایرانی برای بیدار شدن از به خواب زده گی خود فریب است .
اکبر گنجی در مقاله ای چهارقسمتی بطور مفصل در رادیو زمانه از «همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟» می گوید که البته با توجه به خط دهی غیرمستقیم محافل کیهانی در ماجرای مربوط به توقیف روزنامه ی شرق در سال گذشته مبنی بر هر چه کمتر گفتن از همجنسگرایی و همجنسگرایان و اعتراف به اینکه همجنسگرایان توانسته اند یکی پس از دیگری سنگرهایی را در عرصه ی فرهنگی فتح کنند محفل خاصی به روی نوشته ی اکبر گنجی آتش توپخانه ی کیهانی نمی ریزد و سردار عزت ضرغامی جام جمی در صفحه ی دوم جریده اش گریزی به آن می زند .
در حاشیه ای کم سو تر و دورتر از آن ، نوشته ی کوتاه و مختصر ولی آن هم منصفانه ی فهیمه خضرحیدری عضو تحریریه روزنامه اعتماد ملی در وبلاگ شخصی اش بود که در مورد آشکار سازی صادقانه ی محمد خردادیان و تحسین صداقت او قلمی گشته بود که این نیز برای روزنامه نگاری شاغل در روزنامه ای رسمی در ایران کاری ست کارستان بخصوص که رصد کنندگان وحشت در سایت سوپر راست رجا نیوز با اشاره به خبر اعتراض می کند که «معلوم نیست تحریریه روزنامه اعتماد ملی به كجا می روند» و در گوشه و جایی دیگر نوشتار نسبتا مفصل آقای محمدرضا اسکندری چاپ شده در سایت گویا نیوز در مورد همجنس گرا و هم جنس باز، همه و همه نشان از باز شدن پنجره هایی بسوی یک نیاز انسانی است . ولی برخلاف تصور معمول و نا معقول این نیاز نه نیاز دگرباشان که نیاز دگر اندیشان به اثبات انسان بودنشان و آزاد و انسانی اندیشیدنشان است . گنجی شجاعت آزاد کردن خود را از زندان فکر نکردن و ابراز نکردن به نمایش گذاشته است کاری که سایر دگر اندیشان پر ادعای لاف زن از آن عاجزند . پنجره هایی که از طرف اکبر گنجی و دیگران بسوی گفتمان دگرباشی باز شده اند بیش از آنکه در شناساندن دگرباشان خود را به دیگران به کار آید که می آید در استفاده ی درست از عقل و ادراک انسانی انسان ها برای آنچه که آن را در اختیار دارند به کار خواهد آمد .
آن که می اندیشد و راه ها و روزنه های اندیشیدن را به روی خود نمی بندد بزرگترین و اولین خدمت را به شعور انسانی خود می کند تا از آنچه که باید برای درست زیستن استفاده کند درست استفاده کند و آن را بندی بر بنیان های اندیشه اش ننماید .
گنجی و دیگران اولین و بزرگترین خدمت را به شعور انسانی خود کرده اند که به اندیشه ی خود اجازه ی اندیشیدن اندیشمندانه بدون دست و پا زدن در فریب کاری های سالوسانه را داده اند گنجی و دیگرانی که همچون گنجی به ذهن خود اجازه ی پرسه و پرسش از چرایی ، کجایی ، چه بایدی و چگونه بایدی حقوق طبیعی دگرباشان برای زندگی داده اند پیش و بیش از همه خود را از حقوق انسان زیستن ، اندیشه محور بودن و شجاعت گفتن محروم نکرده اند . این حقوق این اندیشه و این شجاعت حق گنجی و تمام انسان هاست که بسیاری از اندیشه ادعایان خود بزرگ بین خود را در حقارتی خودحاکم از آن محروم کرده اند .
گنجی فهمیده است که اعتراف من ِ انسانی من اش به حقی که حق است بیش از آنکه مورد نیاز صاحب حق باشد اثبات من ِ انسانی من اش است که به آن نیاز دارد .
به دیدگاه من گنجی بامقاله ی جدیداش فقط بدهی خود به روح انسانی اش را داده است .
نویسنده : وبلاگ نویس دگرباشی که بدهکار نیست و البته طلبکار هم نیست
در ادامه ی بحث دگرباشی و گفتگوی ایرانی - نگاهی به پنجره های باز شده بسوی گفتمان انسانی تمام مباحث مربوط به این گفتمان را می آوریم ابتدا مقاله ی دوست عزیزمان حمید پرنیان که برای چاپ در این ویژه نامه به خانه ارسال شده است تقدیم می شود و سپس متن کامل مقاله ی آقای اکبر گنجی ، عکس العمل روزنامه ی جام جم به نوشته ی آقای گنجی ، نوشته ی خانم فهیمه خضرحیدری در مورد جسارت خود بودن ، عکس العمل سایت راست افراطی رجا نیوز به نوشته ی خانم حیدری ، مطلب آقای محمدرضا اسکندری در مورد همجنسگرا و همجنس باز چاپ شده در سایت گویا نیوز ارائه می گردد .
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |