![]() |
سال چهارم | شماره چهل و یکم | ژوئن 2008 / تیر 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
راه حل و عیبیابی انواع سیستمهای زندگی کیبورد
قرار است از این پس من هم چراغی باشم. نمیدانم تا کی ولی هستم فعلا. پس تا هستم "کیبورد" هستم.
خب البته که همهچیز هیچ وقت سرجایش نیست. اگه اینطوری نبود که اینچیزها اینجا نوشته نمیشد. اتفاقا مشکل هم همین است. عیبیابی کار ما نیست و البته تعمیرکاری هم وجود ندارد. حالا اگر میخواهید مشکل را حل کنید باید پی راهی بود. از قدیم هم گفتهاند هر مشکلی راهی دارد. این نکته اضافه میشود که نگفتهاند که راه حلها قابل پذیرش هستند یا نه. این دیگر مشکل خودتان است که این مشکل جدید – که مثلا قرار بود راه حل باشد – به مشکل قبلی اضافه شد کار را دو برابر و یا حتی چند برابر کند. چرا این همه خودتان را اذیت میکنید؟ نباید اجازه داده میشد که این همه مسایل پیش بیاید. حالا هم که اینطور شده، طوری نشده زیر میزی رد کنید برود. خرج زیادی که ندارد. اصلا هیچ توفیری در خرج سالیانه و ماهیانه و حتی روزانهیتان نخواهد داشت. این دور و زمانه پول و قدرت است که حرف اول را میزند. به جان شما تمام مافیاها هم همینطورند! حالا باز در برابر این مسیله ممکن است مسایل دیگری در میان باشند، البته برای بعضیها، نه همه. ممکن است این بعضیها به بازار دسترسی نداشته باشند. همه که پولدار و سرمایهدار و بازاری نیستند. به زیردستان و طبقات محروم نباید ظلم کرد و همیشه باید آنها را درنظر گرفت. یادمان باشد که مشکل فقط سراغ قشر بورژوا و البته خورده بورژوا نمیآید. بر حسب اتفاق این شتری است که در خانهی آنها بیشتر مینشیند. البته منظور نگارنده بر این نبود که خدای ناکرده قشر متوسط به بالای جامعه از خدا بیخبرند. برعکس خدا روزی چندبار جویای احوال آنهاست وهر بار که یادشان برود از خدا و اطرافیان خدا سربزنند، آنها خوب خدمتشان میرسند. این دیگر نه به نویسنده مربوط است نه شما و نه شخص سوم دیگری. کار روزگار همین است دیگر. خیلی از ماجرا فاصله نگیریم میتوان با با توکل به یک سری چیزهای دیگر که در بازار به وفور یافت میشوند همه چیزهای حل نشدنی را حل کرد. مگر ندیدهایی که پشت تاکسیها و کامیونها نوشتهاند بیمهی دعای مادر یا فلان امام و بهمان، یا فقط خدا [با اجازه از پیشگاه خداوند.] ولی با تمام این اوصاف انقدر دنبال راه حل نباشیم بهتر است. نگارنده معتقد است که بهترین راهکار راهی است که راه نیست! این راه اصلا وجود خارجی ندارد. نویسنده معتقد است گرچه دو راهی که پیش از این توضیح داده شد موثر هستند ولی کار از محکمکاری عیب نمیکند و بهترین راه حل همان راهی است که نیست. اگر بخواهیم این بیراهه را روشنتر شود اینطور خلاصه میشود که مثل احمقها شویم و با لبخند به خودمان و دیگران بگوییم که "درست میشود". همین!
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |