سال چهارم | شماره چهل ام | ژوئن  2008 / خرداد 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

هایاستان .. هایاستان ...  چه به سر تو آمد که فرزندانت را آواره کردند ؟!؟

واراند

 

24 آپریل 2008 میلادی، 93 سال از جنایت بزرگ دولت عثمانی (ترکیه ی امروزی) در حق ملت ارمنی ساکن ارمنستان غربی می گذرد؛ جنایتی که در کشور ترکیه بعد از سالها هنوزهم تابو است و پرداختن به آن مجازات زندان دارد و در مواردی حتی کسانی که به این مسأله بپردازند، را به قتل می رسانند. چند سال قبل بود که روزنامه نگار ارمنی تبار "رانت دینک" را در استانبول به علت پرداختن به مسئله ی کشتار ارامنه ترور کردند و البته تمامی جمعیت های مدافع از حقوق بشر، دولت ترکیه را در این ماجرا دخیل می دانند. عزیز نسین، نویسنده و روزنامه نگار معروف ترک هم به خاطر مطرح کردن کشتار ارامنه به محاکمه کشیده شده است . دولت ترکیه هنوز بعد از گذشت دهه ها از پذیرفتن این جنایت سر باز می زند به دلیل این که با قبول این واقعیت در حقیقت بر اصل پان ترکیسمی که کمال آتاترک پایه گذارش بود پشت کرده است، و البته می بایست میلیون ها دلار به بازماندگان این جنایت پرداخت کند .

نسل کشی ارامنه در تاریخ معاصر بدان جهت مهم جلوه می کند که اولین نسل کشی سبعانه در قرن بیستم است و از آنجا که این قرن، به عنوان قرن ورود بشر به عصر مدرن معروف شده، در چنین قرنی، چنین جنایتی در حق چنین ملتی که هیچ گاه دست شان به خون ملت دیگری آلوده نشده بود، تنها به دلیل تعلق به نژادی خاص و داشتن دینی متفاوت از اکثریت، فاجعه ای انسانی به حساب می آید، فاجعه ای که منجر به کشته شدن یک و نیم میلیون نفر انسان بی گناه شد.  نسل کشی های دیگری نیز اتفاق افتاده، نسل کشی مسلمانان بوسنی و هرزگوینا، نسل کشی در دارفور، هولوکاست و نسل کشی یهودیان اروپا، و نسل کشی های دیگری که در جای خود دهشتناک و شاید بسیار هول انگیزتر از کشتار مردان و پسران جوان ارمنی در وان و ارزروم، و کوچ اجباری زنان و مردان پیر و از کار افتاده به بیابان های سوریه و میان رودان و تجاوزات جنسی به دختران باکره به خاطر از میان برداشتن نسل ارمنیان غربی باشد.  

اما هیچ ارمنی تباری، حتی آنها که قرن هاست در ایران زندگی می کنند ( اسپیورکاهاتیون ها( و ارمنی هایی که از زمان شاه عباس صفوی در ایران زندگی می کنند و جزو جدایی ناپذیر جامعه ای ایرانی شده اند، ظلمی که به همزبان ها و هم کیشان شان، تنها به دلیل تعلق به دین و نژادی خاص روا داشته شده  را، فراموش نمی کند.

جالب اینجاست که دولت ترکیه خوش بینانه تلاش می کند تا  عضوی از اتحادیه ی اروپا   باشد  در حالی که یکی از بزرگترین موانع این عضویت عدم پذیرش این جنایت از طرف دولت این کشور است. اما بازهم دولت ترکیه حاضر نیست تا به جنایت انجام شده اعتراف کرده و حقوق پایمال شده ی ملت ارمنی ترکیه را بدانها بازگرداند.

بعد از قرن ها که ایران نمونه ای از همزیستی پیروان دین های مختلف و قومیت های متنوع در کنار هم بوده و هست، در سال های اخیر شاهد بوده ایم که بسیاری از اقلیت های مذهبی که ارمنی های مسیحی را هم شامل می شود از حقوق شهروندی خود محروم می شوند.

داشتن شغل مناسب و رسیدن به جایگاه های مدیریتی در جامعه های دموکرات ربطی به قومیت و نژاد ندارد اما در ایران اسلامی، امروز، اقلیت ها تنها به دلیل تعلق به دین و مذهبی سوای جامعه ی اکثریت، به هیچ عنوان به مناصب بالای مدیریتی و اجتماعی نمی رسند. این در حالی است  که ایرانیان ارمنی به هیچ عنوان ضدیتی با دیگر قومیت ها ندارند و ملتی هستند که همیشه به دنبال کسب و کار و رونق اقتصادی محل زندگی خویش بوده و هستند. طبعا کسانی که روزی در ارومیه، ماکو، قره کلیسا و جلفای ارس زندگی می کردند، در سال های دور پیش از این، همسایگان مسیحی شان را ارج می نهادند. اما در دولت کنونی شیعی مآب جمهوری اسلامی، قومیت های مختلف به راحتی نمی توانند وجود یکدیگر را تاب بیاورند و آنچنان  بر سر دین و مذهب مجادله می کنند که انگار از ازل اختلافات مذهبی در بین ایرانیان وجود داشته است.

این سایت بهترین مرجع برای مشاهده ی جنایات عثمانی ها علیه ارامنه است.

http://www.ourararat.com/far/index.htm

آرزوی این که دیگر در دنیا شاهد نسل کشی و از بین بردن انسانی به خاطر مذهب، اعتقاد، نژاد، یا هر چیز دیگری که از نظر جمع تابو هست، نباشیم، آرزویی مهمل و دست نیافتنی به نظر میرسد اما اگر تنها هر کدام از ما بتوانیم خود را اصلاح کنیم، چشم هامان را باز کنیم، تابو ها را بشکنیم و انسان باشیم، شاید روزی برسد که به این آرزو هم دست پیدا کنیم !

" اشعه ی خورشید بر وان

انعکاسی روح بخش داشت

و آختامار

می درخشید و بر خرابه های وانک لبخند می زد  ! ه

بهار بود ...   آپریل

ناقوس کلیسا ...  بازهم ؟!!

مگر امروز یکشنبه است ... ؟؟

آه آتش

تُرکان جوان  ریختند و اینک

خانه ها     سوخته

زنان          شکم دریده

کودکان       ترسان     گریان

مردان        خفته در گورهای بی صلیب

مسرو  داشت دعا می خواند / وقتی پشتش شکافته شد

بازهم آوارگی     و جدایی از" هازار خاطره "

زنان       کشته

بر زمین تفته

صحرای سوزان سوری

قایق ها

غرق در وان

در دریای ارزروم ! ه

چه می شد

اگر آرمِن را

به موسی داغ نمی راندی ؟؟

.

.

( قسمتی از یک شعر بلند به خاطر مادرم )

23 آپریل 2008 میلادی

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.