![]() |
سال چهارم | شماره چهل ام | ژوئن 2008 / خرداد 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
به نام آن که احساس را آفرید
سلام دوستان چراغ، دوست نداشتم این را بنویسم چون نه حوصله ی این کار را دارم و نه مثل خیلی ها علاقه به یادداشت و یا نقد نوشتن دارم. اما حس کردم یک جور باید این کار را انجام بدهم. سعی می کنم روان بنویسم که اذیت نشوید. معذرت می خواهم که فونت فارسی ندارم. فکر می کنم این دومین باری هست که سکسولوژی را انداختین! یکی از دلایل این که من به علاقه ی خودم نسبت به همجنس خودم افتخار می کنم و واقعا مغرور هستم این است که باور دارم احساسات همجنسگرایانه بر خلاف احساسات هتروها کمتر درگیر سکس است و بیشتر آن عشق خالص و اصیل و آن علاقه است که علاقه را به وجود می آورد نه اینکه اول از جنبه ی سکس میل یا علاقه ایجاد شود. می دانم که این باور من درست است چون راجع بهش تحقیق کرده ام. نه اینکه بخواهم موضع نفی سکس در هر گونه رابطه ای را داشته باشم و بخواهم به هر صورتی به گونه ای سکس داشتن را محکوم کنم. سکس داشتن یک غریزه ی انسانی است و امری کاملا طبیعی، اما باور دارم سکس و نفس عمل سکس امری مقدس همچون احساسات و علاقه و عشق نیست. اصلا قابل مقایسه با پاکی احساس نیست و معتقدم عشق حقیقی، حال چه بین انسان ها و چه بین انسان و دیگر چیزی، هیچ وقت درگیر سکس نیست. به هیچ عنوان باکرگی را مقدس نمی دانم اما اگر کسی با فهم به عشق و فهم و درک درست از عشق خودش را آلوده ی لذت بی ارزش و زودگذر دنیوی نکرد مقدس است، نامش هر چه که باشد. حال با توضیحی که دادم متأسفم که نشریه ای را می خوانم که دیگر دارد به سمت سکس، سکس، سکس، می رود. اصلا این خط مشی جدیدتان درست نیست، یعنی به نظرم شأن چراغ را پایین می آورد، حال اینکه گویا سردبیر محترم هم بدش نمی آید 5، 6 صفحه ی دیگر به این قضیه اضافه کند که بلکه شاید خوانندگانش بیشتر شوند. من واقعا نمی دانم هدف از مقالات سکسولوژی چیست، اما شاید برای جذب مخاطب (خواهش می کنم بلافاصله نفی نکنید و سعی نکنید آن چیزی که تو سرتان می گذرد و می خواهید به هر قیمتی به دستش بیاورید را زود نفی کنید، سعی کنید صادق باشید). شاید هم واقعا فکر می کنید دارید به روشی فرهنگ ارائه می کنید که صد البته خیال باطلی است و نسل جوان امروز ایران فکر می کنم به علت سطح پایین تفکر و البته سررفتن حوصله در خانه، همگی فیلسوف مسائل و روابط سکسی هستند. پس قطعا نیازی به چندین و چند صفحه سکسولوژی در چراغ برایشان نیست. متأسفم، نه برای چراغ، بلکه برای خودم و به عنوان خواننده اش که شاید سطح فکری چراغ این حد است که دیگر به مسائلی که بتوانند روشنگری کنند در مورد روابط همجنس گرایان، اعتنا نمی کنندف هنوز مقاله ی بسیار زیبای ساقی قهرمان در شرق را که می خوانم از آن چیز یاد می گیرم و به زیبایی احساساتی که محدود می شوند و نباید که محدود بشوند پی می برم. چرا از این جمله مقالات دیگر نمی بینیم؟ شاید فکر می کنید خوانندگان کشش مطلب را ندارند. واقعا نمی دانم. اصلا فکر نکنید که جامعه ی همجنسگرای ایران دیگر نیازی به توضیح فلسفه و درونمایه ی روابط همجنسگرایانه ندارد، زیرا اینجا، کانادا و هلند نیست. باور کنید هنوز اینجا پدر که بفهمد دخترش یا پسرش ..... به قصد کشتنش .... ما به عنوان ایرانی، حداقل من به عنوان یک ایرانی با تمام احترام خود نسبی به سرزمینم ایران، می پذیرم و برای شمایی که می خوانید و شاید نمی دانید می گویم که سطح ارزشی فکری جوان امروز ایرانی، نه فقط جوان ایرانی، بلکه جامعه ی ایرانی بسیار پایین است. خیلی بیشتر از اینکه تصورش را بکنید. . بحث در مورد برهان من در مورد مسائل مذکور، جایی در این بحث ندارد. و این بسی جای تأسف است. و حالا شما که شاید نبض کوچکی از جامعه ی همجنسگرایان ایران را در دست دارید به بحث های اصلی تر که حتی خود من هم به آنها احساس نیاز می کنم نمی پردازید. فکر می کنید چند نفر از خوانندگان چراغ قبل از تعطیلی شرق، ساقی قهرمان را می شناختند و آن مقاله را قبل از تعطیلی شرق خوانده بودند و درک کرده بودند؟ به جرأت عرض می کنم کمتر از 10%. شاید هم چون می دانید که امکان این هست که این جور مسائل درک شان آسان نیست، مقاله ی سکسولوژی یا من و IT راه می اندازید. ببینم خانم قهرمان، واقعا شما فکر می کنید این صفحه ی من و IT ( با کمال احترام برای شما و نویسنده اش)، ارزش نگاه کردن هم دارد؟ اگر داشته باشد جای آن در چراغی که واقعا وظیفه ی سنگین تر از اینها دارد، نیست. من نه با طنز مخالفم نه با آگاهی دادن در مورد روابط جنسی اما آگاهی در مورد سکسولوژی وظیفه انجمن دگرباشانه جنسی ایران است یا وبسایت آویزون دات کام ؟ آیا تا وقتی من، خودم را عرض می کنم، از مقالات چراغ ارضا نشدم باید بروم صفحه ی من و IT را بخوانم؟ یعنی در کنار اصل مطلب باشند نه اینکه سایه ی آنها اصل مطلب را در خود تاریک کند. سخن کوتاه، یک کم سرتون داد بزنم: چراغ شده مسخره بازی، کار شما شده صفحه پر کردن. حداقل کاش همان سکسولوژی را خودش می نوشت نه اینکه برود کتابی از کتابخانه بگیرد و ترجمه کند و شما هم 10 صفحه به او جا بدهید. چراغ شده یادداشت بر فلان مطالب، (آخه یک مطلب در فلان سایت که اصلا ارزش جواب دادن ندارد). مگر شما مدعی العموم هستید یا مانیتورینگ وب- سایت با شما ست که 60 تا نقد روی هر مطلبی که هر ناکسی در مورد همجنسگراها می گوید، می دهید؟ اگر می خواهید جواب بدهید، به یک آدم حسابی بگویید عصر ایران را بشوید بگذارد کنار، آن هم فقط در یک صفحه، نه اینکه از هر استان ایران یک مقاله انتخاب کنید که آن جوان احساساتی هم بردارد در مقاله ای نصف مطلب را تأیید کند نصف اش را تکذیب، که ای کاش نقد می کرد نه نفی، که آخر هم خودش نداند چه نوشته شما هم اسمش را بگذارید: یادداشتی بر ...! عصر ایران چیزی نوشته و چراغ نظر داده که نه اینطوری نیست. آخه این شد نشریه ی دگرباشان جنسی ایرانی؟ خانم سردبیر هم که واقعا دوستش دارم چندین نطق پیش از دستور بدهد در صفحه ی اول. هر دفعه هم که قصه ی شب می گذارید تو صفحه ی آخر؛ اطلاع از وضعیت دیگر دگرباشان لازم است نه این که چراغ بشود دفتر خاطرات هر کسی که از ایران می زند بیرون. منظورم این که حد هر چیزی را رعایت کنید. هم داستان بگذارید هم یادداشت و نقد اما نه 1000 صفحه. خلاصه که یک کم دکلاسه شدید و خواهش می کنم اگر 1% از حرف هایم را قبول دارید یک بازنگاری روی مطالب داشته باشید و هر چیزی را چاپ نکنید. در آخر از همه تون از صمیم قلب تشکر می کنم باز هم می گویم نمی دانم که این متن را خواهید خواند یا نه اما من خانم قهرمان را بسیار دوست دارم و امید دارم که ایشان که زمامدار چراغ هستند کمی برای همه ی کسانی که حتی برای نصف صفحه در چراغ زحمت می کشند آرزوی خوشحالی می کنم. از آوردن اسمم و هر گونه اطلاعات معذورم و از این بابت عذر می خواهم. باور کنید که دوست دارم از همین جا خودم را داد بزنم برای گوش های شما اما حیف که.. *** یک مطلب را که خیلی وقت است دوست دارم بگویم اما خب حالا که بحث انتقاد باز شد می توانم بگویم این که سایت ایرکیو تم کاملا خشکی دارد. من که وارد سایت می شوم فکر می کنم وب سایت یک زندان است. یک چیزی هست به نام ترکیب رنگ و دیزاین. اگر خواستید یک کم روی سایت ایرکیو کار کنید. می دانم ممکن است یک سری مشکلاتی داشته باشید اما باور کنید خیلی می تواند تأثیر روی بیننده ها داشته باشد. با امید یک ایران آزاد و ایرانیان رنگین کمانیِ سر بلند. راستی، اگر جرأت دارید این را در چراغ منتشر کنید. شوخی کردم. این را برای شما نوشتم. خیلی خوشحال می شوم برای این نوشته یک جواب خوب از شما بشنوم، البته صد بار بیشتر اگر این جواب را ساقی قهرمان بدهد که خیلی ممنون می شوم. اگر جایی از متن لحن توهین آمیز داشت واقعا عذر خواهی می کنم. باور کنید که روی شما تعصب دارم، چون تنها صدای ما هستید.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |