![]() |
سال چهارم | شماره سی و نهم | ایپریل 2008 / اردیبهشت 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
در امتداد انتخابات مجلس هشتم امیر منتخب
خیلی از گروه های طرفدار براندازی و یا اپوزسیون خارج کشور ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی خود و سهم خواهی در قدرت، دست به اعمالی مثل تحریم انتخابات بزنند اما آیا این روش برای جامعه همجنسگرایان که در ایران مشغول زندگی و ادامه حیات است و هر لحظه به خاطر احساس و یا غریزه خدادادی با مجازات مرگ و فضای تهدید روبرو است مناسب است؟
از منظر عمومی انتخابات مجلس هشتم برخلاف دوره های قبل از فروغ کمتری برخوردار بود که شاید عمده ترین دلیل آن اصلاحیه قانون مجلس هفتم پیش از برگزاری بود که مانع از تبلیغات گسترده کاندیداها همچون دوره های گذشته شد و به تبع از آن پیش از انتخابات شور تبلیغاتی و تهییج مردم در سطح جامعه از بین رفت. قلع و قمع نیروهای رقیب به ویژه یاران خاتمی و حذف چهره های اصلی از تمام حوزه ها و ایجاد رقابت برای نیرو های رده دوم و سوم در برخی از حوزه ها به خصوص پایتخت و شهرهای بزرگ چون شیراز و اصفهان عامل دیگر کم نشاطی انتخابات در این دوره و تغییر فضای انتخاباتی و تأثیر در هندسه مجلس آینده شد. وزارت کشور احمدی نژاد زحمت شورای نگهبان را آنچنان کم کرد که این شورا نه تنها همچون دوره های گذشته نیازی به رد صلاحیت های گسترده نداشت بلکه در برخی از موارد عملکرد تند وزارت کشور را تصحیح کرد! این دو مورد اساسی پیش از برگزاری انتخابات، و تداوم قهر مردم با اصلاح طلبان، نتیجه ای را رقم زد که حکومت برنده اصلی انتخابات و مردم بازنده اصلی آن شدند. اصلاح طلبان به زحمت حدود 34 کرسی پارلمان را بدست آوردند و باقی را به جناح حامی دولت واگذار کردند. اگرچه همچنان دور دوم انتخابات در برخی از حوزه ها باقی مانده است و در پایتخت هنوز اصلاح طلبان برای فرستادن چند مهره اصلی خود به پارلمان فرصت دارند اما بعید می رسد که با توجه به شرایط موجود، تغییر اساسی در فضای سیاسی کشور و یا مهندسی پارلمان آینده ایجاد شود. اما نکته مهم در این میان تأثیر چنین انتخابات هایی در جامعه همجنسگرایان ایران است. به تصورم این جامعه باید نسبت به اینگونه اتفاقات سیاسی اطراف خود بی توجه نباشد. از آنجاییکه جامعه همجنسگرایان در ایران یک جامعه سیاسی با نقش و اهداف سیاسی نیست باید از اینگونه رویدادها برای تغییر جزیی و اصلاح فضای موجود خود با روش های مدنی بهره جوید. به عنوان مثال خیلی از گروه های طرفدار براندازی و یا اپوزسیون خارج کشور ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی خود و سهم خواهی در قدرت، دست به اعمالی مثل تحریم انتخابات بزنند اما آیا این روش برای جامعه همجنسگرایان که در ایران مشغول زندگی و ادامه حیات است و هر لحظه به خاطر احساس و یا غریزه خدادادی با مجازات مرگ و فضای تهدید روبرو است مناسب است؟ جامعه همجنسگرایان باید نسبت به وقایع پیرامونی خود با حساسیت، دقت و وسواس بیشتری واکنش نشان دهد. رویکرد اصلاح طلبانه در شرایط فعلی یکی از بهترین راه ها برای ایجاد فضای مناسب است. دلیل آن هم پر واضح است. با کمی دقت در عرصه سیاسی کشور می توان دریافت امیدی به تغییر و یا جایگزینی یک حکومت بجای حکومت فعلی، با استفاده از روش های تند و انقلابی وجود ندارد چرا که مردم ایران فعلاً به تنها چیزی که می اندیشند امنیت و عافیت آنی است. اپوزسیون خارج از کشور هم از یک سو مورد اقبال فعالین سیاسی که در مبارزه توان پرداخت هزینه سیاسی را دارد نمی باشد و از سوی دیگر غرب اقبالی به آنها ندارد. در توضیح مطلب فوق باید به این نکته توجه کنیم که در عرصه سیاست داخلی بخشی از جامعه زنان که تحت لوای جنبش زنان برای ایجاد تغییرات مبارزه می کنند و بخشی از اصلاح طلبان (چهره های سیاسی و روزنامه نگاران فعال) جنبش کارگری، دانشجویی و معلملن که حاضر به پرداخت هزینه از جمله زندان، شکنجه و پاره ای از موارد مرگ هستند، هیچ نگاهی به اپوزسیون خارج ندارند و غرب هم حاضر به این نیست که بر روی گروه هایی در خارج از کشور سرمایه گذاری کند که بر فرض محال پیروزیشان در ایران، دوباره همین سیاسیون داخلی علیه آنها دست به فعالیت سیاسی بزنند. بنابراین سرمایه گذاری بر روی اصلاح طلبان داخلی برای منافع آنها کم هزینه تر و سودمندتر است، اگرچه زمان بیشتری نیز صرف خواهد شد تا به قدرت دست یابند. بنابراین جامعه همجنسگرایان باید با درک واقعیت ها، شرایط مناسب تری برای خود ایجاد کند. بیاد دارم در دوره ریاست جمهوری خاتمی بسیاری از مردم عملکرد وی را به شدت مورد نقد قرار می دادند، اما آیا فضا برای همجنسگرایان در آن زمان و تعداد برخورد و اعدام آنها با این دوره یکسان است. در آن دوره هرچه نداشتیم رییس جمهوری داشتیم که همجنسگرایان را همجنسباز نمی نامید و از اساس وجود آنها را منکر نمی شد که هم خود و هم ایرانی را در دنیا به تمسخر بکشد. بنابراین جامعه همجنس گرایی در ایران باید دست به مبارزه نرم بزند. برای اینکار این طبقه اجتماعی اولاً باید به جناح های سیاسی در داخل کشور بقبولاند که از عده کافی برای تأثیر گذاری در تغییر آراء برخوردار است؛ که به گمانم در حال حاضر بطور نسبی برخوردار نیز هست. دوم باید اثبات کند که سازماندهی شده عمل می کند. برای اینکار لازم است تا تشکل های همجنسگرایی (ایرانی) در خارج از کشور با طرح خواسته هایی و پس از آن جمع آوری امضاء اشخاص حقیقی و حقوقی (مثل جلب حمایت وبلاگ نویسان جمعی و فردی)آنها را به رأی دادن به گروه های سیاسی همسو تشویق کند. این عمل نه تنها منفعلانه نیست بلکه کم کم به سیاسیون کشور تفهیم می کند که برای کسب آراء این طیف نیاز به ارایه امتیاز و یا دست کم سکوت در مقابل فعالیت های آنها دارد. البته حتما نیاز به آن هست تا سایر صاحبنظران در این خصوص و ارایه راهکارهای عملی تر به اظهار نظر بپردازند.
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |