![]() |
سال چهارم | شماره سی و هشتم | مارچ 2008 / فروردین 1387 | شناسنامه و تماس | آرشیو چراغ | بازگشت به صفحه ی نخست |
|
برزخی قانونی برای پناهندگان همجنسگرا در کانادا قانون، پروسه ای طاقت فرسا و گاه، همجنسگراستیز
Jen Lahey / Capital Xtra / Thursday, February 21, 2008 http://www.xtra.ca/public/viewstory.aspx?AFF_TYPE=2&STORY_ID=4375&PUB_TEMPLATE_ID=4
آرشام پارسی ناچار شد که زندگی اش را در ایران رها کند و برود. خطرات و تهدیدها زیاد بودند. سال ها بار تنهایی را به دوش کشید در خفا تمام مسئولیت ها را به انجام رساند. ناچار بود همه چیز را از همه کس پنهان کند. بعد از گذشت چندین سال هنوز هم خطر از زندگی او نشده است. زندگی پارسی، بنیان گذار سازمانی برای کمک به دگرباشان جنسی ایرانی، در خطر قرار داشت. با توجه به قوانین سخت ایران و وجود مجازات سنگین برای همجنسگرایی و نیز تأسیس یک انجمن همجنسگرایان، حتمال داشت حلق آویز و یا سنگسار شود. در این شرایط بود که در سال 2005 خانواده و دوستانش را گذاشت و از ایران خارج شد و هیچ امیدی نداشت که دوباره آنها را ببیند. وقتی به ترکیه رسید به دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا مراجعه کرد. در آنجا حدود هفت ساعت مصاحبه شد و پس از آن او را نزد یک دکتر روانشناس فرستادند و ده ساعت دیگر نیز در آنجا زندگی و مشکلاتش را تعریف کرد. پارسی گفت: "خیلی سخت بود. می دانید، در آن زمان بسیار مضطرب بودم، در تمام طول مصاحبه گریه می کردم. من خانواده ام را ترک کرده بودم، شغلم، دوستانم و هر چیزی که داشتم را گذاشته بودم. هیچ چیزی نداشتم چز چند دست لباس و 50 ، 100 دلار پول . تنها چیزی که داشتم امید بود. احتیاج داشتم با کسی حرف بزنم." سازمان ملل از او حمایت کرد و او را به سفارت کانادا در آنکارا ارجاع داد و او پس از هشت ماه به کانادا وارد شد. پارسی گفت: "در ایران ناچار بودم که سکوت کنم، از چیزی حرف نزنم، اما وقتی در سازمان ملل بودم، برای اولین بار در کل زندگی ام گفتم که من چه کسی هستم و چه کارهایی تا به حال کرده ام. البته گفتن آن حرف ها خیلی سخت بود. در ایران هیچ کس نمی دانست که من برای گروه نوپای رنگین کمان که بعداً شد سازمان همجنسگرایان، کار می کنم. دوستانم مرا با اسم مستعار می شناختند. در آن زمان نمی توانستم به کسی اعتماد کنم. آن مصاحبه اولین باری بود که توانستم بگویم این سازمان را من راه اندازی کردم و آرشام هستم." پناهندگان می بایست با ترس هایی که مدام به صورتی غریب آنها را آزار می دهد و ناچارشان می کند گرایش جنسی خود را مخفی نگه دارند، مبارزه کنند. باید با وحشت بسازند، و یا از آن جهنم خلاص شوند. اما خلاصی، برای بسیاری از دگرباشان به آسانی میسر نمی شود و گاه به سمت برزخی قانونی سوق داده می شوند. یا خطر برگشت به کشورشان آنها را در شرایطی طاقت فرسا قرار می دهد و یا ناچار با یک روند دگرباش ستیزانه در کشور ترانزیت روز می گذرانند. الفاروق خاکی وکیل مدافع پناهندگان دگرباش در تورونتو، یادآوری می کند که یکی از اعضای سازمان مهاجرت و پناهندگی کانادا به یکی از موکلان کنیایی اش گفته بود: اگر کمی با احتیاط در کشور خود (کنیا)رفتار می کردید، می توانستی بدون مشکل در همانجا بمانی. الفاروق خاکی در پاسخ توضیح می دهد: "منظورتان از احتیاط چیست؟ آیا شما به او می گویید که در تمام طول زندگی اش سرش را به زیر بیاندازد و امید داشته باشد که کسی از گرایش جنسی او خبردار نشود تا زندانی و یا کشته نشود؟ چرا یک نفر می بایست گرایش جنسی اش را مخفی کند؟ شما به عنوان شهروند یک کشور، نباید مجبور باشید جنسیت، عقاید سیاسی و یا مذهبی تان را از ترس شکنجه مخفی کنید. باید بیشتر در مسائل و ناملایمات پناهندگان تحقیق کرد. من، برای نمونه، اگر بخواهم باید بتوانم همجنسگرا بودن ام را حتی جار بزنم و باز هم امنیت داشته باشم. باید در این مورد، یعنی فشاری که به مردم در کشورشان در اثر محدودیت هایی که در زمینه ی حقوق انسانی و اجتماعی دارند، حساسیت بیشتری به خرج داده شود به ویژه از جانب مسئولین اداره ی مهاجرت و پناهندگی که خودشان دگرباش نیستند و با دگرباشان و زندگی آنها آشنایی کافی ندارند. " برای همه ی پناهجویان روندی چند مرحله وجود دارد. متقاضی باید در ابتدای ورود که بیشتر فرودگاه و یا بنادر کشور پناهنده پذیر می باشد درخواست پناهندگی دهد. در این صورت پناهجو به اداره ی مهاجرت و پناهندگی کانادا ارجاع می شود. آنها قرار ملاقاتی تعیین می کنند و فرمی را به او می دهند که مشخصات فردی اش را بنویسد. خیلی بروکراتیک نیست؟ در این فرم است که آنها باید داستانشان را بنویسند. توضیح دهند که به چه دلیل ترس از شکنجه و مجازات دارند و باید هر چه می توانند جزئیات بیشتری را ارائه دهند. پس از آن تاریخ جلسه ی رسیدگی به پرونده تعیین می شود و پناهجو با یک پانل یک نفره مواجه خواهد شد که او به تنهایی در ارتباط با واجد شرایط بودن/نبودن فرد متقاضی تصمیم خواهد گرفت. رهنمودهای دولت کانادا برای پذیرفتن پناهجویان همانند بسیاری از کشورها بر پایه ی کنوانسیون جهانی 1951 سازمان ملل متحد است. نکته مهم در این کنوانسیون این است: "پناهجو به کسی گفته می شود که ترس موجهی از روبرو شدن با شکنجه و مجازات به دلیل نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در گروه خاص اجتماعی و یا عقاید سیاسی داشته باشد و در خارج از مرزهای کشورش ناخواسته و یا به دلیل وجود ترس بی پناه و نیازمند حمایت باشد." برای اکثریت دگرباشان جنسی از قانون "عضویت در گروه خاص اجتماعی" برای انجام درخواست پناهندگی شان استفاده می شود و به گفته ی نیکول لاوییولته استادیار دانشکده ی حقوق دانشگاه اتاوا باید گرایش جنسی شان را ثابت کنند. آنها باید اثبات کنند که دگرباش هستند. برای بسیاری از پناهجویان اثبات کردن این موضوع روندی چند ساله را در پی دارد. پس از آن آنها باید اثبات کنند که در کشورشان از مجازات و شکنجه ترس داشته اند. تبعیض هنوز کافی نیست. خاکی که حدود 15 سال است در این زمینه فعالیت دارد می گوید که هر کدام از پرونده هایش چالش خاص خود را دارند چون هیچ دو نفری در شرایط یکسان قرار ندارند. او می گوید که تهیه پرونده ی آنها و آماده کردن آن برای ارائه به دادگاه همانند حل کردن یک پازل آهنی است چون هر تکه از آن باید به گونه ای مطرح شود که تصویری همانند آنچه که در واقعیت موجود است را نشان دهد. خاکی بعضی مواقع از مدارکی مانند عکس در گی پراید و یا برنامه های اجتماعی دگرباشان، نامه های عاشقانه، یا حتی عضویت در سونای دگرباشان یا چت روم های آن لاین برای تکمیل پرونده پناهجویان استفاده می کند چون هر کدام از این شواهد دال بر گرایش جنسی فرد است. خاکی می گوید: "اثبات گرایش جنسی فردی که زیاد اجتماعی نیست به مراتب سخت تر است. همچنین لزبین ها نیز با شرایط مشکلی مواجه هستند زیرا شرایط زندگی آنها با گی ها متفاوت است. یکی از سخت ترین پرونده ها این است که شخص ازدواج کرده باشد و بدتر آنکه بچه داشته باشد. بسیاری از موکل های زن من در مقایسه با مردان از داشتن زندگی خصوصی بیشتر خسارت می بینند زیرا آنها بیشتر در جامعه آشکار هستند و راحت تر می توان گرایش جنسی شان را اثبات کرد. همچنین گاهی زنان به واسطه ی فرهنگ سنتی و خانواده هاشان بیشتر زیان می بینند، بیشتر از مردان دگرباش که در اجتماع آزادترند. مکان های عمومی برای لزبین ها به اندازه ی گی ها وجود ندارد. پس یک زن امکانات کمتری برای اثبات زندگی آشکار در بین جامعه به عنوان یک لزبین دارد به خصوص اگر یک مادر هم باشد. بنابراین در اینجا مسئله ی جنسیت نیز دخیل است." بسیاری از پناهجویان به کانادا وارد می شوند اما نمی دانند که می توانند به خاطر گرایش جنسی شان نیز درخواست پناهندگی کنند و بنابراین علاقه ای ندارند که گرایش جنسی شان را برای اداره ی مهاجرت و امورد پناهندگان آشکار کنند چون خیال می کنند ممکن است اینجا هم مثل کشور خودشان مورد تبعیض قرار گیرند، و یا اینکه اصلاً عادت کرده اند آن را مخفی کنند. اما هنوز لیست مشکلات ادامه دارد. جلسات رسیدگی به پرونده ی پناهجویان توسط اداره ی مهاجرت و امور پناهندگی کانادا با حضور یک نفر و یا گاهی دو نفر انجام می شود. این شرایط نتیجه قوانین جدید اداره ی مهاجرت و امور پناهندگان بود که در سال 2002 توسط دولت وقت تصویب شد. قبل از آن تمام جلسات حداقل با حضور دو نفر انجام می شد حضور دو نفر در این جلسات به دلیل بررسی و کنترل تصمیم گیری و جلوگیری از هرگونه تبعیض و یا رفتارها و تصورات دگرباش ستیزانه ای بود که وجود داشت. اما در حالت داشتن یک عضو در جلسه این کنترل دیگر وجود نخواهد داشت. در قانون جدید سال 2002 همچنین برنامه ای برای درخواست مجدد پناهجویان طرح شد که چه افرادی شایستگی آن را دارند که درخواست بررسی مجدد پرونده شان را داشته باشند. آیا عضو یک نفره رسیدگی به پرونده ممکن است پرونده ای که رد شده را در صورت درخواست بررسی مجدد، بپذیرد؟ دولت اجرای این برنامه را موقتاً متوقف کرده بود اما هنوز بعد از گذشت شش سال اقدامی برای تکمیل و اصلاح آن انجام نشده است. با توجه به نبودن برنامه ی خاص برای درخواست مجدد و یک نفره بودن جلسات رسیدگی به پرونده تنها راه موجود درخواست از دادگاه های دولت فدرال است. هرچند که افرادی می توانند از دادگاه های دولت فدرال درخواست مجدد کنند که از اشتباهی قانونی متضرر شده اند و به گفته خاکی و لاوییولته این اشکال بزرگی در سیستم پناهنده پذیری دولت کاناداست. دانیله نوریس مسئول روابط عمومی اداره ی مهاجرت کانادا می گوید که دلایل مختلفی وجود دارد که باعث شده برنامه ی درخواست مجدد به صورت کامل اجرا نشود. او می گوید: "سیستم تصمیم گیری برای پناهجویانی که داخل کانادا هستند یکی از بهترین سیستم های دنیا است. هیچ شکی در تعهد دولت کانادا به قوانین پناهنده پذیری وجود ندارد. برنامه ی درخواست مجدد پناهجویان در شرایط فعلی ضرورت خاصی ندارد چون حداقل سه مکانیزم دیگر وجود دارد که عبارتند از بررسی مجدد توسط سیستم قضایی، بررسی توسط اداره مهاجرت کانادا برای کسانی که در خطر دیپورت قرار دارند - و این بررسی ها قادرند اطمینانی حاصل کنند که که فرد در صورت بازپس فرستاده شدن به کشور خود با هیچ شکنجه و یا مجازاتی روبرو نمی شود- و در آخر اقدام برای اقامت دائم در کانادا بر اساس فعالیت های بشردوستانه." سایت اداره ی مهاجرت کانادا اعلام کرده است که در حال حاضر برنامه ی درخواست مجدد اجرا نخواهد شد زیرا این امکان وجود دارد که تعداد بسیار زیادی اقدام کنند و باعث شود که روند بررسی پرونده ها بسیار طولانی تر شود. همچنین هزینه ی دولت های استانی برای کمک های قانونی نیز افزایش خواهد یافت. مشخص نیست که چه تعداد پناهنده توسط این سه مکانیزم، قادر به دریافت اقامت در کانادا می شوند. درواقع از سال 2002 که قانون جدید به اجرا درآمد کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل بیانیه ای منتشر کرد و از به اجرا در نیامدن این طرح ابراز نگرانی کرد. "کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل از دولت کانادا می خواهد که روند بازنگری ای برای پرونده ها معرفی کند زیرا این روش یکی از بخش های حیاتی پروسه ی پناهنده پذیری برای پناهجویان می باشد. ما امیدواریم که برنامه ی درخواست مجدد پناهجویان در کانادا هر چه زودتر به اجرا دربیاید."
|
|
مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید. |