سال چهارم | شماره سی و هشتم | مارچ 2008 / فروردین 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

جنسیت ما

برگرفته از کتاب Our Bodies, Our Selves

نوشته ی وندی سنفورد، ننسی هالی و الیزابت مک گی

گردآوری و ترجمه: رها

 

مقدمه

در طول زندگی مان، از تولد تا مرگ، ما زنان در کشف و ابراز خود جنسی مان توانمند باقی می مانیم؛ فانتزی های جنسی خود را کشف می کنیم؛ به بدن خویش عشق می ورزیم؛ از داشتن لذت جنسی احساس خشنودی می کنیم؛ عوامل تحریک جنسی مان را شناسایی می کنیم؛ و به بدن خود به عنوان منبعی برای کسب لذت بها می دهیم.  بسیاری از ما به خاطره آموزه های دوران کودکی و نوجوانی از داشتن نیازهای جنسی احساس شرمگینی و گناه می کنیم و چه انرژی عظیمی را که صرف سرکوب نیازهایمان نکرده ایم. اکنون اما می خواهیم جنسیت را به عنوان بخشی اصیل و طبیعی از وجودمان بپذیریم و از آن بدون احساس گناه و سنگینی لذت بریم.

همه ی ما، چه جوان و چه پیر، چه دگر جنس گرا و چه همجنس گرا، چه جذاب وچه ساده، و چه سالم و چه معلول فیزیکی، موجوداتی جنسی هستیم و این وجه جنسی مان در طول زندگی به همراه ما رشد و تغییر می کند.  از این رو آموختن درباره ی جنسیت و سکس جریانی همیشگی و مادام العمر برای همه ی ما است.

در ارتباط با همیارمان، سکس لذتی است که می خواهیم بدهیم و دریافت کنیم. گفت و گویی است لذت بخش و مفرح، گاه جدی است و سنگین و گاه پر شور و کودکانه، گاه یک نوازش دلنشین است و گاه یک نیروی پر عظمت، گاه ما را می برد به دنیایی زیبا و پر نشاط و گاه به دنیایی سخت و پر وحشت. سکس می تواند درهایی جدید برای نزدیکی و عشق ورزی باز کند و اگر به زور و فشار باشد می تواند منجر به آسیب شدید روحی و روانی شود. 

در حال حاضر اکثریت زنان جنسیت خود را با مردان کشف و تجربه می کنند، بسیاری از زنان نیز اما جنسیت خویش را با زنان تجربه می کنند(بیش از ده درصد). این مجموعه از انتخاب های جنسی همه زنان حمایت می کند و دعوتی است از زنان که خود جنسی خویش را بیش از پیش در یابند و از آن لذت برند.

 تغییرات اجتماعی

انقلاب جنسی در دهه ی 1960 موانع بسیاری را که در راه کشف و رشد جنسی وجود داشت از میان  برداشت. در اواخر آن دهه، ما زنان گروه های کوچکی برای گفت وگو در باره ی تجربه ها و احساسات جنسی بر پا کردیم. صحبت در باب مسائل جنسی برای بسیاری از ما کار ساده ایی نبود. خجالت و شرمگینی گاهاً مانع بیان افکار و احساسات ما می شد. صحبت هایمان گاه خنده دار بودند و گاه دردناک و در بسیاری از مواقع آرامش بخش.  یکدیگر را تقویت می کردیم، با هم موانع و بندهای اجتماعی را به چالش می کشیدیم و بر صحت و قدرت نیازها و خواست های جنسی مان پا فشاری  می کردیم. ما در کنار یکدیگر به مبارزه علیه فشارها، سرکوب ها، و ستم های جنسی برخاستیم و برای کسب برابری جنسی هم صدا شدیم.

در طی 20 سال گذشته کنار یکدیگر ایستادیم و جنسیت را دوباره تعریف کردیم، اما این بار بر اساس خواسته ها وتجربه های زنان و نه تصورات و خیالات "متخصین" مرد. از خود پرسیدیم:« ما زنان چه می خواهیم؟ و برای رها شدن انرژی جنسی نهفته مان به چه امکانات و فرصت هایی نیاز داریم؟» تا به امروز به درون خویش رجوع می کنیم، تجربه ها و فانتزی های جنسی مان را بررسی می کنیم و تلاش می کنیم که معنایی عمیق تر و جامع تر از سکس خلق کنیم. در این میان از مبارزه علیه تبعیض جنسی، خشونت جنسی، فقر جنسی، همجنس گرا ستیزی و کالاییزه شدن زنان در تبلیغات نظام سرمایه داری نیز بازنایستاده ایم. به تکاپوی خود برای بازسازی جنسیت به عنوان منبعی از شور و نشاط و قدرت و انرژی ادامه داده و می دهیم.

دوران کودکی

به دخترم نگاه می کنم. از صبح تا شب بدن او خانه ی اوست. او در آن و با آن زندگی می کند. هنگام دویدن از همه ی وجودش استفاده می کند. وقتی ناز خود را با دست هایش می مالد حس گناه نمی کند. تصوری از زشت یا بد بودن این کار ندارد. او از این مالش لذت می برد و بی شک و تردید آن را دنبال می کند. او می فهمد که چه زمانی دوست دارد نوازش شود وچه زمان تنها باشد. چقدر سخت است برای ما که به رابطه ی راحت و سالم با بدن مان باز گردیم.

تجربه ها و خاطرات کودکی جنسیت ما را شکل می دهند. با وجود نیاز ما به گفت و گو درباره ی مسائل جنسی، خانواده های ما به ندرت با ما در این زمینه صحبت می کنند. هر بار که انگشتانمان را به سوی واژن و کلیتورس  خود می بریم نکن ها و نبایدها و شرمگینی ها آن چنان به سویمان هجوم می آورند که یاد گیریم هر عمل جنسی را ممنوعه و قبیح تلقی کنیم. با آغاز بلوغ رشد و تغییرات جسمانی، بدن ما را در هاله ایی از راز و شرمگینی فرو می برد. از رشد سینه هایمان شرمگین می شویم، خونریزی ماهانه را از اطرافیان پنهان می کنیم، و زیبایی هایمان را به فراموشی می سپاریم. درمی یابیم که زیبایی از دیدگاه جامعه تعریف محدودی دارد و شروع به مقایسه ی خود با دیگران می کنیم. گاه آرام آرام در تنهایی و شرم فرو می رویم. برای بسیاری از ما تنها گذارطولانی زمان و کسب تجربه های  مثبت می تواند این احساسات را کمرنگ یا محو کند.

 بسیاری از ما اکنون کودکان خردسال داریم و آرزو داریم که آنها بر خلاف ما حس خوبی نسبت به بدن شان داشته باشند. با این حال غلبه بر آنچه خود در کودکی آموخته ایم گاه بسیار دشوار است.

چندین روز پیش من و دختر سه ساله ام در وان حمام بودیم. من دراز کشیده بودم و او را در میان پاهایم نشانده بودم. دخترم پرسید: «مامان تو مثل بابا آلت نداری؟» من جواب دادم: «نه عزیزم، مردها آلت دارند و زن ها کلیتورس.»  دخترم  بعد پرسید: «مامان کلیتورس تو کجاست؟» حالا باید چه می کردم؟! سعی کردم سرخ نشوم، پاهایم را از هم باز کردم و به دخترم کلیتورس ام را نشان دادم. چندان هم کاره سختی نبود! بعد از او پرسیدم: «می خواهی مال خودت را ببینی؟» با حرکت سر آری اش را نشان داد. من اول دست خودم و بعد دست کوچک او را به روی کلیتورس اش گذاشتم و او خندید.

دستاوردهای جنبش زنان در طی سال های اخیر ما زنان را در صحبت از مسائل جنسی با فرزندانمان راحت تر کرده است. می دانیم که هم برای ما و هم برای کودمانمان رشد جنسی جریانی همیشگی و مادام العمر است.

تخیلات جنسی

گاهی وقتی مشغول عشق بازی با خود یا فرد دیگری هستم خود را به روی موج ها معلق تصور می کنم. شاید به این معنا باشد که سرگردانی در اقیانوس را به بودن در رختخواب ترجیح می دهم. در هر حال این تخیل مرا به اوج می رساند و به من آرامش می دهد. معمولاً آن را قبل از ارگاسم دارم و باعث رسیدن من به ارگاسم می شود.

امروز در حالی  که مشغول نرمش بودم چشم هایم را بستم و همیارم را به روی بدن عریانم تصور کردم. سینه هایش را روی صورت و دهانم می توانستم احساس کنم. بدن هایمان بیشتر و بیشتر در هم قفل می شدند. این خیالات به  من برای همه ی روز انرژی دادند.

وقتی نوجوان بودم همیشه خیال پردازی می کردم که معلم ورزش هستم و تعداد زیادی دختر عریان روبه رویم هستند. من می توانستم به کنار هر یک از آنها بروم و سینه هایشان را لمس کنم. وقتی که این تخیل برای اولین بار در 13 سالگی به ذهنم آمد دچار احساس شرم شدید شدم. فکر کردم که قطعاً مریض و بیمار هستم. امروز اما از این تخیل لذت می برم چون می دانم لذت از بدن زن هیچ اشکالی ندارد.

یکی از تخیلات من عشق بازی با دو مرد است و من خود را بین آن دو تصور می کنم.

اکثریت انسانها تخیلات جنسی دارند. این تخیلات عمق وجود ما را نشان می دهند و ما را به کشف و کاوش خود جنسی مان تشویق می کنند. گاهی اما پذیرش برخی از تخیلات برای ما سخت است.

من از داشتن تخیلات جنسی می ترسیدم چون احساس می کردم می توانند مرا غافلگیر کنند و وجهه های منفی از وجودم را نمایان کنند.

من خود را برهنه در یک اتاق  خالی و سفید تجسم می کردم. در اتاق پنجره ایی بود که هر کس از آن می توانست مرا ببیند و من جایی برای پنهان شدن نداشتم. هیجانی عجیب در این تخیل بود. من در حالی که این تخیل را در ذهنم می پروراندم خود را ارضا می کردم و به ارگاسم می رسیدم. اما بعد از ارگاسم همیشه دچار احساس شدید گناه می شدم. فکر می کردم که مریض هستم که از چنین تصوری لذت می برم. 

ما آموخته ایم که تنها "یک" راه صحیح وجود دارد و هر گونه تفاوت را دال بر بیمار بودن خود می گذاریم. اگر مردان یا زنانی به غیر از همیارمان در تخیلات مان ظاهر شوند احساس می کنیم که به عشق مان خیانت می کنیم.

تخیلات جنسی ما را به دنیاهای  اروتیک عجیبی می توانند برند و پذیرش این تخیلات نیازمند زمان و تمرین است. ما می توانیم ازتخیلات جنسی خود لذت ببریم بدون اینکه در حقیقت مایل به اجرای آنها باشیم.

آیا این نگرش  را می توان در رابطه با تخیلات "تجاوز" هم نیز داشت؟ برخی افراد بر این تصور هستند که داشتن تخیل  تجاوز به این معناست که ما در حقیقت خواهان تجاوز هستیم. این تصور اما بسیار اشتباه است. خیال پردازی در این باره عملی انتخابی و خود خواسته است و بر خلاف تجربه ی واقعی تجاوزموجب شکنندگی و آسیب روحی  و جسمی نمی شود. از آنجا که بسیاری از ما از کودکی فرا گرفته ایم که "دختر خوب" به دنبال سکس و لذت جنسی نیست، تصور یک سناریوی جنسی که در آن ما بدون خواست خود سکس داریم می تواند اروتیک باشد.

در یکی از هیجان انگیزترین تخیلات ام تصور می کنم که یک مرد و زن مرا به تخت خواب می بندند و با من عشق بازی می کنند.این حس اسارت برای من هیجان انگیز است. در زندگی واقعی من و همسرم گاهی در برابر هم کاملاً احساس شکنندگی می کنیم.این تخیل کمک می کند که من با این دینامیک قدرت و شکنندگی در ذهنم بازی کنم.

قابل درک است که بسیاری از ما شاید حس خوبی نسبت به تخیلاتی که زنان را اسیر خواسته های مردان تصور می کنند نداشته باشیم. برخی از ما پیش بینی می کنیم که با از میان رفتن مرد سالاری این گونه تخیلات نیز از میان خواهند رفت. تعیین صحت این پیش بینی اما دشوار است. در این مقطع زمانی مهم این است که ما تخیلات جنسی خود را به عنوان تجربه هایی سالم بپذیریم و از آنها همچون بخشی از وجودمان لذت بریم.   

خود ارضایی: عشق ورزی به خود

 خود ارضایی یک راه لذت از بدن خویش است. در دوران کودکی ما از بازی کردن با بدن مان لذت می بریم. اما بسیاری از ما به تدریج از والدین، معلمین و مراجع مذهبی یاد می گیریم که نباید خود را به قصد لذت لمس کنیم. برخی از ما این هشدار را می پذیریم و باقی ما نه. تا به نوجوانی رسیده ایم اما اکثریت ما پذیرفته ایم که خود ارضایی نوعی انحراف اخلاقی است چه خود آن را انجام دهیم و چه نه. از انجام ان احساس گناه و شرمگینی  می کنیم؛ گاه آن را سعی می کنیم "فراموش" کنیم و گاه هیچ وقت آن را به عنوان منبعی برای کسب لذت دیگربار کشف نمی کنیم.

من حتی نمی دانستم خود ارضایی زنان ممکن است! در 21 سالگی دوست پسرم کلیتورس و واژنم را آن قدر نوازش کرد که به ارگاسم رسیدم. بعد از آن تجربه به فکرم رسید: اگر او می تواند این کار را برای من کند پس خودم هم می توانم. در آن زمان حتی با مفهوم خود ارضایی آشنا نبودم. زمان زیادی طول کشید تا لذت و ارگاسم حس و تجربه کنم.

  خود ارضایی فرصتی است برای کشف و کاوش بدن هایمان. با خود ارضایی  ما می توانیم عوامل تحریک و تهییج جنسی، لمس های اروتیک و موسیقی حرکت این لمس ها را کشف و بررسی کنیم. ما می توانیم جریان تحریک شدن و به ارگاسم رسیدن خود را یاد بگیریم بدون آن که نگران نیازها و قضاوت های همیار خود باشیم. ما بعداً می توانیم در صورت تمایل کشف ها و آموخته هایمان را به همیار خود منتقل کنیم و دست های آن ها را به محل هایی که دوست داریم هدایت کنیم. برای ما زنان که که همیشه گرفته ایم برای تحریک و تهییج وابسته به "لطف آقایان" باشیم، دانش خود ارضایی  می تواند به ما استقلال، آزادی و قدرتی چشمگیر دهد.

من همیشه فکر می کردم که که خود ارضایی  تنها در صورت نداشتن همیار و برای خالی شدن مقطعی مجاز است. امروز اما خود ارضایی  را هم چون بر قراری ارتباطی زیبا با خود می دانم. حالات و خواسته هایم عوض می شوند. گاهی دفعات خود ارضایی  ام وقتی همیار دارم بیشتر است و گاه چندین و چند هفته به سوی آن نمی روم.

 برای من در 73 سالگی خود ارضایی بهتر از داشتن یک رابطه ی دائم جنسی است چون در بیشتر مواقع خواسته ها و علاقه هایم حالت جنسی ندارند. حفظ یک رابطه و صرف وقت و فکر برایم سخت است.

به کمک خود ارضایی ما می توانیم با دانش کاملتری از خود وارد روابط جنسی شویم.  برای کسب لذت به همیار خود وابسته نخواهیم بود. این امر می تواند نوعی آزادی برای همیار ما نیز محسوب شود.بعد از یائسگی خود ارضایی می تواند مانع خشک شدن لایه های داخلی واژن شود.

همه کس اما از خود ارضایی لذت نمی برد.

من خود ارضایی را امتحان کرده ام، نه از سر غریزه که بیشتر برای کسب اطلاعات. گاهی همچون یک وظیفه می ماند. احساس می کنم  که باید آن را به خاطر کشف و درک بدن ام انجام دهم اما بعد از چند دقیقه همیشه خسته می شوم. راستش را بگویم حوصله ام سر می رود. برای من خود ارضایی آن اثری که یک فرد دیگر می تواند روی من داشته باشد را ندارد.

اگر خود ارضایی برای شما لذت بخش نیست به حس خود اطمینان کنید و آن را انجام ندهید.

یاد گیری خود ارضایی

اگر هیچ وقت خود ارضایی نکرده اید و مایل به انجام آن هستید ما شما را به امتحان آن تشویق می کنیم. ممکن است که در ابتدا حس عجیبی داشته باشید. باورهای درونی شده ایی چون «دختر خوب از این کارها نمی کند» یا «زن متآهل خوشبخت مگر چه کم دارد» ممکن است شما را دچار حس شک و تردید کند. ممکن است از دادن لذت و شادی به خودتان احساس شرم و گناه کنید. بسیاری از ما این احساسات را داشته ایم و این احساسات با گذشت زمان تغییر می کنند.

چند پیشنهاد:

زمانی مشخص به خود  اختصاص دهید. تا آنجا که ممکن است برای خود فضایی راحت و بدون مزاحمت  فراهم کنید . شما در انتظار معشوقه تان هستید و آن معشوقه خودتان هستید. یک دوش آرامش بخش بگیرید، بدن خود را با روغن یا کرم مالش دهید، آرام آرام شکل و فرم بدن تان را با چشم ها و دست هایتان حس کنید و خود را به گونه های مختلف لمس کنید. موزیک مورد علاقه تان را بگذارید، چراغ ها را ملایم کنید و برای خود شمع روشن کنید. به افراد و لحظاتی که در گذشته تحریک تان کرده اند فکر کنید. به دنیای فانتزی های جنسی پرواز کنید. با خود راحت و آرام باشید.

زنان از راه های گوناگونی خود را ارضا می کنند. ما می توانیم انگشت هایمان را مرطوب کنیم و اطراف و روی کلیتورس مان را مالش دهیم، می توانیم کلاهک  کلیتورس و ناحیه واژن را نوازش کنیم، می توانیم از یک یا چند انگشت استفاده کنیم و دایره وار یا از بالا به پایین خود را لمس و تهییج کنیم. برخی از ما پاهای خود را جمع کرده و به تمام ناحیه ی جنسی و واژن مان فشار ریتمیک و ثابت وارد می کنیم. می توانیم انگشت خود یا اشیای تمیزی هم چون خیار پوست کنده یا آلت پلاستیکی را داخل واژن خود کنیم. می توانیم سینه ها و باقی بدن مان را همزمان نوازش کنیم. برخی از ما دوست داریم فشار و لرزشی ثابت در سرتاسر ماهیچه های بدن مان ایجاد کنیم.

تا مدت ها من تنها مالش سکشوال واژن و کلیتورس خود را خود ارضایی می دانستم. اما بعداً فهمیدم که می توانم از طریق مخلوطی  از تخیلات جنسی و سفت و شل کردن ماهیچه های دور واژنم به ارگاسم هایی لذت بخش برسم.

استفاده از بالش یا جریان آب از جمله دیگر راه های خود ارضایی است.

من دوش آب را به سمت  کلیتورس ام هدایت می کنم و از تماس جریان آب با آن خیلی خوشم می آید. من واقعاً رابطه ایی عمیق با این دوش عزیز دارم! وقتی صبح زود برای کار بلند می شوم و فرصتی برای سکس با همسرم نیست این چند لحظه ی زیر دوش واقعاً لذت بخش و انرژی بخش است.

در اثر تحریک جنسی واژن شما مرطوب می شود، برای تحریک بیشتر می توانید دهان خود را باز کنید، نفس سریع تر بکشید، صدا از خود بیرون دهید و بدن خود را با ریتم صدا و نفس هایتان حرکت دهید. با تحریک بیشتر ماهیچه های شما سخت و منقبض می شوند و ناحیه لگن تان گرمتر.

برای من چندین لحظه ی قبل از ارگاسم لذت بخش ترین بخش است. احساس می کنم که دیگر در کنترل بدن خود نیستم. در آن لحظات می دانم که قطعاً به ارگاسم خواهم رسید و آن چندین لحظه ی پایانی را می خواهم با تمام وجود احساس کنم.

برخورد آزاد و خالی از خود سانسوری در رسیدن به ارگاسم نقش موثری دارد. از نرسیدن به ارگاسم در اولین تجربه های خود ارضایی تان دلخور نشوید. از لمس و احساساتتان لذت ببرید و در فرصتی دیگر خود ارضایی را دوباره امتحان کنید.

من در لحظه و بی اختیار عمل کردن را دوست دارم. گاهی چندین ارگاسم دارم و گاهی هیچ. بهترین چیز در این لحظات داشتن توانایی برای انجام هر کاری که دوست دارم است. این آزادی و قدرت را در کمتر جنبه ی دیگری

از زندگی ام دارم.

بعد های فیزیکی جنسیت ما

صدا، صحنه، بو و لمس همگی در تحریک و تهییج ما مؤثر هستند. تخیلات جنسی، مکیده شدن سینه، بوی بدنی آشنا، تصویرهای سکسی، رویا، لمس بدن هایمان، نفس نفس های همیارمان در گوش هایمان و شنیدن "دوستت دارم" همگی می توانند در ما شوق و شور جنسی ایجاد کنند.

وقتی که تحریک میشوم، حالا چه تنها باشم و چه با همیارم، قلبم شروع به تپیدن می کند، صورتم سرخ می شود و چشم هایم می درخشند. واژنم مرطوب و زنده می شود و سینه هایم سخت می شوند. در حالت ایستاده کرختی عجیبی در پاهایم احساس می کنم. قلقلکی جنسی از سر تا نوک پاهایم احساس می کنم.

در صورت ادامه و تشدید این احساسات جنسی بدن ما دستخوش تغییراتی فیزیکی می گردد که آن ها را "واکنش جنسی" می نامند. این تغییرات ممکن است هر بار به شکلی جدید خود را نشان دهند، اما در مجموع از روندی مشخص پیروی می کنند. آشنایی با این روند برای ما مفید است.

در آغازپروسه ی تحریک، رگ های ناحیه ی لگن، واژن و کلیتورس باز می شوند تا خون به آنها وارد شود. با پر شدن این رگها از خون ما در این نواحی سنگینی و دردی خفیف ممکن است احساس کنیم. (این مرحله ی مقدماتی Vasocongestion نامیده می شود.) در این زمان واژن شروع به تولید ترشحاتی می کند که به لغزنده و نرم شدن محیط واژن کمک می کنند. مرطوب شدن یکی از اولین نشانه های تحریک است. همزمان با این تغییرات فیزیکی، ماهیچه های بدن ما نیز سفت و منقبض می شوند. نفس های ما پر سرعت شده و نوک سینه هایمان بیرون می آیند. تمامی بدن مان زنده شده و لمس شدن را می طلبد. 

ارگاسم

چنان چه لمس و تحریک  کلیتورس(و دیگر نواحی جنسی) ادامه یابد بدن ما بیشتر و بیشتر تهییج و منقبض می شود. ارگاسم لحظه ایی است که این فشار و هیجان درونی انباشته شده به ناگهان آزاد می شود. این  اتفاق در اثر یکسری از انقباض های ماهیچه ایی غیر کنترل و لذت بخش است که با فشرده شدن خون را از بافت های لگن با فشار بیرون می دهند.   ما ممکن است این فشار را در واژن، مجرای ادراری و مقعد نیز احساس کنیم.  برخی از زنان اما ارگاسم را به همراه این گونه انقباض ها تجربه نمی کنند.

ارگاسم می تواند نرم و سبک هم چون یک سرفه، سکسه یا آه آرامش بخش باشد. گاه تجربه ایی پر احساس و گرما بخش است و گاه تجربه ایی مست کننده و پر شهوت که ما را برای لحظاتی از خود و زمانه غافل می کند. ارگاسم هایی که از طریق دخول انگشت، آلت مرد یا آلت پلاستیکی به دست می آیند گاه متفاوت هستند از ارگاسم هایی که با خود ارضایی به دست می آیند. تجربه ی ارگاسم در روزها و لحظات مختلف نیز می تواند متفاوت باشد.

در صورت نرسیدن به ارگاسم، رها شدن انرژی جنسی و بازگشت ماهیچه ها به حالت اولیه زمان بیشتری خواهد برد. ما ممکن است در واژن یا مجرای ادراری خود دردی خفیف و کوتاه احساس کنیم.

 تعداد قابل توجهی از زنان هرگز ارگاسم را تجربه نکرده اند. آن گروه از ما که این تجربه را نداشته ایم احساس می کنیم که لذتی مهم از ما دریغ شده است. تمرین خود ارضایی ، کسب اطلاعات و همکاری همیار ما می توانند ما را در رسیدن به ارگاسم یاری کنند. خانمی 53 ساله بعد از چاپ اول این مجموعه برای ما نوشت که چگونه پس از کسب این اطلاعات خود ارضایی را امتحان کرد و ارگاسم را برای اولین بار در زندگی اش تجربه کرد. در عین حال مهم است که ارگاسم تبدیل به نوعی فشار و مسئولیت جدید در روابط ما نگردد.

من هنگامی که برای رسیدن به ارگاسم خیلی تلاش می کنم نه تنها ارگاسم ندارم بلکه خسته و عصبانی هم می شوم. برای من بهترین  شرایط وقتی است که راحت برخورد می کنم و می گذارم که ارگاسم به خودی خود اتفاق بیافتد.

برخی از زنان می توانند دو یا چند ارگاسم را به طور متوالی تجربه کنند (بر خلاف مردان). آگاهی از این امر اما باعث ایجاد احساس کمبود و انتظار در بعضی از زنان شده است. حتی مردان هم ممکن است اکنون این انتظار نا به جا را از ما داشته باشند. خانمی برای ما از مردی نوشت که خانمش را به دلیل نداشتن ارگاسم های متعدد بیمار می دانسته است. یک ارگاسم هم به خودی خود لذت بخش و کافی است. رابطه ی جنسی حتی گاهی بدون نرسیدن به ارگاسم هم می تواند لذت بخش باشد. در نتیجه به دنبال آن چه باشید که برای شما لذت، آرامش و اعتماد به نفس می آورد. 

نقش کلیتورس

لمس و مالش هر یک از اجزای بدن ما می تواند مهییج باشد. فشار پاها به یکدیگر، مکیده شدن سینه ها و یا لیسیده شدن گردن همگی می توانند در تحریک ما مؤثر باشند. با این وجود، کلیتورس، که حساس ترین عضو بدن زن است، نقشی اساسی در به اوج رساندن ما بازی می کند.

تا میانه ی دهه 60 اکثریت زنان از نقش مهم و پایه ایی کلیتورس  آگاه نبودند. عده ی معدود مطلع هم حرفی نمی زدند. کتاب های پزشکی و آموزشی (که نویسندگان آنها غالباً مرد بودند) همگی از نظریه ی معروف فروید که تحریک واژنی و نه کلیتوریسمی را برای زنان "بالغ" مناسب می دید پیروی می کردند. نظریه ی آلت- محور فروید  دخول را به عنوان مبنا و پیش نیاز لذت جنسی تعریف  می کرد و فرض می نمود که زن باید از آن چه مرد لذت بخش می یابد لذت برد. از این رو تمامی تئوری های  روانشناختی لذت زنان از تحریک کلیتورس  را احمقانه، نابالغ و بیمارگونه می پنداشتند و سکس دو زن با یکدیگر را تقلیدی خام از "کار واقعی" می نامیدند. در دهه 60 اما متحققین امور جنسی دریافتند که تحریک مستقیم یا غیر مستقیم کلیتورس   نقشی اساسی در رسیدن به ارگاسم دارد. آنها دریافتند که ارگاسم زنان همیشه وابسته به تحریک کلیتوریسمی است هرچند برخی از زنان ممکن است با لمس نواحی دیگر نیز به ارگاسم برسند.

دانش دست یافته در مورد کلیتورس سطح لذت جنسی زنان را به طور چشمگیری بالا برد و زنان را از فشار تصورات فرهنگی غالب که زنان را "سرد مزاج" یا "غیر جنسی" می دانست رها کرد. کسب دانش در مورد کلیتورس و امکان خود ارضایی زنان را به سطح جدیدی از لذت، استقلال و اعتماد به نفس رساند. برای زنان این دستاورد ها حائز اهمیت فراوان شخصی و سیاسی بود.

کلیتورس را گاهی دکمه ی لذت می نامند. کلیتورس اما بیش از یک دکمه ی کوچک است و دارای چندین بخش می باشد. کلاهک کلیتورس (که قابل رویت است) متصل است به بدنه ایی که از سر کلاهک شروع و تا دهانه ی واژن ادامه دارد. کلیتورس متصل به مجموعه ایی از تیشوهای قابل نعوظ است که در سر تا سر ناحیه ی تناسلی گسترده هستند. این تیشوها به هنگام تحریک جنسی از خون پر شده و سخت و راست می شوند. این تیشو ها در آلت تناسلی مرد هم وجود دارند.

با تحریک جنسی کلیتورس شروع به ورم می کند. شما یا همیارتان می توانید کلیتورس تان را به روش های گوناگونی (هم چون مالیدن، لیسیدن، بوسیدن و یا فشار) تحریک کنید. هر فشار یا نوازشی در ناحیه ی تناسلی و حتی در ران ها و پایین شکم می تواند کلیتورس را به حرکت در آورده و به سوی استخوان زهاری (Pubic Bone) فشار دهد. عده ایی از زنان از لمس مستقیم کلاهک کلیتورس لذت می برند. برای باقی زنان اما لمس مستقیم کلاهک دردناک است زیرا این ناحیه بسیار حساس است. مالش مستقیم کلاهک  کلیتورس برای دراز مدت هم می تواند دردناک شود. با افزایش سن، پوست روی کلاهک  گاهی به عقب کشیده می شود و این ناحیه بیش از پیش حساس می شود. از این رو پس از یائسگی پیشنهاد می شود که از روغن (lubricant) بیشتر استفاده شود تا مالش کلیتورس لذت بخش باشد.

 مقاربت میان واژن و آلت مردانه کلیتورس را تنها به صورت غیر مستقیم تحریک می کند. حرکت آلت در داخل واژن لبه های داخلی واژن را به عقب و جلو حرکت می دهد. این لبه های  داخلی به کلیتورس متصل هستند و در نتیجه حرکت لبه ها می تواند به حرکت و تحریک کلیتورس منجر شود. هنگامی که لبه های داخلی واژن سخت و ورم کرده می شوند، آن ها، هم چون ادامه ایی از واژن، آلت مرد را در بر می گیرند و با حرکت آلت به جلو و عقب باعث افزایش اصطحکاک کلیتوریسمی می شوند. با این وجود، اکثریت زنان برای رسیدن به ارگاسم در مقاربت های آلت-واژنی( Intercourse Vagina-to-Penis) نیاز به تحریک مستقیم و گاه طولانی کلیتوریسمی در قبل و بعد از عمل دخول دارند.

در عشق بازی زنان با یکدیگر معمولاً تمرکز کمتری به روی دخول گذاشته می شود و وقت و توجه بیشتری صرف تحریک کلیتورس می گردد. بسیاری از زنان از عشق بازی با مردان بالای 60 سال (که نعوظ را به دفعات کمتری می توانند داشته باشند) بیشتر لذت می برند زیرا تمرکز کمتری به روی دخول به عنوان هدف اصلی و نهایی سکس گذاشته می شود. چنان چه زنان شروع به کشف عشق بازی و سکس در شکل هایی ورای مدل غالب آلت-محور و دخول-محور کنند، کسب لذت جنسی و ارگاسم محتمل تر می شود.

نقش واژن و زهدان

زنان می توانند به تحریکات جنسی در سرتاسر ناحیه واژن و لگن خود پاسخ دهند. هنگامی که از نظر جنسی برانگیخته می شویم، تیشوهای واقع در یک سوم بخش بیرونی واژن از خون پر شده و عصب های این ناحیه نسبت به فشار و تحریک حساستر می گردند.

 همچنان چه ماهیچه های این ناحیه واژن قوی باشند، ارگاسم راحت تر به دست می آید. تجربه بارداری و وضع حمل می تواند برای مثال این ماهیچه ها را قوی تر کند. 

دو محقق در طی سال های اخیر ادعای کشف محل حساسی به نام نقطه ی جی (Spot-G) در پشت دیواره ی جلویی واژن و بین استخوان زهاری (Pubic Bone) کرده اند. آن ها معتقدند که با تحریک این نقطه در دخول، زنان ارگاسم را به همراه جاری شدن نوعی ترشح از مجرای ادراری شان تجربه می کنند. این ترشح ادرار نیست.

در حال حاضر این نظریه در میان محققین  امور جنسی مورد بحث است. این نظریه آسایش خاطری است برای همه ی  زنانی که همیشه فوران نوعی ترشح را در ارگاسم تجربه می کردند و توضیحی برای آن نداشتند. اما  این خطر وجود دارد که ارگاسم از طریق نقطه ی جی تبدیل به نوعی ایده آل جدید وساختگی برای زنان شود و در جهت دوباره گماشتن ارگاسم واژنی در مقامی بالاتر از ارگاسم کلیتوریسمی استفاده (یا سؤاستفاده) گردد. این نظریه می تواند منجر به ایجاد نوعی فشار جدید در زندگی ما شود و بسیاری از زنان را دچار احساس ضعف و کمبود بی مورد کند.

بخش های درونی واژن و زهدان برای ارگاسم برخی از زنان مهم هستند. اگرچه دو سوم بخش داخلی واژن و زهدان چندان حساس نیستند، فشار متداوم آلت مرد، آلت مصنوعی یا انگشت در این نواحی برای بعضی از زنان لذتی خاص دارد.

قدرت تعریف ارگاسم در دست کیست؟ 

چندین دهه ی پیش مسترز و جانسون اعلام کردند که تمامی ارگاسم ها از یک روند فیزیولوژیکی یکسان پیروی می کنند (تحریک کلیتورس به همراه انقباض های ماهیچه ایی در یک سوم بخش بیرونی واژن). امروز اما بسیاری از زنان از ارگاسم هایی می گویند که با این مدل اعلام شده همخوانی ندارند. برای مثال، ارگاسمی هست که با دخول و فشار در نزدیکی زهدان ایجاد می شود. در این ارگاسم گاهی نفس ناخواسته حبس می شود و در ارگاسم به ناگهان آزاد می شود. در این نوع ارگاسم، انقباض های ماهیچه ایی نقش چندانی ندارند.

تعجب برانگیز نیست که تجربه های ارگاسم زنان متفاوت و متنوع است. با این وجود، امروزه در میان محققین امور جنسی بحث های زیادی درباره ی انواع ارگاسم و برتری بعضی بر دیگری در جریان است. ما باید در برابر این بحث های به اصطلاح "تخصصی" هوشیار باشیم زیرا این بحث ها می توانند به تعیین دیگرباره ی  یک نوع ارگاسم به عنوان "بهترین" و "برترین" منجر شوند، همان طور که ارگاسم  واژنی (Vaginal) برای سال ها به عنوان بهترین و طبیعی ترین معرفی شده بود. بحث های حول ارگاسم و جنسیت زنان مرتباً در حال تخصصی شدن است. کسب اطلاعات صحیح و علمی درباره ی جنسیت طبیعتاً برای همه ی ما زنان مفید و لازم است. از این جهت انجام تحقیقات علمی و تخصصی تا حدی ضرورت دارد. با این وجود ما اعتقاد داریم که کامل ترین و قدرت بخش ترین دانش را با گفت و گو با زنان و از دل تجربیات آنها می توان به دست آورد.

یک راه برتر و صحیح برای تحریک و ارگاسم وجود ندارد. هر آنچه که لذت بخش است، ما را زنده می کند و به همیارمان نزدیک می کند صحیح است. خواسته ها و روحیات جنسی ما در مقاطع زمانی مختلف تغییر می کنند. چنان چه مدل های محققین با تجربه های شخصی ما همخوانی ندارند باید به خود اطمینان کنیم و از راه گفت و گو با دیگر زنان دانش خود را افزایش دهیم.

بکارت

در جامعه ما باکره فردی است که هرگز نزدیکی جنسی را تجربه نکرده است. از این نظر مردانی که هرگز سکس نداشته اند هم باکره هستند. با این وجود عمده ی فشار مسئله ی بکارت به روی زنان است.این فشار ما را دچار احساسات متناقضی کرده است.

مادر من همیشه می گفت بکارت هدیه ایی است که من تنها یک بار می توانم به کسی دهم. پس بهتراست آن را تا جایی که می توانم نگاه دارم.

من روزی کلیسا را برای همیشه ترک کردم که با کشیشم درباره ی حرام بودن سکس با نامزدم بحثم شد.او می گفت اگر من قبل از ازدواج سکس داشته باشم نمی توانم همسر وفادار و خوبی باشم. از آن موقع دیگر من به کلیسا نرفتم.

من هر عمل جنسی به غیر از دخول را انجام داده ام حتی سکس دهانی که به نظر من شخصی تر و نزدیک تر از هر کار دیگری است. اما با این وجود فکر "از دست دادن" بکارت مرا دچار نگرانی و شرم می کند. چرا باید همچین احساسی داشته باشم! مگر این کار چه فرقی از باقی کارهایم حداقل از نظر روحی دارد؟!    

مسئله ی بکارت تاریخچه ایی قدیمی دارد. در یونان و رم باستان، زنان مستقل و خود مختاری را که در زیر سلطه ی مردان نبودند باکره می نامیدند. با گذشت قرن ها اما مسئله ی بکارت بار جنسی گرفت و بر خلاف ریشه های اولیه ی تاریخی اش نماینده ی نگرش های مرد سالار که بدن زن را ملک مرد می داند گردید. حفظ بکارت تا پیش از ازدواج ضمانت می کرد که زنان چشم و گوش بسته و هم چون کالاهایی سالم از پدر به شوهر منتقل شوند و "شأن و احترام" خانواده را به اصطلاح حفظ کنند.از آن جا که در گذشته راهی مطمئن برای پیشگیری از بارداری وجود نداشت بکارت زنان تا پیش از ازدواج تضمین می کرد که تنها زنان متأهل باردار شوند.

امروزه والدین بیش از خود بکارت و حفظ آن از این نگرانند که دخترشان با چه کس و در چه سنی رابطه داشته باشد. عده ایی از والدین به تصمیم دخترشان برای برقراری رابطه جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج احترام می گذارند و به دخترشان کمک روحی و فکری می کنند. بسیاری دیگراز والدین اما همواره به برخوردهای منفی و متعصبانه خود ادامه می دهند و دخترشان را تشویق/مجبور می کنند که تا پیش از ازدواج "باکره" و بی تجربه بماند.

به دلیل این گونه فشارها و باورها، ما ممکن است هر عمل جنسی به غیر از آمیزش جنسی را انجام دهیم و دچار بحران و سرگردانی شویم: از یک سو هم چنان پرده ی بکارت دست نخورده داریم و به اصطلاح "باکره" هستیم، ولی از سوی دیگر روحاً و جسماً درگیر روابط جنسی و لذت ها و بحران های خاص شان هستیم. اگر سکس را با دخول تجربه کنیم دچار احساس گناه و شرم می شویم و خود را برای داشتن کشش ها و نیازهای طبیعی جنسی سرزنش و محکوم می کنیم. این احساسات منفی می توانند مانع لذت ما از روابط جنسی گردند، ما را از شناخت ابعاد جنسی وجودمان باز دارند، ما را از آشنایی با راه های موفق پیشگیری از بارداری بازدارند، تصور ما را از سکس، لذت جنسی،عشق و خشونت های جنسی مخدوش و درهم کنند، و منجر به پذیرفتن خشونت و تجاوز از سوی ما و پنهان کردن آن از اطرافیان شوند. همزمان با این فشارهای بازدارنده ی سنتی، رسانه های عمومی وتبلیغات و تولیدات فرهنگی در جوامع سرمایه داری مرد سالارمدرن مرتباً زنان را به پذیرفتن مانورهای جنسی مردان تشویق/مجبور می کنند وافسانه ی مردسالار "دردسترس  بودن دائمی زن" را تبلیغ و نرمالیزه می کنند. این فشارهای تبلیغاتی مدرن تفاوت چندانی از فشارهای سنتی ندارند ومی توانند کنترل زنان به روی بدن و جنسیت شان را همچنان محدود کنند و موجب آزار وکالائیزه شدن مجدد آنها شوند.  

ما باید در تصمیم گیری در باب داشتن یا نداشتن سکس آزاد باشیم و طبق آن چه خود صلاح می دانیم عمل کنیم. سکس معمولاً تغییراتی مهم در زندگی عاشقانه ما ایجاد می کند؛ از آن جا که تصمیم مهمی در زندگی ما است، بهتر است ما ابتدا شرایط و خواسته های خود را خوب ارزیابی کنیم، با دوستان خود مشورت کنیم و  در صورت لزوم راهی مناسب برای پیشگیری از بارداری انتخاب کنیم. پاسخ منفی به فردی که به ما سکس یا هر عمل دیگری را پیشنهاد کرده تحت هرگونه شرایطی حق مسلم ما است، خواه آن فرد غریبه باشد و خواه دوست پسر، همیار و یا همسرما. 

برای ما و جامعه مفید است که نگرش خود به بکارت را تغییر دهیم. ما باید به بدن و خواسته هایمان احترام گذاریم و اعمال جنسی که برای آنها احساس شوق و آمادگی می کنیم را آزادانه و مستقل برگزینیم. در این روش برخورد، بکارت بخشی جدایی ناپذیر از بدن، فکر و روان ماست و نه کالایی مخصوص و جدا از ما که باید همچون جواهر به بهای سلامت جنسی، روحی و فیزیکی ما حفظ شود. زیباست اگر به یاد آوریم که ما در واقع با هر همیار جدید و حتی با همیاری قدیمی در فصل های جدید زندگی عاشقانه مان باکره هستیم.

 

پایان قسمت اول

 

 

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.