سال چهارم | شماره سی و هشتم | مارچ 2008 / فروردین 1387 | شناسنامه و تماس  |   آرشیو چراغ    بازگشت به صفحه ی نخست      

 

 

باز خوانی یك مثلا گزارش!؟

بهبد پرشان

 

امیرهادی انواری مطلبی جالب در سایت تحلیلی عصر ایران نشرداده‌اند كه با خواندن تیتر آن می توان به مغرضانه نبودن آن، پی برد! این شبه گزارش، با این عنوان (گزارش هشدارگونه عصر ایران از شبکه همجنس گرایان در تهران) روز چهاردهم بهمن همین امسال در سایت خبری عصر ایران منتشر شد كه در نگاه اول شاید جالب باشد، ‌اما كاملاً عوام فریبانه است.

جناب انواری در ابتدای این گزارش سعی داشته‌اند تا علاوه بر تأکید بر دشواری تهیه این گزارش بر نابهنجار بودن موضوع برای بازتاب فراگیر تلاش كنند. ایشان این طور آورده اند كه: آنچه در زیر می آید گزارش کوتاهی است از وضعیت همجنس گراهای مرد در تهران که طبیعتاً تهیه آن با مشکلات خاص خود همراه بوده است و البته "ملاحظات خاص اجتماعی و اخلاقی" ما را بر آن داشت که بسیاری از بخش های این گزارش را "اشارت وار" تنظیم کنیم .

سپس با پاراگراف بعدی مواجه خواهیم شد كه در آن این طور آمده‌: همجنس گرایی به عنوان یک انحراف روانی و اخلاقی در همه ی جوامع و از جمله ایران وجود داشته و دارد، هر چند که برخوردهای یکسانی با این پدیده ضد اخلاق در جوامع گوناگون نمی شود؛ برخی کشورها آن را حتی در متون قانونی خویش به رسمیت شناخته اند و در جاهایی دیگر، مجازات هایی از طرد اجتماعی تا مرگ برای این افراد در نظر گرفته اند؛ در این میان آنچه مهم است این است که همجنس گرایی به عنوان یک آفت اخلاقی - اجتماعی، یک واقعیت است که انکارش نمی تواند مسیری اصلاح گرایانه تلقی شود."

 

اما موضوع جالبی كه از خط اول و مقایسه آن با پاراگراف اول به سرعت برای من حاصل شد این بود كه جناب انواری با این همه ادعای ژورنالیستی، هنوز در معنی واقعی ارائه ی گزارش دچار تردید و سلیقه زدگی هستند زیرا ایشان هنوز نمی داند كه از حدود سی سال قبل همجنسگرایی از لیست بیماری های روانی و انحرافات اخلاقی سازمان بهداشت جهانی خارج شده است و بهتر بود كه ایشان كه قصد نگاشتن مثلاً گزارش را داشتند در همان پاراگراف اول یك موضوع بدیهی را رد نمی كردند تا در ماهیت گزارش گونه بودن آن تولید شبهه نشود.

البته از این نكته نباید گذشت كه جناب انواری در ادامه ی همین پاراگراف در مورد به رسمیت شناختن همجنسگرایی در كشورهای دیگر اشاره داشته است اما جالب تر اینكه بلافاصله به اختصار به مجازات ها پرداخته، و بسیار عجیب تر اینكه همین پاراگراف را طوری به اتمام می برند كه به سهولت می توان تحمیل عقیده ی نویسنده را در آن مشاهده كرد.
ایشان این طور می‌نگارند كه در این میان آنچه مهم است این است كه همجنس گرایی به عنوان یك آفت اخلاقی و اجتماعی یك واقعیت است كه انكارش نمی تواند مسیری اصلاح گرایانه تلقی شود.

جناب انواری، بهتر نبود كه شما در یك رسانه خبری و با تیتر گزارش، اصول گزارش نویسی را رعایت می كردید و باور و سلیقه ی شخصی خود را در این جمله تحمیل نمی کردید؟
آیا یك خواننده آگاه از همین دو بند در نمی یابد كه نگارنده ی این گزارش با جانب داری محض و با زاویه ی دید شخصی به موضوع پرداخته است؟

شاید مخالفان این بحث من، به سرعت جبهه گیری كنند و بگویند كه پدیده ی همجنس گرایی در ایران نابهنجار است، اما من می گویم كه آیا انواری و امثالهم تا چه حد دید واقع گرایانه ای نسبت به همجنس گرایی دارند و چه قدر بی طرفانه و غیر وابسته به این پدیده ی طبیعی نگاه می كنند كه از آنها بتوان انتظار تهیه یك گزارش بی طرفانه را داشت؟

آیا جناب انواری و سایر دوستانی كه فقط به دلیل نشان دادن روشنفكری و مطرح كردن پدیده های عجیب و غریبی مانند همجنسگرایی! می نویسند به فكر ادا كردن حق مطلب اند یا هدف شان از اشاعه ی این مطالب منافع شخصی است.

من باور دارم که هر كسی که قلم برمی دارد و مطلبی می نویسد باید توجه داشته باشد كه حداقل به قدر دیگران از آن موضوع مطلع باشد. سپس سعی كند تا رسالت اصلی نویسندگی را كه همان آگاه سازی خواننده با حفظ حریم اش و رعایت امانت در نكات مهم موضوع است را به سر منزل مقصود برساند و از سطحی نگری و سودجویی بپرهیزد.

به هر تقدیر امیدوارم كه شاهد این چنین گزارشات واقعاً مستند! در آینده نباشیم.

در ادامه به نكاتی تأمل برانگیز در این گزارش می پردازم!

...

از دید جناب انواری، همه ی تقصیرها مربوط به شخصی به نام علی است كه احتمالاً در پس كوچه های خیابان شریعتی، مدیریت گوگل یا ام اس ان و یا سایر پیام رسان های فوری را برعهده داشته كه پس از ایجاد چت روم مختص همجنسگرایان سبب ارتباط آنها با یکدیگر شده است.

جالب تر اینكه سوپر من قصه ی ما و لیدر همجنسگرایی پس از مدتی موجب ارتباط همجنسگرایان مرد ایران با همجنسگرایان خارج كشور گردید. باز هم جای شكر آن باقی ست كه از تهاجم فرهنگی در این موضوع سخنی به میان نیامد.

در ادامه ی این گزارش به تعریف لایف پرداخته می شود كه باز هم سوپر من قصه  ی ما (یعنی همان آقا علی) مؤسس آن دراینترنت بوده! و در ادامه به بررسی روند عضویت در لایف در طول یك دهه پرداخته می شود.

جناب انواری به همان موضوع بحث برانگیز همجنسگرایی (یعنی همان سكس) می‌پردازند كه دید عام ایشان در نحوه ی گزینش موضوع برای یك گزارش را نشان می دهد.
بد نیست ایشان و سایر دوستان بدانند كه شاید سكس همجنسگرایان در مقایسه با دیگران عجیب باشد اما تمام زندگی همجنسگرایان در سكس خلاصه نمی شود كه ایشان با تشریح دقیق پوزیشن‌ها (موقعیت ها و طلب های جنسی) سعی در آگاه ساختن بیشتر افراد داشته باشند. البته هر كسی كه تجربه ی رفتن به این روم ها را داشته باشد به خوبی می داند كه راهنمایی های جناب انواری برای رسیدن به مقصودهای سود- استفاده گرایانه از همجنسگرایان به خوبی راه گشاست.
و من هنوز  در تعجبم كه چرا در میانه ی یك گزارش باید به چنین تعاریفی پرداخته شود و غیر مستقیم آموزش جنسی داده شود. مگر روی سخن ایشان با تعدادی سكسولوژیست بوده كه این چنین تعابیری را استفاده نموده اند و  اصولاً چرا باید شرح این جزییات به این دقت آورده شود. بد نبود كه ایشان پاسخ این گزینش را می دادند، هر چند كه از روند گزارش و با توجه به همان اشاره به روم های كذایی می توان به پاسخی احتمالی رسید.

در بخش تمایز، ایشان به مسئله جالبی اشاره كرده‌اند كه واقعاً شاید تنها قسمت قابل اشاره این به اصطلاح گزارش باشد. جناب انواری در نحوه ی گزینش پوشاك، آرایش و عطر و رفتار همجنسگرایان دقت خوبی داشتند و خودشان نیز به این معترف بودند كه امروزه دیگر این نشانه مختص به همجنسگرایان نیست و قطعاً از این به بعد هم نخواهد بود.

این اشاره من را یاد یكی از دوستان انداخت كه این طور نقل می كرد كه به اتفاق یكی از آشنایان كه همسرش سوئدی بوده برای پیاده روی به یكی از خیابان های شهرشان رفته بودند و همسر خارجی دوست ایشان پس از اینكه دو پسر را می بیند كه دست در دست هم در خیابان راه می روند در مورد همجنس گرایی و وضع هومو های ایرانی سئوال می كند و بعد از اینكه از نحوه ی برخورد قانونی با آنها مطلع می شود، بسیار تعجب می كند كه در ایران با اینكه همجنسگرایی جرم است! اما مردم ناخواسته به آن تظاهر دارند!

 

البته باید این نكته را مد نظر داشت كه اشاره ی به جای آقای انواری بیشتر این سخن را تأیید می كند كه اگر همجنسگرایی صرفاً یك رفتار بود كه شخص در اثر انحراف بدان مبتلا می شد، در نهایت باید به قشر خاصی تعلق می داشت. اما همانطور كه همه ما می دانیم، امروزه شاهد استفاده ی وسیع از نشانه هایی كه روزگاری در انحصار این قشر بوده است، در بیشتر افراد جامعه هستیم و توجه و ریزبینی جناب انواری تأییدی بر این ادعا است. شایسته ی اشاره است كه ایشان با دست گذاشتن بر روی نكات ویژه ای مانند سكس و پوشاك و ظاهر همجنسگرایان، مانند یك روشنفكر كه هدف اصلی اش برخورد بی طرفانه است، قلم نزده اند و حتی اگر كمی واقع گرایانه به این موضوع نگاه كنیم می توان ایشان را به مغرضانه انتخاب كردن و نحوه چینش این گزارش نیز متهم كرد و با كمی دقت می شود به واقعیت های نهفته در آن رسید كه نتیجه ی آن چیزی به جز بدتر شدن وضع این اقلیت در اجتماع نخواهد بود.

 

اما در پایان این گزارش و قبل از بازگو كردن قوانین جاری ایران در خصوص همجنسگرایی، دوباره به همان داستان تكراری می رسیم كه شخصی مهندس یا وكیل یا دكتر است و وضع مالی خوبی دارد و علی رغم اینكه با پارتنرش زندگی می كند از نحوه ی زندگی اش راضی نیست.
این داستان و حكایت بارها و بارها توسط اشخاص مختلف و فقط با تشریح گوناگون موقعیت ها مطرح شده است و فقط یك پاسخ برای آن می توان در نظر گرفت كه: همجنسگرایان عزیز، اگر روزی هم به سرانجامی رسیدید و آن چیزی را كه رویای به دست آوردن اش را دارید را به دست آوردید باز هم از دید همه ی ما، روانپریشی  هستید كه حسرت یک زندگی آرام  و طبیعی را باید داشته باشد !

 

 

مطالب چراغ را همراه با اسم چراغ بازچاپ کنید.