|
یک سوال
روزبهان
درود به
رفقای عزیزم در سازمان دگرباشان جنسی ایران؛
در حدود دو
هفته پیش با دو دوست ایرانی گرم بحث بودم که در میانه بحث به مساله
همجنسگرایی رسیدیم. یکی از دوستان چنین نظر داد که این یک بیماری روانی
است و باید درمان شود. بنده و دیگر دوستم چنین مخالفت کردیم:
فرض که
همجنسگرایی بیماری باشد. آنگاه می بایست در کشوری مثل بریتانیا که علم،
ثروت و تا حدی سنّت در زیربنای تفکر قضایی جامعه، شالوده تعیین قوانین
رسمی اجتماع را هدایت می کند، با استناد به بیماری بودن همجنسگرایی و
به صرف یک اثبات علمی، قدرت حاکم تمامی همجنسگرایان را راهی بیمارستان
کند. حال اینکه چنین نیست و همجنسگرایی در بریتانیا آزاد است و کسی حق
ندارد یک همجنسگرا را مورد مؤاخذه قرار دهد. پس نتیجه اینکه ادعایی چون
"همجنسگرایی یک بیماری است" دارای بنیاد علمی نمی باشد. حتی در مبحث
فلسفی نیز همجنسگرایی به صرف اینکه با شالوده طبیعت مغایر است، نمی
تواند یک اشتباه یا انحراف نامیده شود.
ایشان دیگر
سخنی نگفت و به ظاهر قانع شد. اما سؤال هایی برای شخص خودم پیش آمد که
بیشتر در باب مسائل تکنیکی بود که تصور می کنم اکثر مردمان دنیا با
تجربه جوابش را می یابند و بنده چون از آن در دوره هایی محروم بودم
جوابی برای آن نیافته ام. منظورم سکس است.
شاید لازم
باشد که از زندگی خودم کمی بگویم و اینکه از کودکی تا به آنجا که به
یاد می آورم خیلی خجالتی بودم و برای همین اکنون به سن 28 سال خیلی کم
تجربه رابطه جنسی با جنس مخالف را داشته ام. اینها را برای این گفتم که
متوجه شوید سئوالاتی که خواهم پرسید شاید برای مردی که از نعمت رابطه
جنسی همواره برخوردار بوده است جواب های ساده ای داشته باشد و او بر
خلاف من در حین تجربه پاسخ خود را گرفته باشد.
مثلاً من
همیشه بدن دختران برایم جذاب بوده حال اینکه بیشتر دوران زندگیم را –
قبل از 23 سالگی که به اروپا آمدم – در ایران بودم و به مراتب بیشتر با
پسرها بودم تا با دخترها. متاسفانه در ساختار خانوادگی بزرگ شدم که
برخلاف ظاهر مدرن پوش خانواده، پس از بلوغ، پسرهای فامیل را از دخترها
جدا می کردند و دیگر ما نمی توانستیم بدون حضور بزرگترها با هم معاشرت
کنیم. کمتر کسی از بزرگترها نمازخوان بود و حتی به جرأت می توانم بگویم
که یک چادری در خانواده نداشتیم اما تا دلتان بخواهد تعصب کور! که این
تعصب لعنتی بزرگترها بهترین سال های از زندگی مرا مثل میلیون ها جوان
دیگر ایرانی هدر داد...
تقریباً
هجده سالم بود که در یک تابستان با پسرخاله ام که رفتار و حرکات لطیفی
داشت سکس کردم. در همان لحظه هر دو لذت بردیم اما به مجرد اینکه با
دختران سکس کردم لذتی چند برابر از آن بردم. همیشه سعی کردم به نوعی از
دختران راجع به شباهت ها و تفاوت های رابطه با جنس موافق و مخالف
بپرسم. اما متأسفانه جواب هایی که شنیدم قانعم نکرد، گویی خود تا بحال
به این سؤال ها فکر نکرده بودند.
چگونه
همجنسگرایان لذت بیشتری از همجنس خود می برند؟ اصولاً چه چیز باعث
همجنسگرا شدن می شود؟ آیا زنان و مردان همجنسگرا به جنس مخالف خود
تمایل دارند؟ انسان از چه سنی متوجه می شود که همجنسگرا شده است؟ یک
شخص ترنسکشوال به چه چیزی علاقمند است – به کدام جنس تمایل دارد؟ آیا
چنین فردی دارای قابلیت های جنسی هر دو جنس می باشد؟
از توجه شما
متشکرم.
روزبهان -
بریتانیا
|