|
پاسخ .. از محبوبه
روان درمان گر
"این
تفاوت های ما نیست که ما را از هم جدا می کند. بلکه عدم توانایی ما در
شناخت، قبول و ارزش گزاردن به آن تفاوت هاست."
ادری
لُرد، شاعر دگرباش
من
محبوبه هستم. مدت بیست سال است که به عنوان روان درمان گر با ایرانیان
و همچنین ملیت های دیگر در ارتباط با مسائل و مشکلات هویت جنسی، و
مشکلات خانوادگی آنها کار کرده ام.
در این
ستون چراغ ما به مسائل و مشکلات دگرباشان جنسی ایرانی (همجنسگرایان،
دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان) خواهیم پرداخت. اگرچه بحث های تئوریک هم
لازمه ی درک سیاسی و اجتماعی ما می تواند باشد ولی هدف اصلی این ستون
باز کردن دریچه ایست برای مطرح کردن تجربیات شخصی، مسائل و مشکلات هویت
جنسی، روابط خانوادگی، مسائل و مشکلات روزمره و ...
در اینجا
از این جمع دعوت می کنم که به این فضای دوستانه قدم بگذارند و سؤال ها
و مشکلات خود را مطرح کنند تا جواب های ممکن را با هم پیدا کنیم.
پاسخ
نامه ی یکی از خواننده ها:
دوست
عزیز، نامه ی شما را مسئولان نشریه برای من فرستادند و من در همین ستون
آن را منعکس کردم. پیش از هر چیز باید بگویم من روان درمانگرم و در این
ستون به سؤال هایی که برای نشریه چراغ در زمینه هایی که به رشته ی من
مربوط باشد می پردازم. من از تمامی مطالبی که در نشریه ی چراغ منتشر می
شود اطلاع ندارم و متأسفانه همیشه فرصت خواندن تمام مطالب یک شماره را
ندارم. می دانم که این را شما برای مسئولان نشریه ی چراغ نوشته اید و
به همین دلیل روی سخن شما با آن ها است. با این حال، این نامه به دست
من رسید و در این ستون منعکس اش کردم شاید با بررسی مختصر مشکلی که
مطرح کرده اید به کاهش بار احساس گناه شما کمکی باشد.
این واقعیت
که من اطلاع دقیقی از آنچه در قرآن در ارتباط با همجنسگرایی ثبت شده
است و همینطور در دیگر کتاب های مقدس نظیر انجیل، تأثیر چندانی در
پاسخی که علم برای توضیح همجنسگرایی به دست آورده است نمی دهد. علم
همجنسگرایی را گرایشی می داند که با تکیه به اراده ی شخص قابل تغییر
نیست، توسط دارو هم نمی شود آن را درمان کرد. به این ترتیب، گرایش جنسی
امری است که خارج از کنترل فرد دارای گرایش خاص می باشد. با تکیه بر
همین یافته، می شود تصور کرد که در شمار گناهان، که اعمالی هستند که بر
اثر قضاوت وجدانی غلط و میل به انجام عمل ناشایست بر دست و زبان
گناهکار جاری می شوند، نیایند.
می شود از
دوستانی که اطلاع دقیقی از متن آیات قرآنی دارند دعوت کرد تا سوره های
مربوطه را به بحث بگذارند و شاید تحلیلی از قرائت های گوناگون در این
زمینه به دست بیاوریم. امیدواریم مسئولان سازمان و نشریه ی چراغ این
دعوت را از دوستانی که شرایط لازم را دارا هستند، بنمایند.
از این
گذشته، دوست عزیز، تجربیات جنسی در سنین کودکی و نوجوانی بدل به گرایش
جنسی خاص در بزرگسالی نمی شود. آنچه در نامه ی خود در ارتباط با دوستان
گی، که بر اساس تجربه ی جنسی در کودکی، و یا عاطفی بودن در برابر قدرت
بدنی زیاد داشتن، که منجر به گی شدن و یا بای- سکسوال شدن می شود، مطرح
کردید، اساس و پایه ی علمی ندارد و از حد نظرات شخصی پیش نمی رود.
مردان گی، ممکن است حساس و عاطفی باشند، و یا خونسرد و قسی القلب. گی
بودن فرد تأثیر خاصی بر روحیه ی فرد ندارد. با آنکه مردانگی به معنای
داشتن قدرت بدنی زیاد و خشونت رفتاری معنا می شود، اما این ویژگی نیز
در میان تمامی مردان غالب نیست و مردان بسیاری دارای اندام ظریف و عاری
از خشونت رفتاری اند و دگرجنسگرا نیز هستند. گی بودن فرد حتی با توجه
به سلیقه ی جنسی فرد، که گاه با تعریف مفعول و یا فاعل توضیح داده می
شود نیز ارتباط مستقیمی با مرد بودن شخص ندارد. در واقع تنها
دوجنسگونگان هستند که جنسیت دیگری را در بدن دیگری حمل می کنند، نظیر
جنسیت زن در قالب اندام مرد، که این افراد نیز امروزه با عمل جراحی و
مصرف هورمون های لازم به بدنی مناسب با هویت جنسی دست پیدا می کنند.
مردان گی، مردانی هستند با تمایل جنسی و عاطفی به همجنس خود. مردان
بایسکسوال مردانی هستند که به جنس موافق و جنس مخالف علاقه و کشش عاطفی
و جنسی دارند.
شما خود را
full
gay
معرفی می کنید و این اطمینان خاطر شاید بتواند تأثیر مثبتی در کاهش آن
احساس گناه داشته باشد. حدس من این است که این گرایش تنها عاملی باشد
که شما را در درستی و پاکی خود به تردید می اندازد. اگر اینطور باشد،
بد نیست به دیگر بخش های شخصیت خود توجه کنید و ببینید آیا به قضاوت
های خود در زمینه های دیگری که بنا به اسلام گناه به شمار می آیند شک
دارید؟ در زمان حاضر، مداوم و با سرعت، دین به امری شخصی تبدیل می شود.
گناه، کم کم با میزان جرم های انجام شده در زمینه ی مسئولیت های
اجتماعی بدل می شود. بسیاری از گناهان تأکید شده توسط ادیان، امروز با
سنجه ی عدالت اجتماعی و میزان های حقوق بشری، از گناه بودن نازل می
شوند و بسیاری از اعمالی که گناه شمرده نمی شدند، امروز با توجه به
همان سنجه ها به حد گناه می رسند. اشخاص بسیاری تجربه کرده اند و موفق
شده اند که مؤمنان خوبی باشند و گرایش جنسی خود را نیز با رعایت اصول
اخلاقی نظیر پاکدامنی و صداقت و وفاداری حفظ کنند.
این بحث جای
آن دارد که ادامه پیدا کند و دوستان دیگری که تجربه های موفقی در این
زمینه داشته اند نظر خود را برای این ستون بفرستند.
بازگشت به چراغ 35 |