|
همجنسگرایی در اظهارات اخیر رئیس جمهور ایران
مینو كیامان

رئیس جمهور
ایران طی سخنان اخیرخود در دانشگاه كلمبیا گفت : در كشور ما«همجنسبازی»
به شكلی كه در كشور شما هست وجود ندارد، اصلاً وجود ندارد، ما چنین
چیزی نداریم،».
جملات او در
سه مورد قابل تعمق است :
یک - ایشان
كلمه «همجنسبازی» را به كار می برد، كلمه ای كه مردم،عامیانه و با بار
منفی به كارش و برای تحقیر افرادی كه بدلایل مختلف با همجنس خود رابطه
دارند را بدنبال دارد. این عنوان برای توهین و آزار همجنسگرایان
استفاده می شود و هر نوع آمیزش، میان دو همجنس را در بر می گیرد. این
در حالی است كه همجنس آمیزی با اهداف متفاوتی صورت می گیرد و به تعداد
این اهداف، کسانی که با همجنس خود می آمیزند، از یكدیگر متمایز شده
وهویت مجزا می یابند وهر یك از جهت علمی قابل تاًمل و بررسی اند. می
توان گفت این پدیده مربوط ومختص به « اكنون» نیست و دارای سابقه ی
تاریخی می باشد، همچنانكه به یك فرهنگ یا یك قوم اختصاص ندارد و در
ادبیات یونانی، ایرانی، وعرب و... قابل رد گیریست. در میان اعراب نیز
چه پیش از اسلام و چه بعد از آن همجنس آمیزی(صرفنظر از قبحی كه در
دیدگاه اسلام دارد) وجود داشته است. بعد از اسلام نیز مجازات های مشخصی
برای آن در نظر گرفته شد.
تقریباً مدت
هاست گرایش دو همجنس به یكدیگر، به عنوان یك هویت جنسی مشخص، به مباحث
آكادمیك راه یافته و مورد پژوهش و كندوكاو پژوهندگان جنسیت وسكس قرار
گرفته است و دیدگاه های مختلفی در باره ی آن وجود دارد چنانكه از
دیدگاه زیست شناختی همجنسگرایی به عنوان یك پدیده ی ژنتیك شناخته می
شود. گرچه ریشه ها و دلایل ثابت شده و مشخصی برای این نوع گرایش شناخته
نشده است اما بزرگترین دستاورد پژوهش های آكادمیك در این خصوص نگاه غیر
مجرمانه به این پدیده و درك آن به عنوان یك «تفاوت» در جوامع بشری است
و نهایتاً اطلاق عنوانی كه بیشتر نشان از حقیقت هویتی بخشی ولو كوچك از
انسان هاست تا تحقیر و توهین و سخیف شمرد ن شان. خاصیت و هدفمندی مجامع
علمی، نه توهین و تحقیر، كه تحلیل و تشریح مسائل و حوادث است. بدینسان
عنوان «همجنسگرایی» شاید لقبی در خورتر برای آن دسته از انسان هایی است
كه بدلایل (نا معلوم)*نسبت به همجنس خود گرایش دارند.
بهر حال، در
حالیكه انتظار می رفت ریاست جمهوری ایران كه لقب «دكتر» را با خود یدك
می كشید، در جمعی آكادمیك و در محیطی علمی كلمات یا اصطلاحاتی را به
كار برد كه لااقل از دالان تحلیل های آكادمیك گذشته و تبدیل به مفهومی
تحلیل شده ومنطبق با واقعیات و بدور از تلقیات عوام و نگاه مجرمانه
باشد.
دو - در
بسیاری از كشورهای غربی (اروپایی و آمریكایی)همجنسگرایان نه تنها مورد
پیگرد قانونی نیستند بلكه علی رغم قبحی كه هنوز در میان برخی از همین
جوامع نسبت به این مسئله وجود دارد، قانوناً صاحب حق حیات هستند و می
توانند آزادانه زندگی كنند و كسی حق آزار و اذیت آنان را ندارد. گرچه
قوانینی وجود دارد كه آنها را محدود می سازد اما آنها نیز همچون سایر
گروه های اجتماعی برای به دست آوردن حقوق بیشتر دست به تشكیل اجتماعات
می زنند و برای رسیدن به خواسته هایشان مبارزه می كنند. اما در ایران
همجنسگرایی را گناه و«خلاف شرع» دانسته و بر طبق قوانین كیفری جمهوری
اسلامی كه طی سه فصل در قوانین مجازات های اسلامی شرح داده شده است،
مورد مجازات هایی از تنبیه گرفته تا شلاق واعدام قرار می گیرند. دراین
كشور همجنسگرایی «گناه» محسوب شده وهمجنسگرایان «مجرم» شناخته می شوند.
اعدام های بسیاری نیز تحت این عنوان طی 28 سال گذشته صورت گرفته است كه
قابل تاْمل است. نكته ای كه در سخنان احمدی نژاد بچشم می خورد
افتخاریست كه او از تفاوت دو جامعه ایران و آمریكا (محل سخنرانی) در
حذف یا پذیرش این بخش از انسان های جامعه به حساب قوانین اسلامی می
گذارد؛ نوعی احساس برتری كه درآن به حذف و نابودی «مجرمان»، نگاهی
افتخار آمیز دارد و«آزادی» را در كشوری همچون آمریكا به سخره می گیرد
(از بیانات اوست:«...آنجور كه در كشور شما هست ...»)
سه - از
آنجائیكه اثبات رابطه ی همجنسگرا در قوانین اسلامی* بسیار مشكل و گاهی
غیر ممكن است، همجنسگرایان فرصت می یابند در سایه ی «مخفی كردن هویت
خویش» به زندگی ادامه دهند. همجنسگرا تا زمانی امنیت دارد كه هویت خود
را مخفی نگه دارد. هویت این انسان ها باید مسكوت بماند یا نفی شود. در
واقع آنها تازمانیكه خودرا نفی می كنند اجازه ی حضور در زندگی اجتماعی
دارند. این خود منجر به ایجاد جو ریا و فریب می گردد كه دائما باز
تولید می شود و به تمام سطوح جامعه تسری می یابد.
آقای احمدی
نژاد در سایه ی مجازات های سخت از یكسو، و نفی هویت بسیاری از
همجنسگرایان توسط خودشان، از سوی دیگر، به انكار این اقلیت در ایران می
پردازد. انكار او در معنای عمده حقیقتی عمیق را در خود نهفته دارد: 1-
به لطف مجازات های اسلامی همجنسگرایی در ایران وجود ندارد! 2- قوانین
اسلامی چنین چیزی را نمی پذیرد، پس نیست.
پانوشت:
1- دلایل
بیشماری برای این نوع گرایش ذكر شده است كه هر یك تنها گوشه ای از
حقیقت را درباره آن بیان می كند. برخی محدودیت های اجتماعی را به عنوان
دلیل ذكر می كنند. این دلیل برای درك «همجنس آمیزی» كه خود مقوله ای
جداست و با «همجنس گرایی» به عنوان یك هویت، متفاوت است قابل تاًمل و
بررسی است بخصوص در شرایط فعلی واوضاع سیاسی و اجتماعی ایران كه تفكیك
جنسیتی به شكل گسترده ای رو به رشد می باشد این مسئله جای بررسی بسیار
دارد.
2- فصل دوم
قانون مجازات های اسلامی – راه های ثبوت لواط در دادگاه: مواد114 تا
119
بازگشت به چراغ 34 |