بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و چهارم
نوامبر 2007 - آبان 1386

 

 

 

 

 

پاسخ .. از محبوبه

روان درمان گر

 

"این تفاوت های ما نیست که ما را از هم جدا می کند. بلکه عدم توانایی ما در شناخت، قبول و ارزش گزاردن به آن تفاوت هاست."

ادری لُرد، شاعر دگرباش

من محبوبه هستم. مدت بیست سال است که به عنوان روان درمان گر با ایرانیان و همچنین ملیت های دیگر در ارتباط با مسائل و مشکلات هویت جنسی، و مشکلات خانوادگی آنها کار کرده ام.

در این ستون چراغ ما به مسائل و مشکلات دگرباشان جنسی ایرانی (همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان) خواهیم پرداخت. اگرچه بحث های تئوریک هم لازمه ی درک سیاسی و اجتماعی ما می تواند باشد ولی هدف اصلی این ستون باز کردن دریچه ایست برای مطرح کردن تجربیات شخصی، مسائل و مشکلات هویت جنسی، روابط خانوادگی، مسائل و مشکلات روزمره و ...

در اینجا از این جمع دعوت می کنم که به این فضای دوستانه قدم بگذارند و سؤال ها و مشکلات خود را مطرح کنند تا جواب های ممکن را با هم پیدا کنیم.

نامه ی یکی از خواننده ها:

سلام. من دانشجوی کارشناسی ارشد، 25 ساله از تهران و Full Gay هستم. سوالی داشتم، ممنون می شوم اگر مرا راهنمايي کنيد. شما در نشريه چراغ و صحبتهايتان می گوييد که Gay بودن فطری است و به قران استناد می کنيد که خداوند، بشر را متنوع آفريده و اين امری ذاتی است. ولی قران به صراحتا بيان می کند که انسان را به دوگونه يا زوج بصورت زن و مرد (1 نسا، 3 ليل، 45 نجم، 50 شوری) آفريده ايم. بنابراين اين دليل منطقی و محکمی نمی باشد که مرتبا در نشريه ذکر می گردد؛ حتی در کتاب انجيل مقدس نيز به آن اشاره شده و فرد همجنس خواه را مجرم می داند.  اکثر افرادی که Gay هستند در دوران کودکی خود به نوعی تجربه جنسی داشته اند که ممکن است از آن لذت برده باشند و يا از لحاظ روحی- عاطفی صدمه ديده باشند و بدين ترتيب راز Gay بودن بصورت نهفته در آنها ذخيره می شود تا دوران بلوغ که رشد جنسی اوج می گيرد و فرد خود را بصورت Gay می بيند. من خودم در 9 سالگی تجربه جنسی کوچکی با يک پسر داشته ام و همچنين همبازی های من در کودکی، بيشتر دختران بوده اند؛ که وقتی بزرگتر شدم ديدم اصلا از دخترها تحريک نمی شوم و هيچ علاقه و حسی برای زندگی مشترک با آنها ندارم و دوست دارم که با يک پسر باشم. اکنون من چند دوست Gay دارم که همه آنها به نوعی تجربه جنسی در کودکی داشته اند(1) که اگر تجربه با پسر بوده، فردی که عاطفی تر هست در آينده احساس Gay می يابد و ديگری که قدرت و مردانگی بيشتری داشته در آينده بصورت فرد Bisexual ظاهر می گردد؛ و اگر تجربه با دختر بوده که پسر از آن تجربه بد يا تنبيهی دارد و در آينده بصورت Gay نمايان می گردد. اين تجربه اول که از آن خاطره تلخ يا خوشی به جا می ماند در نهايت بصورت حسی روحی و عاطفی در قالب ترس يا خواستن همجنس در فرد بروز می کند که فرد خود را Gay می نامد نه اينکه امری فطری است و در ذات بشر نهاده شده است. اين همان سوالی است که از روانشناسان و دست اندرکاران نشريه چراغ دارم که اين سوال ذهن مرا اشغال کرده و جواب محکمی ندارم؛ در ضمن بنده به دين اسلام گرايش دارم و همينطور به Gay بودن خودم معتقدم ولی تمنا دارم اين موج پريشان ذهنی ام را بسوی ساحل آرامش هدايت کنيد.

پيشنهادی برای نشريه دارم که قسمتی از آن را به پرسش  و پاسخ قرار دهيد تا بدين گذرگاه راهی برای اثبات حقانيت و رفع شبهات ايجاد گردد. در ضمن از همه مجريان نشريه کمال تشکر را دارم و اين ويژگی در نشريه هويداست که به هيچ يک از مسئولان دولتی و مذهبی ايران و جهان توهين نمی کنند که اين خود دليلی بر ماندگار و پايدار بودن آن خواهد بود. انشا الله

---------------------------

1 - ولی بعضی دوستان يافته ام که gay نيستند اما هدف آنها لذت جويي از gay و هوسرانی است که من با چنين افرادی که جامعه پاک gayها را به مخاطره می اندازند به شدت مخالفم

 

 

بازگشت به چراغ 34

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است