|
وقایع نگاری یک عکس
فانی

همه چیز از
جایی شروع شد که من عاشق شدم. البته عاشق یه چیز مجازی... که صد البته
یه بازی بود... که اسمش مافیا بود. دقیقاً می تونم بگم سال 2002 بود.
این جادو، این عشق، آنقدر کارساز بود که مدت ها این بازی روی سیستمم
نصب بود و جاش رو به هیچ بازی دیگه ای نمی داد. خیلی طول کشید تا تا
طلاقم داد. یعنی خب... یه جور توافق دوطرفه بود! ما هنوزم همدیگه رو در
حد یه سکس!!، ببخشید در حد یه بازی 8 ساعته ی یک دم از اول تا آخر دوست
داریم!... حالا فرض بگیرید که بعد سال ها خبر می رسه که این عشق قدیمی
داره میاد دوباره و این بار با کلی تغییرات و خیلی خوشگل تر... وقتی
خبر ساخته شدن مافیا2 رو شنیدم ته دلم مورمور شد. مثل موقع هایی که
قراره برم خونه ی یکی از دوستام!!! برای همین شروع کردم به گشتن نت
دنبال نشانه هایی ازش. رد پاشو توی سایت گیم اسپات پیدا کردم، فقط 5 تا
عکس ناقابل از این جادوی جدید. حقیقتش توی این 5 تا عکس فقط یکیش خوب
بود، و البته که خوب نه، شاهکار. همین عکس شاهکار باعث شد که تصمیم به
نوشتن این مطلب بگیرم. می خوام از چیزهایی که از این عکس دستگیرم شده
درباره ی جو احتمالی بازی و همینطور جذابیتی که می تونه داشته باشه
نتیجه گیری کنم و یه خورده هم خیالبافی قاطی ش کنم ببینم به حقیقت
تبدیل میشه موقع انتشار بازی، یا که نه.
این عکسی که
گذاشتم می تونه مرجع تون باشه که موقع توضیحاتم گیج نشید و زیادتر از
این قوه ی تخیل تون رو به کار نگیرید.
راستش از
وقتی عکس رو گرفتم هرچقدر بهش نگاه می کنم سیر نمی شم. نمی دونم دلیلش
برمی گرده به همون عشق قدیمی یا که جذابیت خود عکس است که باعث این همه
هیجان من شده. همین جور که می بینید یه عکس از یه منظره هستش از شهر
نیویورک تو سال های بین 1930 تا 1940. چیزی که توی قسمت اول بازی هم
بود. یعنی زمان روایت داستان. اینی که می بینید پشت به تصویر با کت و
شلوار قهوه ای ایستاده شخصیت اصلی بازی ست که باید ما کنترلش بکنیم!
اینجور که به نظر میاد و در واقع از کل تصویر می شه حدس زد پیشرفت
وحشتناک گرافیک بازیه! توی کت و شلوار این آقا که دقت کنین
Self shodow
و تکسچرهای واقعاً شاهکارو می تونید ببینید. حتی می شه راههای روشن روی
کت رو هم با چشم غیر مسلح!دید! چروک های روی کت رو ببینید! و یا سایه
هارو !می بینید گوشه ها محو و اسموس تشریف دارند؟! همین افکت اسموس
کردن سایه کلی از فریم ریت بازی کم می کنه! یعنی احتیاج به رم و گرافیک
خفنی دارید تا بتونید این افکت رو از بازی ببینید! از نحوه ی ایستادن
این آقاهه به شدت قند توی دلم آب میشه! مثل خیلی از بازی های اینطوری
سیخ واینستاده! همین باعث میشه که موقع کنترلش احساس بهتری داشته
باشین. مثلاً یه لحظه فکرشو بکنین که میخواین کنترلش کنین و قدم زنان
از این جایی که وایساده ببریدش اونطرف خیابون زیر اون تابلوی آبی!
وووووووووووی! من می خوامش !!!!
خب قسمت
بعدی که می خوام بگم در باره ی سنگفرش خیابون و پیاده رو هستش. خوب
نگاه کنید. چه احساسی بهتون می ده؟ مثل این نیست که دارین به یه عکس
واقعی از سنگفرش های خیابون نگاه می کنین؟ به نظرم میاد هیچ یه سنگی
شبیه اون یکی نیست. که البته هست و باید باشه ولی این هنر سازنده هارو
نشون می ده که جوری اونا رو کنار هم ردیف کردن که کاملاً واقعی و غیر
تکراری به نظر بیان. من اینجا چهارتا آشغال و اینجور چیزا روی زمین می
بینم که البته سه تاشون یه کم بی جزئیات به نظر میان. منظورم اون قوطی
و جعبه ی مقوایی توی پیاده رو هستش. در عوض اون تیکه ی بزرگ کاغذی که
روی سنگفرشای وسط خیابون افتاده به خاطر اینکه سایه دار هست طبیعی تر
به نظر می رسه.
این ماشینه
رو می بینید؟ همین آلبالوییه! پردازش جزئیات گرافیکی روش بینظیره. از
همینجا می تونم بگم این افکت
HDR
یا همون
High
Dinamic Range
هستش. آثار مناظر اطراف روی بدنه ماشین و همینطور انعکاس نور خورشید
روش واقعاً بی نظیره. مخصوصاً روی شیشه و قسمت جلوی کاپوت. وااای
ببینید حتی اثر برف پاکن رو روی شیشه میشه دید. آی چه راننده ی زشتی
داره. البته به نظرم می رسه سایه ی اتوموبیل ها یه کم سرجاش نیست. به
نظر سر ظهر میاد و این اثرش روی سایه ی این آقاهه هست ولی این کشیدگی
رو تو سایه ی ماشین ها نمی شه دید.
عمق میدان
هم بی نظیره. فقط کافیه یه نگاه به اون دورا بندازین. ساختمون امپایر
استیت و کمی نزدیکتر از اون کامیونی که داره می پیچه توی خیابون بغلی.
یه همچین افکتی به همین راحتی ها قابل اجرا نیستش. افکتی که این حالت
رو اجرا می کنه اسمش
deeps of
field
است که برای ایجادش به کارت های گرافیک با قابلیت پیکسل شیدر3 احتیاج
دارید. راستش من عاشق اینجور افکت ها هستم. موشن تار یا همین عمق میدان
که تأثیر خیلی زیادی تو بهتر جلوه دادن مناظر داره.
طبق معمول
تو خیابون ها اثری از بچه ها نمی تونید پیدا کنید که طبیعی است چون تو
همچین بازی های می تونید با ماشین هرکسی رو که دلتون خواست زیر بگیرین
و یا اسلحه کشی راه بندازین و به ملت توی خیابون شلیک کنید که به نظر
من هم کار خوبیه که بچه ها تو خیابون جولون نمی دن! مگه اینکه یه
قانونی تصویب بشه! که کسایی که به بچه ها شلیک می کنن یا زیرشون میگ
یرن چه می دونم بازیشون گیم- اوور بشه و یا اصلاً سیستم شون بسوزه!! به
نظر می رسه بازی از افکت
Bomp
mapping هم استفاده کرده. که باید هم بکنه. اینو نمی شه از روی سنگفرش
خیابون حدس زد ولی می شه از یه جای دیگه به این نتیجه رسید. گوشه ی سمت
چپ بالا، اون دیوار آجری رو می بینید؟ اون قسمتی که آجرها به شکل عمودی
ردیف شدن، اثر سایه هاشونو میشه دید. این یعنی همون افکتی که گفتم!
می تونم شرط
ببندم که بازی کنترل محشری داره. به دو دلیل، یکی اینکه بازی ِ اول
محشر بود و یکی از روی همین عکس!...پشت این ماشین آلبالوییه اون ماشین
سبز لجنی رو می بینید که تازه شروع به حرکت کرده و یه کم به طرف وسط
خیابون متمایل شده؟ کاملاً می شه حرکت رو توش دید. کمی به طرف راست کج
شده و این حرکت توی یه ماشینی که داره می پیچه به طرف چپ کاملاً
مشهوده. این یعنی یه حرکت کند و سنگین و طبیعی وقتی که دارین ماشین رو
کنترل می کنید.
الان یه
چیزی دیدم که یه کم تو قضیه ی زمان روایت داستان منو تو شک انداخت، اون
گوشه ی بالا. گوشه ی سمت راست منظورمه، اون چهارتا هواپیما رو می گم،
به نظر هواپیماهای بی52 هستن. همونا که زمان جنگ جهانی دوم آمریکا
ازشون استفاده می کرد. پس زمان بازی باید اواخر دهه ی 1940 و اوایل دهه
ی 1950 باشه! یه چیزی توی این تصویر توی ذوقم می زنه اونم جزئیات کم
آدم های توی خیابون هست. راستش توی بازی اول هم زیاد روشون کار نشده
بود و مثل الان تخت بودن. به اونایی که دارن اونطرف خیابون راه می رن
نگاه کنین، خیلی سیخ نیستن؟ یا من توقعم بیخود رفته بالا؟!! من هرچی
بیشتر به این عکس فوق العاده نگاه می کنم نکته های بیشتری توش پیدا می
کنم، واسه همین هم ممکنه این مطلب بشه به اندازه ی یه رمان، پس دیگه
بسه، فقط باید تا زمانی که بازی عرضه میشه، که احتمالاً یکی دو سال
دیگه این اتفاق بیفته، سیستم خودمو حسابی تجهیز کنم تا کم نیارم و فقط
از بازی لذت ببرم... فقط امیدوارم مثل بازی اول، اون فانوس دریایی کنار
ساحل هنوز سرجاش باشه تا موقع غروب خورشید برم و آسمون نارنجی رو بازم
ببینم
بازگشت به چراغ 34 |