|
پاسخی
به اظهار نظر ها در سایت بی بی سی

چند روز پیش سایت فارسی بی بی سی مطلبی با عنوان "تلاشی برای درک
واقعیات جامعه ایران" منتشر کرد. بسیاری از مردم در این برنامه اظهار
نظر کردند که به برخی از آنها باید دوباره پاسخ گفت.
" ما همجنسباز مثل کشور شما نداریم، در کشور ما چنین چیزی وجود ندارد"
این گفته ی محمود احمدی نژاد گرچه در سالن محل سخنرانی در دانشگاه
کلمبیا، خنده حضار را به همراه داشت که فکر می کردند او به راحتی بر
واقعیات جامعه ایران چشم بسته، اما از سوی جامعه همجنس گرایان ایران،
مفهوم دیگری داشت.
آنطور که آرشام پارسی، دبیر کل سازمان دگرباشان ایرانی مستقر در
تورنتو می گوید، این گفته ی آقای احمدی نژاد موضع گیری صریح دولت ایران
را در مقابل همجنسگرایان نشان می دهد.
همجنسگرایی بین دو مرد در ایران و برطبق قوانین اسلامی جاری "لواط" و
بین دو زن "مساحقه" نام دارد که هر دو با مجازات روبروست. از سوی دیگر،
درآموزه های مذهبی اسلامی در بهشت وعده "غلمان" داده شده که همان مردان
زیبارو هستند.
پذیرش همجنسگرایان در جامعه
به گفته رضا کریم زاده، روانشناس که روی مسئله همجنسگرایان درایران به
طور ویژه تحقیق کرده، می گوید در همه مذاهب اسلامی هم این قانون جاری
نیست و به عنوان مثال درمیان پیروان مالکی که یکی از چهار مذهب مهم اهل
تسنن است، داشتن رابطه بین دو مرد چنانچه یکی از آنان مردی آزاد ودیگری
غلام او باشد، اشکال شرعی ندارد.
زندگی مشترک دو همجنس در ایران در غالب یک خانواده، نه از سوی اجتماع
و نه از سوی دولت پذیرفته نیست، اما وضعیت همجنسگرایان همیشه در ایران
این گونه نبوده و این موضوع بستگی به دولت و اوضاع سیاسی هم دارد.
بسیاری از صاحبنظران مسایل اجتماعی معتقدند که درصد مشخصی از افراد یک
جامعه، همجنسگرا هستند و جامعه ی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و
از سوی دیگر این موضوع در ادبیات وتاریخ ایران هم وجود داشته و بحث در
باره ی غلام و شاهد در ادبیات کهن نشان از طبیعی بودن این موضوع در
اذهان پیشینیان ما دارد.
اساساً مسئله همجنسگرایی در همه جای دنیا موضوعی حساس است و دربسیاری
از جوامع غربی هم هنوز کاملاً جا نیفتاده، اما از اواخر قرن نوزدهم به
این سو، تمایل جنسی افراد، یعنی هم جنسگرایی یا دگر جنس گرایی بخشی
اصلی از هویت فرد بوده و همواره با اوست.
زندگی برای کسانی که شیوه ای به جز دگر جنسگرایی معمول را در ایران
انتخاب کنند، چندان راحت نیست، تجربه های شخصی این افراد، نشان از
درگیری مداوم آنها با خانواده و جامعه برسر هویت شان دارد.
زندگی مشترک
بسیاری از همجنسگرایان در ایران مجبور به گزیدن یک زندگی معمول و حتی
ازدواج می شوند، بسیاری از آنان بچه دار می شوند. اگر در خفا رابطه ی
همجنسگرایانه خود را ادامه دهند همیشه با این نگرانی مواجهند که کسی از
آن با خبر شود، و اگر این کار را نکنند، برای همیشه خود را از رابطه ی
جنسی ای که همگون با گرایش جنسی شان است محروم کرده اند.
با وجود این نمی توان حکمی کلی صادر کرد و گفت که هیچ دو همجنسگرایی
در ایران زندگی مشترک ندارند. در این موضوع مؤلفه های دیگری نظیر تمکن
مالی و شغل و موقعیت اجتماعی افراد هم نقش دارد.
تلقی اغلب افراد در جامعه ایران از همجنسگرایان آن است که اینان ظاهری
متفاوت دارند و چنانچه مرد هستند خود را شبیه زنان می آرایند و اگر زن
هستند ظاهری مردانه را ترجیح می دهند.
اما بر اساس تعریف علمی، این دو پدیده کاملاً متفاوت اند و هموسکشوال
یا همجنسگرایان، با ترنس سکشوال ها متفاوت اند.
ترانسکشوال
هموسکشوال کسی است که کاملاً از اینکه چه جنسیتی دارد آگاه است، یعنی
اگر مرد باشد، چه به لحاظ جسمی و چه به لحاظ روحی مرد است و گرایش جنسی
اش نیز به مردان است. اما ترنسکشوال کسی است که اگر بدنی مردانه دارد،
در روحیات و روان زن است و درواقع همیشه فکر می کند که اشتباهی رخ داده
و او نمی بایست با اندامی مردانه به دنیا می آمده است.
جمهوری اسلامی ترنسکشوال ها، یعنی کسانی که خواهان تغییر جنسیت خود
هستند را به عنوان بیمار تلقی کرده و آن ها را پذیرفته است.
همینطور فتوایی از آیت الله خمینی وجود دارد که اجازه داده که این
افراد جنسیت خود از راه عمل جراحی تغییر داده و در قالبی دیگر به زندگی
ادامه دهند. برخی معتقدند که همجنسگرایان ایرانی با علم به این موضوع،
تن به استفاده از هورمون جهت تغییر جنسیت می دهند تا بتوانند در قالب
تازه به راحتی با همجنس خود رابطه داشته باشند.
با وجود این شهرزاد پور عبدلله مددکار اجتماعی در بلژیک که از نزدیک
با ترنسکشوال ها کار می کند می گوید نمی توان تصور کرد که کسی که تن به
چنین کاری می دهد به لحاظ روحی و جسمی ارضا خواهد شد. چرا که اساساً
برای یک همجنسگرا، به هیچ عنوان بدن غیر همجنس اش جذابیتی ندارد. یک
مرد همجنسگرا پس از تغییرجنسیت دیگر مورد توجه مردان همجنسگرا نیست.
هیچ کس به راستی نمی داند که همجنس گرایی یک موضوع اکتسابی است یا فرد
همجنسگرا بدون اینکه انتخابی داشته باشد، چنین آفریده می شود. موضوع
این است که دید جامعه درباره ی همجنسگرایان در ایران به گونه ای است که
همجنسگرایان مرد را بیشتر زنانه تصور می کنند و بنابراین رابطه دو مرد
را به گونه ای می بینند که رابطه ای برابر نیست و یکی از آنها حتماً
فاعل و دیگری مفعول است در حالیکه در زندگی واقعی همجنسگرایان، رابطه ی
آنان به این شکل نیست.
گرچه در ایران، پدیده ی تغییر جنسیت سالهاست که از سوی نظام اسلامی
پذیرفته شده و حتی قوانین مربوط به آن از برخی از کشورهای غربی هم
پیشروتر است اما زندگی برای ترنسکشوال ها در جامعه ی ایران چندان راحت
نیست.
نظرات شما:
جامعه ی ایران آن قدر مشکلات مهم تر دارد که نمی دانم چرا در مورد این
موضوع اظهار نظر خواسته شده. مشکلات اعتیاد ، نان، مسکن، دزدی، امنیت.
واقعاً هدف از این نظر خواهی چیست؟ حسین – مشهد
-- دگرباشان جنسی نیز جزئی از جامعه ی ایران هستند و حقوق دگرباشان
جنسی، حقوق بشر است. نمی توان از حقوق بشر صحبت کرد و آن را متعلق به
قشر خاصی از جامعه دانست. حقوق بشر متعلق به تک تک انسان هاست خارج از
رنگ، نژاد، زبان، ملیت، جنسیت، گرایش های مذهبی و گرایش های جنسی.
جامعه ی ایران با مشکلات عدیده ای روبروست و مشکلات دگرباشان جنسی جزو
آن مشکلات است.
در کنار مسأله همجنس گرایی، به مسأله پسربارگی و بچه بارگی در ایران
نیز باید فکر کرد. این پدیده ناشی از دو عامل بوده و هست: نیاز عنان
گسیخته ی جنسی، و انحراف شخصیتی. در هر دو مورد، یک بزهکاری به حساب می
آید و راه حل منطقی می طلبد. دکترعلی شریعت. کاشانی – فرانسه
-- اگر منظور از پسربارگی و بچه بارگی همان بچه بازی یا پدوفیلیا است
باید آن را از همجنسگرایی جدا کرد. بچه بازی یک جرم است و همجنسگرایی
یک گرایش جنسی. بچه بازی فقط منحصر به ارتباط با پسر ها نمی شود. داشتن
هر گونه ارتباط جنسی با افرادی که به سن قانونی برای شروع روابط جنسی
(16 سالگی در ایران) نرسیده اند جرم است و تجاوز محسوب می شود و به
جنسیت آن ها مربوط نمی شود. نیاز عنان گسیخته ی جنسی و انحراف جنسیتی
شاید دلیل برای تجاوزهای جنسی باشد اما به گرایش جنسی افراد مربوط نمی
شود. رفتارهای جنسی عاملی برای تعریف گرایش جنسی نیستند. به عنوان مثال
عده ای اقدام به برقراری ارتباط جنسی با حیوانات می کنند و این یک
گرایش جنسی نیست.
در ایران کدام حق عمومی ملت رعایت می شود که حالا حقوق همجنسگرایان که
درصد قلیلی را تشکیل می دهند رعایت شود؟ حسینی – تهران
--
حقوق خیلی از اقشار جامعه ایران رعایت نمی شود اما این دلیل نمی
شود که چون همه تحت فشار هستند پس تلاشی برای رفع آنها صورت نگیرد.
امروزه سازمان ها و افراد زیادی هستند که از حقوق انسان ها دفاع می
کنند. سازمان های زنان، کودکان، فعالان سیاسی، گروه های مذهبی و همچنین
دگرباشان جنسی.
با گفته های آرشام پارسی کاملاً مخالفم، آقای احمدی نژاد چیز دیگری
نمی توانست در این مورد بگوید، حرف ایشان از روی برنامه ریزی نبود، من
خودم در تهران زندگی می کنم و یک همجنسگرای علنی هستم، خانواده و
آشنایان بعد از برون ایی من نظرشان نسبت به همجنسگرایی عوض شد، فکر می
کنم برون آیی بهترین راه برای از بین بردن مشکلات همجنسگرایان در ایران
باشد. همجنسگرا- تهران
-- در ارتباط با سخنان آقای احمدی نژاد در شماره ی 33 چراغ مطالبی
نوشته شده است. خوشحالم که روند آشکارسازی شما موفقیت آمیز بوده است
اما نمی توان آشکارسازی را راه حل مناسبی برای از بین بردن مشکلات
دانست. آشکارسازی شرایط ویژه ای نیاز دارد که ممکن است به راحتی فراهم
نشود. بسیاری از دگرباشان ایرانی چنین شرایطی را ندارند. شاید زندگی در
شهرهای بزرگ این فرایند را آسان تر کرده باشد اما نمی توان تمام جامعه
ی ایرانی را منحصر به شهرهای بزرگ دانست. در بسیاری از شهرهای ایران
شرایط بسیار بدی وجود دارد و آشکارسازی شاید به قتل فرد نیز منجر شود.
نمی توانیم تجربه های شخصی را به کل جامعه ی ایران تعمیم دهیم.
همجنس گرایی یا علت ژنتیکی دارد و یا علت روانی و در هر دو صورت فرد
همجنسگرا باز هم انسان است و همنوع. ای کاش جامعه و فرهنگ ایران کم کم
کمی
tolerance را فرا می گرفت. درجواب آن شخصی که نوشته بود همجنسگرایی در میان
حیوانات وجود ندارد باید بگویم که چرا هست برای مثال در میان دلفین ها.
رضا – لندن
-- ژنتیکی بودن همجنسگرایی تنها یک فرضیه ی علمی است. همجنسگرایی به
همان اندازه طبیعی است که دگرجنسگرایی.
من به عنوان یک انسان واقعاً شرمنده هستم که بگویم حتی حیوانات هم به
همجنسان خود نظری ندارند و ما آدمها در این مورد از حیوانات هم پیشی
گرفتیم. علی – تهران
-- اگر بخواهیم این طور به تفاوت انسان و حیوان نگاه کنیم، انسان ها
خیلی کارهای دیگری می کنند که حیوانات انجام نمی دهند. به عنوان مثال
انسان در غذا خوردن هم از حیوانات پیشی گرفته است. حیوانات یا
گوشتخوارند یا گیاه خوار و ... اما انسان همه چیز خوار است و نه تنها
میوه و گیاهان را می خورد بلکه لاشه ی حیوانات را نیز می خورد. کاری که
خیلی از حیوانات انجام نمی دهند و گوشتخواری درصد عمده ی حیوانات را در
بر نمی گیرد. آیا این را می توان به عنوان یک معیار برتری حیوان نسبت
به انسان دانست؟ همانطور که گرایش به جنس مخالف در حیوانات وجود دارد
گرایش به همجنس هم در حیوانات وجود دارد. به عنوان مثال در شتر، گاو،
دلفین، پنگوئن و ... گرایش های همجنسگرایانه دیده شده است.
همجنسگرایی و همجنس دوستی در قالب عشق و رابطه ی جنسی واقعاً طبیعیه و
بیماری نیست و نمیتونه باشه. من در ایران با فردی در رابطه بودم و
همدیگه رو از صمیم قلب دوست داشتیم. عشقی عمیق با محبت و مهربانی بین
ما ایجاد شده بود ولی ما به خاطر شرایط جامعه و قوانین ضد بشری حکومت
آخوندی ایران نمی تونستیم با هم باشیم و فقط بعضی وقت ها می تونستیم با
هم باشیم و از هم و وجود هم و عشق به هم لذت ببریم. تا اینکه به اجبار
از سوی خانواده برای تحصیل به امریکا فرستاده شدم. این جدایی به حدی
برای هر دو ما کوبنده بود که ما مریض شده بودیم و از راه دور برای
جدایی که بین ما افتاده بود گریه می کردیم و اندوهگین بودیم تا اینکه
من دلمو باز کردم و این موضوع رو به یکی از آشناهای خودم تو امریکا فاش
کردم. اون که فردی با سواد و با ادراک بود منو دلداری داد و گفت باید
پارتنر تو رو از ایران خارج کنیم. به کمک این فرد و به کمک یه انجمن
همجنسگرایان امریکایی کلیه ی هزینه ی گرفتن ویزا برای پارتنر من تهیه
شد و او بعد از سه سال جدایی به امریکا آمد. دیدن اون در فرودگاه دنیای
تازه ای بود. الان مدت ۲۰ سال و اندی است که با هستیم و زندگی خیلی
خیلی خوبی رو داریم. خیلی عادی و آکنده از عشق و محبت و صفا. مرتضی
- امریکا
متأسفانه شعور جامعه ایران با درک مسایلی از این دست فاصله ای بسیار
طولانی دارد. بعید می دانم حتی اندک درصدی از مردم ایران همجنسگرایی را
پذیرفته شده بدانند. تصوراتی بسیار ابتدایی نظیر بیمار بودن انسان های
دگرباش مسأله ایست که تا چندین سال دیگر نیز در ایران حل نخواهد شد.
علیرضا-کانادا
--
به نظر من قبول همجنسگرایی تنها به منطقه ی جغرافیایی ایران بر
نمی گردد و نمی توان آن را با شعور انسان ها سنجید. در خیلی از کشورهای
غربی نیز این مسئله چالش بر انگیز است. معمولاً انسان ها قبل از اینکه
چیزی را بپذیرند و بشناسند، آن را انکار می کنند. پذیرفتن چیزهای جدید
به راحتی امکان پذیر نیست. سال های بسیار زیادی است که برای جا انداختن
برابری زن و مرد تلاش می شود. سال های طولانی است که برای شناختن مفهوم
واقعی دموکراسی تلاش های جهانی شروع شده است. برخی از انسان ها با
دریافت اطلاعات صحیح این موضوعات را درک کرده و پذیرفته اند و برخی
هنوز نه. عامل اصلی نپذیرفتن مقوله های جدید از طرف مردم می تواند عدم
امکان دست یابی به اطلاعات درست باشد.
به نظر من دفاع از هم جنسگراها كه يك عده انسان بيمار با افكار
منحرفند نه تنها نشان دهنده ی احترام به حقوق انسان نيست بلكه به معناي
لجن مال كردن هر چه بيشتر انسانيت است. به جاي به رسميت شناختن شان
بايد درمان شان كرد. ليلي- تهران
-- اول باید دید انسانیت برای شما چه معنایی دارد. همانطور که انگشتان
دست همانند هم نیستند انسان ها هم شبیه به هم نیستند و گوناگونی لازمه
ی یک اجتماع است. آیا باید همه انگشتان دست به یک اندازه باشند؟ آیا
باید همه ی انسان ها به یک رنگ باشند؟ آیا سیاه پوست بودن یک نقص است و
باید درمان شود؟ آیا اکثریت بودن دلیلی بر موجه بودن است؟
قبول نکردن موضوع همجنسگرایی سبب شده تا اکثر افراد این جامعه در
ایران با یک بحران روحی و هویتی مواجه باشند. اگر روزی برادر یا دوست
من بگوید که همجنسگرا است سعی می کنم تا جایی که برایم ممکن باشد از او
حمایت کنم. از بین رفتن تابوی این موضوع در ایران غیر ممکن نیست زیرا
شاهد بودیم که در بسیاری از جوامع از بین رفت و اکنون بطور منطقی با آن
برخورد می کنند. تنها نیاز به آموزش دارد که متأسفانه از این دولت و
تلویزیون نمی توان انتظار انجام چنین کاری را داشت. محمد-والنسیا
--
دولت و تلویزیون تنها وسیله ی اطلاع رسانی نیستند. مهم هستند اما
راه های زیادی برای آموزش و اطلاع رسانی وجود دارد. سال ها پیش وقتی که
جنبش آزادی خواهی در ایران شکل گرفت و بسیاری از انسان ها خواستار
آزادی شدند تلویزیون نبود. تک تک و با شروع مباحث در گروه های دو و یا
سه نفره شروع شد و زمانی رسید که همه از شرق و غرب، شمال و جنوب از آن
با خبر بودند.
می خواستم از همه این سؤال رو بپرسم که به چه دلیل خدا جنس مخالف رو
آفرید؟ آیا تا به حال دیده اید که دو تا حیوان از یک جنس با هم
همجنسگرایی داشته باشن؟ پس بیاییم و شأن و منزلت انسان را پاس بداریم
چرا که ما اشرف مخلوقات پروردگارمون هستیم. هاتف – تهران
--
به همان دلیل که جنس موافق را آفرید. به همان دلیل که انسان را
آفرید. به همان دلیل که سنگ را آفرید. به همان دلیلی که تمام کائنات را
آفرید. خداوند خالق است و خلق کردن صفت ذات او. شأن و منزلت انسان
کجاست؟ چرا اشرف مخلوقات پروردگارمان این همه جرم و جنایت می کند؟ چرا
آدم ابوالبشر میوه ی ممنوعه می خورد؟ چرا قتل و غارت و تجاوز و ... در
اشرف مخلوقات پروردگارمان بیداد می کند؟ با این عناوین تنها می خواهیم
صورت مسأله را پاک کنیم و از پاسخ طفره برویم. شأن و منزلت انسان جایی
است که انسان بماند و به تنوع انسان ها احترام بگذارد همانطور که
پروردگارمان گفته است ما شما را به رنگ ها، زبان ها و گونه های مختلف
آفریدیم. همجنسگرایان هم یکی از همان گونه هایی هستند که پروردگارمان
آنها را آفریده است.
من فکر نمی کنم همجنس گرایی نشانه ی تمدن و آزادی در یک کشور باشه، به
نظر من این یک بیماریه که باید درمان بشه، چون دور از اصل و فطرت و
طبیعت انسانه. فکر نمی کنم توی جامعه ایران این موضوع هیچوقت حل بشه و
امیدوارم که این تابو همیشه توی این ملت بمونه. با شخصی هم که نوشته
این همجنس گرایی به دلیل محدود بودن رابطه دختر و پسر در ایرانه
مخالفم. در کشورهایی که رابطه ی آزاد بین دختر و پسر وجود داره چرا
اینقدر همجنس گرایی وجود داره؟ هلن- دبی
--
همجنسگرایی نشانه ی تمدن و آزادی نیست. بیماری نیست. دور از اصل
و فطرت و طبیعت انسان هم نیست. همجنسگرایی تنها یک گرایش کاملاً طبیعی
عده ای از انسان هاست. گرایش جنسی انتخابی نیست. همانطور که عده ای
تصمیم نمی گیرند که دگرجنسگرا باشند و به جنس مخالف خود علاقمند شوند
عده ای هم تصمیم نمی گیرند که همجنسگرا باشند اما هستند. بله
همجنسگرایی ارتباطی به محدودیت رابطه ی دختر و پسر در جامعه ندارد.
من همجنس گرا نیستم ولی در یک جامعه باز و دموکراتیک زندگی می کنم و
خوندن بعضی از نظرات باعث شرم و تأسفم می شه. می خوام بدونم اصلاً به
من و شما چه ربطی داره که یکی همجنسگرا هست یا نیست. ما مردم ایران کی
می خوایم یاد بگیریم به حریم خصوصی افراد احترام بذاریم؟ شما چه کاره
ای که میگی اینا بیمارند و باید درمان شن؟ چرا نمی تونید سرتون رو تو
کار و زندگی خودتون نگه دارید؟ ما ایرانی ها تا یادگرفتن معنای واقعی
دموکراسی خیلی راه داریم. تا وقتی نفهمیم معنای حریم خصوصی چیه و بهش
احترام نذاریم هرگز لیاقت آزادی و دموکراسی رو نداریم. فرهاد-
ملبورن
--
متأسفانه بیشتر این صحبت ها دلیل بر دگرباش ستیزی جامعه دگرباش
است. تا زمانی که دگرجنسگرایانی که به حقوق انسانی معتقدند در ابتدای
صحبت هایشان بگویند "من همجنسگرا نیستم ولی ..." مشکل ما حل نخواهد شد.
دلیل ندارد که دگرجنسگرا بودن خودمان را مطرح کنیم تا سخنمان اعتبار
داشته باشد. گرایش جنسی ما ربطی به حمایت از حقوق دگرباشان ندارد.
امروزه کمتر می توانیم در اظهار نظرهای مردانی که مدافع حقوق زنان
هستتند بخوانیم که "من زن نیستم ولی ...". زمانی که حقی را محترم
بدانیم باید بدون پروا و ترس از آن دفاع کنیم.
این یک روش غلط و خلاف طبیعت و خلقت خداوندی است و نقطه ی ننگ خلاف از
دیدگاه ادیان الهی است و سنگر احمقانه در مقابل منطق است. شما فرض کنید
ما با استفاده از قطب مثبت و منفی برق روشنی ها می سازیم در حالیکه دو
مثبت همه جا را خواهد سوزاند، و با استفاده از دو منفی هیچ چیز نمی
توان ساخت. سخی
من فکر می کنم آفای احمدی نژاد اول از همه با کلمات بازی کرده اند،
میان همجنس گرا، با همجنسباز تفاوت وجود دارد (رفرنس به مراجع عظام
شیعه) ... در هر صورت همجنس بازی، خواهی و یا گرایی در فرهنگ مردم
ایران از هر قشر و طبقه اجتماعی جایگاه خاص خود را دارد و وجود دارد.
ولی به دلیل پیچیدگی های فرهنگ شرقی و پس از آن ایرانی هیچگاه به صراحت
از آن سخن گفته نشده است. امیدوارم راهکار مناسبی برای فرهنگ سازی و
دفاع از حقوق این اقلیت در کشور ما، ایران یافت شود.بهرنگ - تهران
همجنس گرایی یک خاصیت کاملاً طبیعی است. و به نظر من همه ی آدم ها
مخلوطی از هوموسکشوال و هتروسکشوال هستند. تنها نکته ی منفی این است که
در برخی جوامع (به خصوص غربی) هوموسکشوالیتی به عنوان یکی از نشانه های
دگراندیشی تبلیغ میشه. به طوری که بسیاری از شهروندان این جوامع انتخاب
می کنند که هوموسکشوال باشند. ایمان
--
این طور نیست. به عنوان نشانه ی دگراندیشی مطرح نمی شود و انتخاب
ایجاد یک رابطه ی جنسی به عنوان گرایش جنسی آنها مطرح نمی شود. آیا
تمام دگراندیشان همجنسگرا هستند؟ در خیلی از جوامع پذیرفتن حقوق
همجنسگرایان یکی از معیارهای سنجش رعایت حقوق بشر و دموکراسی است.
من خودم یک دگر جنس گرا هستم. فکر می کنم هنوز مفهوم همجنسگرا در
جامعه ی ایران و حتی خیلی از نقاط دیگه ی دنیا درست شناخته نشده و اغلب
مردم آن را با بی بند و باری جنسی اشتباه می گیرند همانطور که من ابتدا
اینطور فکر می کردم ولی الان می دونم این یک احساس و گرایش غیر ارادی
هست و آنها با این صفت بدنیا آمدند مثل اینکه کسی با رنگ چشم آبی بدنیا
آمده و این برای آنها مشکلات زیادی را به همراه داره از جمله اینکه
اونها نمی تونند مثل ما ها بچه دار بشن و پیدا کردن زوج مناسب براشون
خیلی مشکلتر و حتی غیر ممکنه و من فکر می کنم اونها به محبت انسان های
دیگه نیاز دارند .اکثر آدم های همجنسگرایی که من در ایران می شناسم
انسان هایی زحمتکش مهربان با انضباط تحصیلکرده .... هستند البته باید
بگم فشار شرایط خیلی باعث آزار اونهاست. امیدوارم روزی کسی بخاطر
احساسات شخصی خودش مورد آزار قرار نگیره. مهری - تهران
--
بچه دار نشدن، پیدا نکردن زوج مناسب و ... تنها ویژه ی
همجنسگرایان نیست. آمارهای زیادی وجود دارد که قسمت عمده ی
دگرجنسگرایان هم با زوج مناسب خود ازدواج نکرده اند و یا تعدادی از
آنها بچه دار نمی شوند. این گونه مسائل اجتماعی قابل حل می باشد،
مثلاً پذیرفتن کودکی به فرزندی یکی از راه های برطرف کردن این مشکلات
است. اما باید متذکر شد که همجنسگرا بودن دلیل بر ناتوانی جنسی نیست.
همچنین همجنسگرا بودن دلیل بر داشتن نکات مثبت نیست. همجنسگرایان تافته
های جدابافته نیستند. در بین آنها نیز همانند بقیه ی اقشار جامعه ممکن
است ناهنجاری های اجتماعی دیده شود. به عنوان مثال تجاوز کردن ویژه ی
دگرجنسگرایان نیست، در بین همجنسگرایان هم متجاوز وجود دارد و یا
اعتیاد فقط مربوط به دگرجنسگرایان نیست همجنسگرای معتاد نیز وجود دارد.
گرایش جنسی انسان عاملی برای تعیین رفتارهای اجتماعی نیست.
من یک هم جنس گرا هستم و از این جهت که این پدیده در الگوی خانواده و
فرهنگی ما پذیرفته نیست وجدان رنجیده ای دارم و چندین سال است که با
چشمانی گریان به خواب می روم. سیامک - اصفهان
هم جنسگرایی بیماری نیست. به خواست خود تن دادن و جامه ی عمل پوشاندن
است، خواستی که شاید کنج خیال خیلی از آدم ها باشد و تنها زمانی مخالفت
با اون شکل میگیره که از قبل تعاریف و حدود و محدودیت هایی (مثل
پذیرفتن ادیان) برای آدم قابل ارزش باشه. از طرفی پذیرفتن حد و محدودیت
ها هم اثبات شده ست (احترام و عدم مزاحمت به حقوق دیگران).حالا تصور
کنید که هر آدمی به هر خواسته ی درونی ش تن بده و تنها با شعار "زندگی
من، خواسته ی من و..." زندگی کنه، چی پیش میاد! ... اکثر همجنسگراها
قبلاً با جنس مخالف بودند و تنها به دلیل موفق نبودن توی تعادل
ارتباطات رو به همجنسگرایی میارن و غافل از اینکه جنس موافق هم تفاوت
هایی با اون شخص داره که اگر قرار باشه که آدم فقط برای ارزش های خودش
بها بده و پذیرفتن ارزش های دیگری براش سخت باشه (شبیه کاری که با
خانواده یا جامعه یا دین کرده) چیزی جز به تعداد آدم های دنیا قانون
وصف کردن و تک گرایی به ارمغان نداره. گروه محدودی هم که از لحاظ
ژنتتیکی دچار اختلال جنسی هستن، در ایران، بطور رایگان تغییر جنسیت
داده میشن....این بحث وسیع تر از این حرفهاست! کوروش – وین
-- همه انسان ها آزاد هستند و آزادی دارند اما نباید این آزادی باعث
آزار رساندن به دیگران شود. این مورد در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم
بیان شده است. اما بحث در اینجاست که دیگران نیز آزاد بودن انسان ها را
سلب نکنند. مبارزه با نظام های دیکتاتوری به دلیل سلب آزادی های حقه ی
مردم است. همجنسگرایان معمولاً تمایلی برای برقراری ارتباط با جنس
مخالف ندارند و اگر داشته باشند، تجربه های جنسی بوده است و معمولاً
بدلیل اینکه از اینگونه ارتباط رضایتی ندارند ادامه نمی دهند و شاید
برخی این کار را یک روش محک زدن خود بدانند. همانطور که خیلی از
دگرجنسگرایان هم حداقل یک بار با همجنس خود ارتباط برقرار کرده اند اما
رضایت نداشته اند و دگرحنسگرا هستند. شاید نام بهتر آن همان تجربه های
جنسی باشد که با گرایش جنسی متفاوت است. دگرجنسگونگان هم به صورت مجانی
در ایران عمل نمی کنند و هزینه ی عمل آنها بیش از 6 میلیون تومان است و
اکثر آنها برای پرداخت این پول با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند
و عده ی زیادی نیز از آن ها در مقابل تأمین سواستفاده می کنند.
همجنسگرایی کاملاً طبيعيه و بنظر من ما بايد به شخصيت همديگه احترام
بذاريم و قبول کنيم که همگی متفاوت هستيم. در ايران زياد خبری از
احترام متقابل نيست و اين مشکل شامل همجنسگرايان هم ميشه.
شيلا-کپنهاگ
اصلا نیازی نیست خودمان را گول بزنیم همه میدانیم که حرف احمدی نژاد
حرف حداقل نود درصد مردم ایران بود. در هر کشوری یکسری مسایل همواره
ناپذیرفتنی است همانطور که مسئله ساده ای مانند سر بریدن گوسفند در
آمریکا یا هواداری ازافراطیون مسلمان بسیار زننده و حتی جرم تلقی میشود
شما هم حتما انتظار داشته باشید در جامعه صد برابر سنتی تر ایران هم
یکسری تابو وجود داشته باشد. این را هم اضافه کنم که کانادایی هایی که
به استرالیا ، این کشور غربی و دموکراتیک می آیند از برخورد متفاوت و
بعضا بد مردم با همجنسگرا ها تعجب و گله میکنند. من واقعا معتقدم که
ایران مسایل بسیار مهمتری برای حل و نظرخواهی دارد. ریو-ملبورن
-- اول اینکه استرالیا کشور غربی نیست. در جنوب شرقی است. دگرباش
ستیزی منحصر به یک محدوده ی جغرافیایی خاص نمی شود. همانطور که در
ایران بدرفتاری با دگرباشان جنسی مشاهده می شود. در کشورهای دیگر هم
مشاهده می شود. تفاوت در اینجاست که در برخی از کشورها دگرباشان جنسی
پشتوانه ی قانونی دارند اما در برخی از کشورها با وجود تحت ظلم بودن و
مورد تجاوز قرار گرفتن باز محکوم خواهند شد.
من یک همجنسگرای ایرانی هستم در یکی از دانشگاههای شمال کشور بعنوان
عضو هیات علمی مشغول به کار می باشم. متاسفانه حتی در میان اساتید
روشنفکر دانشگاه هم همجنسگرایی محصول صرف خروج از اخلاق و مستحق اشد
مجازات می باشد. به همین دلیل همواره با نقاب دگرجنسگرا زندگی می کنم
اگرچه هرگز ازدواج نخواهم کرد. رضا - مازندران
من اگر رند خراباتم گر زاهد شهر تو برو خود را ميباش . به نظر من
انسانها همه با هم برابرند. کاش ميشد در جامعه به اين که مسئولين مملکت
در دفتر، کارشون را چطور انجام ميدن پرداخت نه اينکه مسائل شخصی و اتاق
خواب مردم. وقتی من با خانمم ازدوج کردم هيچکس از جامعه همجنسگرا مخالف
ازدواج من نبود. نتيجه: چرا من مخالف زندگی انها باشم. فرزاد-کانادا
ای کسانی که موافق همجنسگرايی هستيد! همجنسگراهم شدن ويا بودن، سن و
زمان و مکان ندارد. آيا دوست داريد ببينيد مادرتان همجنسگراست؟ اگر
بفهميد پدرتان همجنسگرا شده چه ميکنيد؟ اگر بفهميد برادرتان با کاسب
محل رابطه جنسی دارد چه حسی پيدا می کنيد؟ آيا افتخار ميکنيد؟ اين را
بدانيد اگر همجنسگرایی در ايران باشد 95% در سنين نوجوانی است و آنهم
به علت نبودن ارتباط جنسی با جنس مخالف. آندسته افراد در جوانی اين کار
را کنار گذاشته و فقط دنبال جنس مخالفند مثل اکثر کشورها. احمدی نژاد
راست گفته، ما همجنسگرا داريم اما نه مثل امريکا. محمد رسول-بوداپست
-- خیلی از پدرها و مادرها همجنسگرا هستند و به دلیل شرایط زمان
ازدواجشان نمی توانستند گرایش خود را اعلام کنند و یا اصلا تحت تاثیر
جامعه خود را بیمار می دانستند و با ازدواج کردن تصمیم به "خوب شدن"
گرفته اند. غافل از اینکه این ازدواج مشکلات بیشتری برای آنها بوجود می
آورد. بسیاری از زنان همجنسگرا که ناچار به ازدواج شده اند. توسط
شوهران قانونی خود مورد تجاوز قرار می گرفتند. بسیاری از مردان
همجنسگرا که پدر شده اند با خاطره ها و فانتزی های ذهنی خود با
همسرانشان هم آغوش می شوند. در جامعه ای که صحبت از مسائل جنسی شرمسازی
به دنبال دارد فهمیدن این مسائل راحت نیست.
آنچه احمدی نژاد گفت درواقع حرف اكثريت قاطع مردم ايران است. در واقع
تبلور افكار عقب افتاده ايرانی بود. تاوقتی كه همجنسگرايان بتوانند از
شرايط زندگی عادی در جامعه ايران برخودار باشند صد سال باقی مانده.
سهراب - استکهلم
از آنجايي كه جامعه ايرانی اين قضيه را به شدت نا پسند مي داند ( حتي
بيشتر از زنا) بنابراين اين افراد نمی توانند هويت خود را نشان دهند و
البته نبايد هم اين كار را بكنند. بنابراين هم من و هم شايد بيشتر مردم
ايران تا كنون زوج هم جنس گرا را نديده ايم و با آنها برخورد نداشته
ايم. اگر فردی از خانواده من هم چنين خصلتی داشته باشد بايد سعی كنم كه
او را از اشكالات اين مساله باخبر كنم و حتی در صورت نياز با وی برخورد
كنم. محسن – دبی
-- چه برخوردی؟ او را بکشید؟ آتش بزنید؟ به پلیس تحویل دهید؟ از
خانواده طرد کنید و حمایتش نکنید؟ اگر با این کار اشکالات کارش را
گوشزد کردید و با او برخورد کردید و پس از آن با مشکلاتی از قبیل فرار
از خانه، اعتیاد و ... مواجه شدید چه می کنید؟
ما در مملکتی اسلامی زندگی می کنيم...ما در قرآن در مورد اين مطلب
آياتی داريم و آن اين است که قومی را پروردگار به دليل چنين مساله ای
عذاب کرد...چرا؟...چون پروردگار يکتا زن را برای مرد و مرد را برای زن
آفريد تا از هر جهت تکميل کننده يکديگر باشند...اين مطلب زير پا گذاشتن
طبيعت است...گمان نمی کنم حيوانات هم چنين کاری انجام دهند (حالا شما
نگوييد هست)...توهين به بشر است. حتی در ميان اتم ها هم دو بار هم نام
يکديگر را مي ربايند. من اعتقاد دارم که اين افراد دچار يک نوع بيماری
هستند که بايد درمان شود...درمان شود. امیر – تهران
-- در قران داستان قوم لوط آمده است و بسیاری بر این باورند که قوم لوط
همجنس گرا بودن در صورتی که آنها همجنسگرا نبودند و تنها به دنبال
هوسرانی خود به مردان تجاوز می کردند. اگر به دقت داستان قوم لوط را
بخوانید متوجه خواهید شد که این یک گرایش طبیعی نبوده است بلکه تجاوز
به حریم دیگران، بستن راه کاروانان و دزیدن و تجاوز کردن به آنها بوده
که هیچ شکی در محکوم بودن تجاوز نیست.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/10/071003_ag-homosexuality.shtml
بازگشت به چراغ 34 |