بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و سوم
اکتبر 2007 - مهر 1386

 

 

 

 

 

 

 Ho Hey Oh,   Listen What I Say Oh

 

 

به قلم ِ شروین

 

خاطره ای از ویرایش ایلیاد

- به سعید ِ نفیسی -

 

 خیلی ها می گویند من به واسطه ی ارتباط با خدایان دیوانه شده ام .

حتی خیلی هاشان در معبد یا در معابر تنگ ِ یونان از من دوری می کنند .

جالب این که یک در میان کسانی که دیوانه ی کور خطاب ام می کنند ، اقلا یک

سال پیوسته در معبد زئوس (Zeus  ) به عبادت پرداخته اند و دست کم یک

بار قربانی صدتا ( Hecatomb ) برای یکی از خدایان بریده اند .

شما بگویید چگونه می شود به خدایان اعتقاد داشت و مقرب درگاه شان را دیوانه خطاب کرد ؟

به هر حال : صلاح کار کجا و من خراب کجا ؟ زئوس بزرگ خودش دانای مطلق است .

الهه ی شعر ( Muse ) هم خسته ام کرده است دیگر .

شب هایی که می آید برای ویرایش و بازسرایی ایلیاد ، یک بند شراب می نوشد و مست می کند .

من ِ پیرمرد هم نه نای این دارم که هم پای اش شراب بنوشم و نه آن چنان بردبارم که انتظار بکشم تا هشیار شود .

دیشب کلافه به اش گفتم : نمی خواهی خشم آخیلوس ( Achilleus ) را بسرایی ؟

خندید و گفت : ... پیش آر پیاله را که شب می گذرد .

همیشه می خندد .

 کلاً الهه ی خنده رویی ست .

هرچند هرگز در هشیاری کامل ندیده ام اش .

خنده ای صامت دارد .

یک شب که مست بود و می خندید صورت اش را لمس کردم .

دستان ام می گفتند که لب های باریک و کوچکی دارد .

کلاً ریزاندام است .

پاشویه اش که می کنم ، کل ساق پای اش را توی دست ام می گیرم .

به هر حال الهه ی ریز نقشی ست .

وقتی خندید و گفت پیش آر پیاله را که شب می گذرد ، دست اش را دراز کرد و کاسه ی شراب را از دست ام گرفت .

دست اش به دست ام خورد .

بارها اتفاق افتاده است .

دست های نازک و کشیده ای دارد . و ناخن هایی کوتاه ... کوتاه ِ کوتاه .

از صدای تکان خوردن ِ شراب توی کاسه فهمیدم که جرعه ای نوشید .

گفتم : نمی سرایی الهه ؟

زئوس این طور صدای اش می کند و من .

گاهی که هرا (Hera  ) حسادت زنانه اش را رها می کند و دمخور ِ الهه می شود هم این گونه صدای اش می زند .

شنیده ام هفستوس ( Hephestus ) دورادور دوست اش دارد .

 امان از این خدایان و الهه ها که سر از کارشان درنمی آورم .

دوباره صدای تکان خوردن شراب آمد .

 بی رمق گفت : آخیلوس کیست ؟

از کوره در رفتم .

مجال شراب خواری و می گساری نبود .

گفتم : ای که از مستی خرد از دست داده ای ، که چشم سگ و دل گوزن داری ... آخیلوس فرزند ِ پله ( Pelee ) و تتیس پروردگار دریاها ( Thetis ) .

دوباره شراب نوشید و دوباره صدای تکان خوردن شراب را شنیدم . گفت : می نویسی هومر ؟

گفتم بگو .

نام هشت خواهرش را برد و پس از آن خواند ... همه ی ایلیاد را همان شب خواندیم بازسرایی کردیم .

و همه ی شراب های ام را بلعید .

زئوس بزرگ می داند شراب های ام چه قدر ارزنده بودند .

 دوباره شراب نوشید و دوباره صدای تکان خوردن شراب را شنیدم . گفت : می نویسی هومر ؟

گفتم : ای که از مستی خرد از دست داده ای ، که چشم سگ و دل گوزن داری ...

نام هشت خواهرش را برد و پس از آن خواند ... همه ی ایلیاد را همان شب خواندیم بازسرایی کردیم .

زئوس بزرگ می داند شراب های ام چه قدر ارزنده بودند .

گفتم بگو

و همه ی شراب های ام را بلعید .

 

بازگشت به چراغ 33

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است