|
آن چه در اولین عید صدا گفته شد
به مناسبت چهارمین سالگرد عید صدا – دهم مهر 86

دهم مهرماه 1383 از طرف سازمان عید صدا نامگزاری
شد. از همه خواستیم که در یک اتاق مجازی یاهو دور هم جمع شویم و از
حقوق
مان حرف بزنیم. در آن روز به دلیل ترس و اضطرابی که وجود داشت هیچ کس
حرف نزد و همه فقط نوشتند. اولین عید صدا در سکوت برگزار شد. سال دوم
عید صدا نداشتیم. سال سوم آرشام پارسی از طرف ایرکیو در دومین نشست
شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره شرایط دگرباشان جنسی ایرانی سخنرانی
کرد. و در عید صدای امسال وضعیت دگرباشان جنسی ایرانی در کنار مهمترین
خبرهای رسانه های جهانی قرار گرفت. پنجمین سالگرد عید صدا در کجای این
راه خواهیم بود؟
نوشته ی زیر مربوط به مهر ماه 1383 می باشد:
سازمان
همجنسگرایان ایرانی
ما از توهین، تحقیر و ارعاب به جان آمده ایم.
دیگر نه می توانیم و نه می خواهیم که پذیرای چنین رفتار ناعادلانه و
غیر انسانی باشیم.
روز همجنسگرایان ایرانی را به همه همجنسگرایان و آزاداندیشان ایرانی
تبریک می گویم.
جامعه همجنسگرایان ایرانی برای اولین بار در دوره ی کنونی صریح و به
صورت بارزی ابراز می کند که همجنسگراست و همجنسگرایی امری طبیعی و شخصی
است.
همجنسگرایان خواهان به رسمیت شناختن خود به عنوان انسانی کامل می
باشند. چنین پدیده ای را بایستی در چهارچوبی گسترده تر از کشورمان
بررسی کرد و آن را از زاویه ی دستاوردهای بشری نگریست.
در
چند دهه ی اخیر تحت تأثیر دستاوردهای علمی و فلسفی، دریافت جامعه بشری
از محیط طبیعی پیرامونش، تدوین و به رسمیت شناختن حقوق جهانشمول انسانی
و شناخت مکانیسم هایی که پایه و چهارچوب های تفکر جمعی ما را می سازد،
دستخوش تغییرات زیادی شده است.
دیگر تصورات و دریافت های غالب اجتماعی و یا علمی، ارزش خود را به
عنوان تنها شکل موجه نگرش به پدیده ها از دست داده اند؛ به فردیت و
گوناگونی آن بهای بیشتری داده می شود.
یکی از این پدیده ها گرایش جنسی انسان ها است. اکثر اندیشمندان در
کشورهای پیشرفته پذیرفته اند که گرایش جنسی تنها محدود به رابطه ی بین
زن و مرد نمی شود.
پژوهش های گوناگون در زمینه های متفاوت علمی و اجتماعی نشان داده است
که همجنسگرایی امری است طبیعی و همواره بخشی از انسان ها دارای چنین
گرایشی هستند بدون اینکه این گرایش ریشه در بیماری های جسمی و یا روحی
داشته باشد.
بسیاری از همجنسگرایان از افسردگی روحی، یأس، سرخوردگی،نا امیدی و
تردیدها و عدم پذیرش هویتی رنج می برند. این ناهنجاری ها رابطه ی
مستقیمی با گرایش جنسی فرد ندارد بلکه نتیجه ی مستقیم فشارهای اجتماعی
بر همجنسگرایان است.
به عبارت دیگر هر فردی که تحت چنین فشارهای اجتماعی قرار بگیرد، چه
همجنسگرا باشد و چه دگرجنسگرا، دچار ناهنجاری های روحی خواهد شد.
دیگرگونه
بودن از زاویه ی گرایش جنسی همانقدر طبیعی است که چاق یا لاغر بودن،
بلند و کوتاه بودن و یا سایر تمایزات زیست شناختی.
متأسفانه علیرغم گستردگی این دیدگاه های نوین در بین اندیشمندان، از
مشکلات همجنسگرایان ایرانی کاسته نشده است.
تفکر غالب اجتماعی در کشورمان نتوانسته است دستاوردهای اخیر را دنبال
نماید. تا زمانی که چهارچوب های فکری اجتماعی دست نخورده باقی بماند و
این انگاره ها به عنوان واقعیت پذیرفته می شود، بهبود جدی ای در وضع ما
داده نخواهد شد.
این انگاره هادر طی قرون متمادی شکل یافته و تمامی ساختارهای اجتماعی،
اقتصادی و سیاسی ما بر اساس آن بنا نهاده شده است.
تلاش
در تغییر این چهارچوب ها قطعاً با سرسختی مواجه خواهد شد. چنین تغییری
دست آخر موجب زیر سؤال برده شدن دریافت های بنیادین از نقش زن و نقش
مرد در جامعه، جایگاه حقوق انسانی در اجتماع و تعادل قدرت به صورت عام
آن خواهد شد.
طبیعتاً کسانی که از وضعیت موجود بهره مندند با چنین تغییراتی مخالفت
ورزیده و سعی در پایداری وضعیت موجود می نمایند.
از سوی دیگر چنین تغییری باعث بیداری وجدان خفته اجتماعی نیز می شود.
پذیرش اینکه پدران، مادران، برادران، خواهران و دوستان همجنسگرایان با
پیروی کورکورانه از انگاره های اجتماعی موجب رنج و آزار بی پایان
عزیزان خود شده اند نیز آسان نخواهد بود.
فراموش نکنیم که ما خود نیز تحت تأثیر مجموعه ای از انگاره های
اجتماعی پرورش یافته ایم، ساخته و پرداخته و حامل بسیاری از وحی های
منزل هستیم. ما نیز مانند دیگران قربانی این انگاره های اجتماعی هستیم.
در گفتار و کردارمان لحظه ای تأمل کنیم و آن را با قپان تفکر و استدلال
محک بزنیم، همانگونه که از دیگران انتظار داریم که در مورد افکارشان
درباره ما تجدید نظر کنند.
تجربه ی انسانی نشانگر آن است که تغییر در چهارچوب های اجتماعی نه
تنها امکان پذیر است بلکه خوشبختانه چنین تغییراتی لزوماً احتیاج به
قرون متمادی ندارد.
روز همجنسگرایان ایرانی می تواند نقطه آغازی باشد برای تلاش مشترک ما
در شناسایی مفهوم نوینی از مقوله ی انسان و رفتار انسانی.
این روز روز همبستگی ما، روز نزدیکی و همیاری مشترک ماست. روزی است که
همجنسگرایی و همجنسگرایان ارج نهاده می شوند، نه به عنوان یک رفتار
برتر یا انسان برتر، بلکه به عنوان جلوه ای از گوناگونی طبیعت.
روز همجنسگرایان ایرانی در عین حال روز همبستگی بین المللی ماست با
سایر همجنسگرایان و کسانی که به خاطر تفکرات محکوم کننده و کوته نظری
های اجتماعی مورد ستم و آزار قرار می گیرند.
روز همبستگی همجنسگرایان، دگر جامگان
stransvetite
، دگر جنس شدگان
transsexuals،
دو جنس گرایان
bisexuals
و زنان و مردان آزاده میهن مان است. 10 مهر نشانگر خواسته ی ماست برای
به رسمیت شناخته شدن به عنوان انسانی برابر و دارای حقوق اجتماعی یکسان
با سایر افراد. ما از توهین، تحقیر و ارعاب به جان آمده ایم.
دیگر نه می توانیم و نه می خواهیم که پذیرای چنین رفتار ناعادلانه و
غیر انسانی باشیم.
روز همجنسگرایان ایرانی گرامی باد.
دهم مهرماه 83
بازگشت به چراغ 33 |