بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و سوم
اکتبر 2007 - مهر 1386

 

 

 

 

 

 

همجنسگرایی فقط حق جوانان ثروتمند نیست

حسین علیزاده

 کمیسیون بین المللی دفاع از حقوق دگرباشان

maghalat@gmail.com

متاسفانه در جوامع بسته ای نظیر جامعه ایران، که در آن افراد حتی از ابتدایی ترین حقوق خود نیز محروم هستند، برخورداری از آزادی های اولیه تنها رویایی است که برای بسیاری از مردم تحقق یافتنی نیست. در چنین جوامعی، عده محدودی که از تمکن مالی بسیار برخوردار هستند، می توانند با استفاده از ثروت و قدرت خود، زندگی پر تجملی برای خود برپا کنند و از حقوق و مزایایی برخوردار شوند که مابقی مردم تصور آن را حتی در خواب هم نمی توانند بکنند.  از جمله این حقوق و مزایای "تجملی"، حق برخورداری ار آزادی های جنسی است. همه ما کسانی را می شناسیم که به واسطه قدرت مالی خود توانسته اند از بهترین لذات جنسی بهره برده و با مه رویان و خوش چهره گان عالم  هم آغوش شوند.  طبیعی است که همجنسگرایان  متمول نیز، راحت تر از مابقی مردم قادرند غریزه جنسی خود را ارضاع نمایند و بواسطه برتری مالی خود، معمولا قوانین و محدودیت هایی که مابقی مردم را مقید و محدود کرده است،  شامل حال آنها نمی شود.

وجود این پدیده باعث گشته است تا بسیاری از اقشار سنتی جامعه به این نتیجه نادرست برسند که همجنسگرایی، تنها در میان جوانان به اصطلاح "خرپول و لا ابالی" رواج دارد، والا مردمی که باید برای یک لقمه نان معاش خود جان بکنند، فرصت و مجال این "قرتی بازی ها" را ندارند. واقعیت این است که همجنسگرا بودن افراد، هیچ ربطی به وضع مالی، طبقه اجتماعی، سطح سواد، ویا اعتقادات مذهبی آنها ندارد.  همانگونه که افراد خانواده، زبان مادری، کشور محل تولد، و  رنگ پوست و موی خود را انتخاب نمی کنند، همجنسگرا بودن و یا نبودن افراد هم از حوزه اختیار شخصی افراد خارج است.  البته باید اضافه کرد که شرایط مالی و اجتماعی افراد، نقش مهمی در نحوه رفتار آنها دارد، و لذا در جوامع بسته، تنها افراد قدرتمند و پولدار می توانند از آزادی های شخصی، از جمله آزادی جنسی،  برخوردار شوند  و مابقی جامعه، مجبور است تظاهر به "عادی" بودن کرده و هیچگاه دمی از علایق واقعی و قلبی خود نزند.

تن دادن به اجبار و فشار جامعه و سرکوب علایق واقعی جنسی، البته محدود به همجنسگرایان نیست.  چه بسا دختران جوانی که به زور به خانه بخت فرستاده می شوند و مردان جوانی که تحت فشار خانواده تن به ازدواج با کسی میدهند که مایل به زندگی با او نیستند. واقعیت این است که در جوامع سرکوبگر، همجنسگرا و غیر همجنسگرا، همه به نوعی قربانی باور ها و قوانین غلطی هستند که بیرحمانه بر جامعه حکم فرماست. زنی که مجبور است سالها با شوهر زورگو و بد دهان خود زندگی کتد و بخاطر ترس از فقر و یا طرد اجتماع، امکان طلاق گرفتن را ندارد، همچون دختر همجنسگرایی که تحت فشار خانواده به خانه بخت میرود، از حقوق جنسی خود محروم  بوده و به همان اندازه قربانی این ساختار سرکوبگر است.

در جامعه ما، افراد همجنسگرای بسیاری وجود دارند که  بخاطر عمق و شدت سرکوب های اجتماعی و فرهنگی، حتی اجازه فکر کردن به اینکه ممکن است همجنسگرا باشند را به خود نمی دهند. چه بسا افراد جوان، میان سال، و یا مسنی که با وجود داشتن همسر و فرزند، همواره به جنس موافق علاقمند بوده اند ولی هیچگاه نمی دانسته اند که به عنوان یک انسان، حق دارند  همسر خود را خودشان انتخاب کرده و با کسی رابطه جنسی داشته باشند که متعلق به جنس موافق باشد.

وقت آن رسیده است که با نگاهی نو و دیدی تازه به آشنایان، اقوام و دوستان خود بنگریم. آیا تابحال فکر کرده اید که ممکن است پدر بزرگ، عمو، خاله، پسردایی، دختر عمو، همسایه، و حتی پدر و مادر شما نیز همجنسگرایانی باشند که هیچگاه اجازه برخورداری از هویت واقعی جنسی خود را نداشته اند؟

بازگشت به چراغ 33

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است