|
حساس تر از وظیفه, تشكیل بنیاد اجتماع
آذین
اگرفرض
را بر این امر بنانهیم كه دگرباشان از همه ی حقوق اجتماعی و
انسانی برخوردار باشند و جامعه آنگونه كه شایسته است پاسخگوی این قشر
باشد، بدین
ترتیب یك فرهنگسازی بنیادین و جاری در رگ های جامعه تزریق شده است و آن
موضوع آزاد
زیستی و در امنیت زیستن است.
آنچه حائز
اهمیت بوده رسیدن به این باور است كه فرد دگرباش قادر
به
اعلان موجودیت خود در ابعاد وسیع و تعریف شده ی همه نیاز هایش باشد.
توجه
به این
نكته
برای تمامی جوامع و ملل از آنچنان اهمیت ویژه ای برخوردار است كه
فرهنگسازی
دراین نیاز بشری نویدبخش جامعه ای ممتاز و بطور قطع سالم می باشد.
بی
شك در جامعه
ای
برخوردار از شمول زندگی همجنسگرایانه بطور اعم و اخص راهكارها و
اظهارنظرها،
هم
اندیشی ها وتبادل نظرها در بهبود و بهینه سازی كمی و كیفی انواع نیازها
و ارتقای
سطح
آگاهی و دانش متعلق به دگرباش زیستی، همچنین در ارتباط متقابل با افراد
غیر
همجنسگرای جامعه از كیفیتی بسیار بالا بهره جسته نتایجی بسیار سودمند و
چشمگیر ارائه
خواهد داد.
فرصتی چنین گرانبها تنها در بسترجامعه ای آگاه و مستعد فراهم
خواهدشد، جامعه ای آگاه و روشن كه پیشگامی حقیقی و راستین بوده و چراغ
راه جوامع
بشریست.
آنچه
ناخودآگاه جوامع، كه براساس حقوق غیرهمجنسگرایانه پایه ریزی شده
است
را رنج می دهد همانا فقدان فضای آشتی در مواجهه با موجودیت مسلم
همجنسگرایان
و
دگرباشان و پذیرش این واقعیت قاطع می باشد.
براستی اگركه درصدی كثیر از افراد
جامعه خود اقرار به دگرباش بودن خود نكنند آیا كسی قادر به تشخیص هویت
شان
خواهد بود؟
این
بدان معناست كه حتی با وجود احتمالی چنین قریب به یقین، خودآگاهی
جنسیتی اغلب در فضای تنگ و تاریك انواع ترس های موجود اجازه ی رشد و
بلوغ نداشته لذا
یا
تبدیل به توهم هویتی در فردشده و یا آنقدر در تنگناهای جامعه وخانواده
محبوس مانده
كه
سرانجام ایجاد نوعی پارانویا کرده و در نهایت منجر به خودكشی شده است.
ترس
از
آسیب
از سوی جامعه و محیط بی شك از بازدارنده ترین عوامل در بروز هویت جنسی
فرد
دگرباش محسوب می شود، هویتی جنسی كه ساختار اصلی هستی هر فرد بوده و
درك و نیل به
آن
فرد دگرباش را مشمول لذایذ حقیقی از زندگی ارزشمندخود می سازد.
درفضایی باز و
امن،
خالی ازترس های گوناگون بازدارنده جوامع كنونی، بلوغ جنسی دگرباشان و
غیردگرباشان
درتعیین شریك جنسی بطور همزمان اتفاق خواهدافتاد، یك همزمانی حاصل از
بلوغ شعور
جامعه.
همچنانكه فرد غیردگرباش در بروز حالات و تمایلات جنسی خود آزادانه و
با
اطمینان و اعتماد بنفس كامل عكس العمل نشان می دهد فرد دگرباش نیز از
اظهار تمایل
وگ
رایش جنسی به شریك جنسی خود واهمه نداشته و در انتخاب او مختار بوده
آزادانه عمل
می
نماید، درعین حال از حضور و ظهور چنین گرایشی قدرتمند در درون خود آگاه
بوده
درگیر سركوب و اخفای آن نمی باشد.
امروزه بر هیچكس پوشیده نیست كه روان آدمی
جولانگاه عكس العمل ها و رفتارهای حاصل از خاطرات تلخ و شیرین بشمارمی
رود. اگر
جامعه بازده و كیفیتی ایده آل و آرمانی را خواهان است در آنصورت عناصر
تشكیل دهنده
آن
لزوماً باید از هر حیث برخوردار از روح و روانی سالم و اندیشه ای آزاد
باشند.
چه
بسا
كانون خانواده هایی كه اعضای آن هچمنان به كتمان هویت جنسی خود اصرار
می
ورزند؛قربانیانی كه با راهكار نامطمئن پنهان سازی دست به گریبان اند و
در تنشی
زجرآور و بی پایان دست و پا می زنند.
براستی چه عاملی باعث روبرگرداندن از این
واقعیت محض و انكار آن می باشد؟
آیا
اختلاف نظرها با یك آشتی بی پایه و ریشه
و
تمكینی تصنعی به اتفاق نظری واقعی، همه جانبه، و نهایی مبدل خواهد شد؟!
اگر
اینگونه
است
پس چرا معادلات به گونه ای دیگر رخ می نمایاند؟!
درنگ جایز
نیست، چشم ها را باید شست.
آنچه
فردا نصیب مان خواهد شد
كاشته ی
امروز ماست.
مسئولیتی بسیارحساس از ازل بر دوش جوامع بشری نهاده شده
است.
مسئولیتی كه آرمان آن تشكیل بنیادین فرهنگ جوامع است.
بازگشت به چراغ 33 |