بازگشت به چراغ 33
 
 
 
سال سوم
شماره سی و سوم
اکتبر 2007 - مهر 1386

 

 

 

 

 

 

به دنبال چه هستید ؟

امیر پورشریعتی

 

پرسشی که بسیاری از همجنسگرایان را درگیر خود می کند و روز و شب خیلی ها صرف یافتن پاسخ هایی برای این پرسش می شه، شاید پیش داوری ها و تلقین هایی که از کودکی به ما تحمیل شده و می شه مانعی در راه رسیدن به پاسخ باشه در واقع دروغ هایی که بهشون باور پیدا کردیم باعث می شه به جاهایی برای جستجو مراجعه کنیم که خودشون اصلاً وجود ندارند. برای مثال در میان زیاده گویی ها و خیال بافی های ادبی و یا باورهای دینی، وقتی در میان انباری از دروغ مشغول جستجو هستیم چیزی جز دروغ پیدا نمی کنیم. تنها مغز و سیستم عصبی ماست که می تونه احساس خوشبختی و موفقیت کنه و تنها از طریق تحریک همین سیستم است که می تونیم به چنین درکی برسیم. یک تکه شکلات بردارید و آن را نصف کنید. هنگامی که نیمه اول را می خورید چشم خود را ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید جز به آن تکه شکلات و مزه ی بی نظیرش. دنیای اطراف خود را تهی فرض کنید. انگار چیزی جز دهان شما و آن شکلات درونش وجود ندارد. چه اهمیتی دارد که شکلات تمام شود؛ وقتی که شکلات را می جوید شما مالک تمام لذت های دنیا هستید. حال نیمه دوم شکلات را در دهان بگذارید، اینبار به بهشت فکر کنید، به اینکه شکلات دارد تمام می شود، به جایگاهی در زندگی فکر کنید که می توانستید امروز در آنجا باشید ولی نیستید؛ حال این دو تجربه را باهم مقایسه کنید. دقیقه ها، روزها و سالها سپری می شود. این شما هستید که تصمیم خواهید گرفت باقی عمرتان را در چه حالی سپری کنید.

برگردیم به پرسش " به دنبال چه هستیم "؛ نخست باید ببینیم که چه هستیم. قبل از هر چیز ما همه انسانیم. انسان مانند سایر موجودات زنده تعدادی نیازهای زیستی داره که مهم تر از همه چیز هستند، مانند پادشاهانی که دستوراتشون حرف اول و آخر را می زنه، برای مثال آب: غذا، سرپناه، امنیت جانی وچیزهایی از این قبیل که ادامه زندگی ما به آنها وابسته است. اینها شرط لازم برای زندگی کردن اند، ولی به هیچ وجه کافی نیستند. اینکه چطور در زندگی باید گلیم را از آب بیرون بکشیم چیزی نیست که من بتونم به شما یاد بدم پس به بخشی از نیازها که اختصاصی تر هستند می پردازم، دیدن لبخد بر چهره ای شما را خوشحال می کند؟ افتخار به تابلویی که نقاشی کردید به شما احساس خوبی می دهد؟ خریدن آن لباس که در مغازه دیدید شما را چند روز سرگرم می کند؟ چه خوب! پس چرا خوش نباشیم. ولی شاید اینها کافی نباشد، احساس تنهایی می کنید؟ نیاز دارید به کسیکه دوستش دارید محبت کنید و او هم به شما پاسخ دهد؟ دوست دارید دست همجنستان را بگیرید و با آرامشی که باهم بودن به شما داده قدم بزنید؟ یک شریک زندگی برای تمام عمر می خواهید؟ مایل هستید رابطه ی جنسی بسیار لذت بخش داشته باشید؟ وقتی پای روابط انسانی به میان می آید پاسخ ها دیگر ساده نیست. هزاران متغیر پیش روی ما قرار خواهد گرفت، هر کدام را که می خواهید تنظیم کنید روی دیگری تأثیر میگذارد و کلافی پیچیده از مشکلات بافته می شود .

*** نکته مهم: وقتی مسئله ای پیچیده تر از آن است که بتوانید آن را حل کنید باید مسئله را به مسئله های کوچک تر تقسیم کنید و هر یک را به طور جداگانه بررسی و حل کنید. با کنار هم گذاشتن راه حل ها مسئله بزرگ حل خواهد شد ***

برای این کار باید فکر کنید که چه چیز هایی برای شما در روابطی که می خواهید با انسان های دیگر داشته باشید لذت بخش است و چه چیز هایی آزار دهنده. دامی که در این مرحله نباید در آن افتاد این است که سعی کنید کل شخصیت یک انسان و روابطی که می توانید با چنین شخصیت ای داشته باشید را تجسم کنید. این همان کلاف پیچیده و غیر قابل حل خواهد بود. تنها راه شناخت ما از انسان های دیگر ایجاد ارتباط با آنهاست، برای مثال دیدن چهره ی یک نفر یا خواندن نظرات کسی راجع به موضوعی. در این روابط نکاتی برای ما دلپذیر خواهد بود. باید سعی کنید این نکات را از کل رابطه جدا کنید و هر یک را تک تک بررسی کنید. برای مثال، شما در اتوبوس هستید، فردی کنار شما می نشیند و باهم شروع به صحبت می کنید و بعد از اینکه این رابطه کوتاه به پایان رسید احساس می کنید از آن لذت برده اید. حال باید اجزای این رابطه را تکه تکه کنید، برای مثال شما نخست به صورت آن فرد نگاه کردید و چهره و اندام او برای شما دلپذیر بود. سپس شروع به صحبت کردید و داشتنن نظرات مشترک بین شما دو نفر در مورد موضوعی خاص برای شما لذت بخش بود. حال می توانید از این تجربه استفاده کنید. شما می دانید که از دیدن چهره ای نظیر آن چهره لذت خواهید برد و همچنین صحبت کردن با کسی که بین شما نظرات مشترکی وجود دارد هم برای شما لذت بخش است. همین روش تحلیل را برای سایر روابط خود نیز بکار گیرید. نتیجه لیست بلندی از جزئیاتی خواهد بود که می تواند زندگی شما را شیرین یا تلخ کند. با داشتن این شناخت حداقل می توانید بفهمید که دنبال چه چیزهایی باید بگردید. اگر به دنبال شریک همیشگی برای زندگی هستید می دانید که باید مقادیر قابل قبولی از تعدادی از ویژگی های لذت بخش و مثبتی که در روابط خود تجربه کردید در فرد مورد نظر شما وجود داشته باشد. از طرفی نکات آزار دهنده در شخصیت فرد مقابل از حدی که برای شما قابل قبول است عبور نکند. اگر می خواهید آخر هفته را با کسی خوش بگذرانید می دانید که چه ویژگی هایی را باید جستجو کنید. فقط فراموش نکنید که شرط موفقیت این است که افسانه ها و دروغ ها و تلقین هایی که از هنگام تولد تا مرگ به ما تحمیل می شوند را کنار بگذاریم و تنها معیارمان تحلیل احساسی باشد که از هر "قسمت" از رابطه با دیگران داریم و دست کم به خودمان دروغ نگوییم.

 

بازگشت به چراغ 33

 

 

 

                                                          بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است