بازگشت به صفحه اول نشریه
 
 
 
سال سوم
شماره سی و دوم
سپتامبر 2007 - شهریور 1386

 

 

 

 

  

مراقب زیر پایتان باشید!

مورچه

murkuchulu@hotmail.com

 

 

رادیکال

 

 

کتابچه   دفترچه    بچه   صندوقچه    آلوچه

چه

کوچک است و شاید برای شباهت، ولی درشت و بزرگ را خرد و ریز می کند

ریزها را ریزتر و شاید نابود

مور

کوچک است     ریز     سیاه     شاید قهوه ای     زرد

دیده نمی شود به راحتی

می رود لابه لای هرچه بخواهد به حساب هم نمی آید

چه

دست از این نیست هم برنداشته و پتکی شده بر سرش و ته اش را گرفته و هر جا که می رود می رود به همراهش تا این بار عکس همیشه بگوید   چه -  قدر ذلیل و نیست است.

مور وقتی که مور باشد به هستی اش دلخوش است ولی وقتی مور-چه شد این دلخوشی را زیر خطوط شکسته ای می آورد می گذارد و می رود که جذر-اش گرفته شود و گرفته شود و گرفته شود.

اما هر چه خط های شکسته را بیشتر می آورند و جذرها را جذر می گیرند نمی توانند نیستی مور را ثابت کنند، یک می شود. مور یکی می ماند. مورچه چه چه هم یکی است برای خودش.

خطوط شکسته ی بالای سرم را که نگاه می کنم می خندم. این خطوط هدف هایی دارند که جز نیشخند جوابی ندارد.

خط شکسته ی نژاد، خط شکسته ی قوم، خط شکسته ی زبان، خط شکسته ی رنگ، خط شکسته ی شهر، خط شکسته ی جنسیت، خط شکسته ی خارج از ازدواج، خط شکسته ی لباس، خط شکسته ی مو، خط شکسته ی ...

این خط های شکسته که تند تند می آیند تا باشند نمی دانند که این   چ   دست از سر خودشان هم برنداشته و خط را هم تکه تکه کرده.

خط - چ - ین شکسته ای هم از پستوی کتابخانه ی تاریخ به بالای همه ی این خط ها آمده و جذر می گیرد. دیده نمی شود و وقتی شد به حساب نمی آید چون خودش ریز ریز شده.

این خط چین بزرگ ریز شده این بار گرایش جنسی را نشانه گرفته و باید با شلیک سه تیر قلق گیری کند و ببرد تکه تکه پرتاب کند تا آگهی ای چسبیده شود بر روی دیواری کاه گلی که خط اولش نوشته "اوست پایدار"

اما این بار درشت تر از بقیه.

 

 

بازگشت به صفحه ی نخست

  بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است