بازگشت به صفحه اول نشریه
 
 
 
سال سوم
شماره سی و دوم
سپتامبر 2007 - شهریور 1386

 

 

 

 

 

 مصاحبه شهرزاد نیوز با آرشام پارسی

مونا

 

همان طور که اطلاع دارید اخیرا "سعید مرتضوی" در یک برنامه زنده تلوزیونی درباره پوشش و مشخصا مدل موی مردان صحبت کرد و برای تاکید بر لزوم برخورد بارها از همجنسگرایان نام برد و اینکه این مدل ها ویژه همجنسگرایان است. آیا همجنسگرایان ایرانی که در صورت اثبات همجنسگرا بودن حکم اعدام دریافت می کنند، آنقدر شجاعانه رفتار می کنند که مدل موی خاصی انتخاب کنند و یا اصلا چنین چیزی در جامعه جهانی بین همجنسگرایان رایج است؟

 جامعه همجنسگرایان و دگرباشان جنسی در هیچ کجای جهان نه آرم واحد، نه شعار و نه مدل موی خاصی دارند. چه برسد به ایران. تنها چیزی که اعضای این گروه ها استفاده می کنند و جنبه بین المللی دارد آرم و پرچم رنگین کمان است که مشترکا با هواداران صلح استفاده می شود، و آن را هم همراه خود به خیابان و رستوران نمی برند.

فکر می کنی چرا دادستان کشور تا این حد روی این موضوع تاکید می کند؟

مرتضوی در 3 دقیقه 5 بار از کلمه "همجنسبازان" استفاده می کند. این به حساسیت دولت و یا به برنامه خاص دولت ایران در ادامه ی خشونت های اخیر برمی گردد. او از عبارت منحرفین استفاده کرده و بلافاصله از گروه متالیکا نام می برد. با آنکه همه می دانند دگرباشان جنسی مدل موی خاصی ندارند، معلوم نیست با استناد به چه عکس هایی ثابت می کنند که مدل موی فرد، خاص همجنسگرایان است.

در ادامه همین طرح عده ای اعدام شدند و عده زیادی هم حکم اعدام گرفتند. بین این افرادی که به نام اوباش اعدام می شوند دانشجویانی که پرونده سیاسی داشتند هم هست.چقدر احتمال تشدید فشارها و حتی اعدام برای دگرباشان را می دهی؟

خب واقعیت این است که این یک فشار اجتماعی است که همه را درگیر خود کرده. ولی اصلا برای ما روشن نیست که چه کسی قانونا اراذل اوباش نامیده می شوند. ضمن اینکه در قانون ماده ای برای اعدام اوباش وجود ندارد. ممکن است در یک تعریف کلی خیلی ها به اصطلاح "بّر بخورند" تا اعدام شوند. مسلما براي دگرباشان هم خطر وجود دارد خصوصا اگر اتهام، حتی آنجا که جرم جنایی محسوب می شود، به مرحله ی بازرسی و اثبات در جریان دادگاه منصفانه نرسد. با توجه به باورهای فرهنگی، در چنین مواردی که جرم، مبهم اعلام می شود، ممکن اعتراض عمومی نیز امکان بروز نیابد.

منظورت اعتراض عمومی مردم است؟

بله.شما به یک نفر در خیابان بگویید همجنس باز و عکس العملش را ببینید.

مردم ما تفاوت بين همجنسباز و همجنسگرا و بچه باز را نمي دانند. وقتي يک مادري بشنود يک نفر همجنسگرا است اولين کاري که مي کند این است که دست فرزنداش را محکم تر بچسبد.

همجنسگرايان متجاوز نيستند، بچه باز نیستند. وقتی در رسانه ها درست بعد از عنوان اوباش ، منحرفین جنسی ، شیطان پرستان، نام همجنسباز، با معنای همجنسگرا هم به میان می آید این تصور را به وجود می آورد که همجنسگرایان مجرم اند. در حالیکه همجنسگرایی یک گرایش جنسی است و نشانه ی هیچ جرم جنایی یا حتی خلافکاری اجتماعی نیست. خطر برخورد اشتباه و مغایر عدالت اجتماعی تا زمانی که مردم  در این موارد آگاه نشده اند، وجود دارد.

یعنی به برخوردهای دولت اعتراضی ندارید؟

قطعا و مسلما به برخورد دولت اعتراض داریم. این مثال فقط برای آن بود تا یک نمونه از تهدیدهایی که دگرباشان هر روزه با آن روبرویند، حتی از جانب خانواده، را مطرح کرده باشم. هر روز دگرباشان جنسی است. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی نسبت به اینگونه برخوردهای دولت و بخصوص سخنان اخیر قاضی مرتضوی اعتراض دارد و بیانیه سازمان هم به رسانه های عمومی فرستاده شده و در سایت سازمان نیز مشاهده می شود. اما توضیح من برای آن بود که بدانیم فرهنگ عمومی به دلیل ناآگاهی چنین احکامی را درباره همجنسگرایان می پذیرد.

در حال حاضر سازمان چند عضو از ايران دارد؟

عضو به معناي کسي که عضويت در سازماني دارد و حق عضويت پرداخت مي کند نداريم. به دلایل امنیتی در بدنه ی سازمان همه ی اعضا خارج از کشور هستند. افرادی که در میلینگ لیست ما برای دریافت نشریه و اخبار سازمان قرار دارند، بالغ بر پنج هزار نفر و اکثراً ساکن ایران اند. 

ارتباط با پنج هزار نفر در ایران، آنهم با این امکان و سرعت دسترسی ایرانیان به اینترنت آمار بسیار بالایی است. با توجه به اینکه آمار دقیقی از گروه های جنسی در ایران وجود ندارد امار جهانی درباره تعداد دگرباشان جنسی چه می گوید؟

 اگر بخواهيم از نظر تعداد دگرباشان را دسته بندي کنيم، طبق آمارهای بین المللی هفت تا ده درصد هر جامعه ای همجنسگرا، 5 درصد دوجنسگرا و 2 درصد دگرجنسگونه(ترنس سکسوئل) هستند در کل آماری معادل 17-15 درصد از جمعیت هر جامعه ای را دگرباشان به خود اختصاص می دهند. در ایران متاسفانه آمار دیگری هم وجود دارد که می گوید حدود 45 درصد از عمل هایی که برای تغییر جنسیت صورت می گیرد، در حقیقت نیازی به تغییر جنسیت نداشته و آنها ترنس نبوده و تنها همجنسگرا بوده اند که خب همین اشتباه پی آمدهای جانی و روانی غیر قابل جبرانی دارد.

درباره وضعیت زنان لزبین ایرانی چه اطلاعاتی دارید؟

این گروه در شرایط تبعیض مضاعف به سر می برند. اولین تبعیض از زن بودن آنها ناشی می شود و بعد همجنسگرا بودن تبعیض های دیگری را شامل آنها می کند. تبعیض دوم ریشه ای تر است چرا که حتی ممکن است این افراد در گروه های فعالان جنبش زنان هم با مشکل مواجه شده و پذیرفته نشوند. فشار برای ازدواج برای آنها بیشتر است و زنی که مجبور به ازدواج شود عملا هر روز به شکل قانونی و شرعی مورد تجاوز از سوی همسرش قرار می گیرد. با وجود این فشارها، طبیعی است که کمتر از مردان همجنس گرا در جامعه دیده شوند.

ایا سازمان دگرباشان جنسی تا به حال اقدامی برای کسب حمایت ارگان های بین المللی برای لغو حکم اعدام برای همجنسگرایان انجام داده است؟

سازمان این برنامه را در دست گرفته است، و همه ما امیدواریم این اقدامات به نتیجه برسد، خصوصا در مورد لغو اعدام. در این خصوص، پس از جرم زدایی از همجنسگرایی، خواست ما لغو اعدام از قوانین ایران است.  اما لازمه ی این اقدامات، از سویی، کار مستمر فرهنگی است. این اطلاع رسانی باید در همه سطوح انجام بگیرد. رعایت حقوق بشر در راستای احترام گذاشتن به گرایشات جنسی افراد است. مردم به سهم خود اطلاع کافی ندارند، و نهادهای دولتی نیز. به عنوان نمونه من در حاشیه دومین نشست شورای جدید حقوق بشر در ژنو ملاقات کوتاهی با نماینده اداره مهاجرت سوئد داشتم و باور کردنی نیست اگر بگویم این فرد چیزی از مجازات همجنسگرایی در ایران نمی دانست و وقتی احکام دادگاه های ایران را نشان او دادم باعث تعجب او شد. همین دولت ناآگاه مترقی هم درخواست پناهندگی دگرباشان ایرانی را رد می کند و می گوید شما در ایران مشکلی ندارید.   

بازگشت به صفحه ی نخست

  بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است