|
شگفتی
های هفت گانه ی دنیای قدیم
آیدین
هماهنگونه که شاید
اخیراً مطّلع شده اید، به همت یک مؤسسه ی غیر انتفاعی و از طریق
گردآوری حدود 100 میلیون رأی، هفت بنای موجود در جهان به عنوان شگفتی
های هفتگانه ی جدید جهان برگزیده شده اند. اگرچه این انتخاب مورد
اعتراض برخی کشورها از جمله مصر قرار گرفت و همچنین به دلیل عدم آگاهی
بسیاری از مردم جهان و یا نداشتن دسترسی به اینترنت، این انتخاب
نماینده ی نظر مردم تمام دنیا نبود ولی با توجه به هیاهو و تلاشی که
پیرامون آن صورت گرفت، اکنون به عنوان شگفتی های دنیای کنونی از دید
مردم شناخته شده اند. این بناها عبارتند از: دیوار چین، شهر پترا در
اردن، تندیس مسیح رهایی بخش در برزیل، تاج محل در هند، نیایشگاه ماچو
پبچو در پرو، امفی تئاتر کولوسیوم رم، و هرم چیچن ایتزا در مکزیک. از
آنجا که از هفت شگفتی دنیای قدیم، تنها هرم جیزه (خئوپس) در مصر باقی
مانده و در لیست شگفتی های دنیای کنونی قرار ندارد، و همچنین به خاطر
آشنایی یا یادآوری ای از اطلاعات مهم مربوط به تاریخ و تمدن بشری برای
خوانندگان، بر آن شدم که شگفتی های دنیای قدیم را مروری اجمالی و سریع
بنمایم.
شگفتی های هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان
اطلاق می شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فینیقیایی یونانی
الاصل به نام انتیپاتروس در سدی دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده
است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده است یا نه. به هر حال
آنچه مسلّم است این است که وی در زمانی می زیسته که تمام این شاهکارهای
هنری سالم و موجود بوده اند و او نمی خواسته ویرانه ها را به هم عصران
خود معرفی کند. نکتی دیگر در مورد این آثار، انتخاب عدد هفت برای تعداد
آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و
چه در حال برای انسان محترم و مقدس بوده، به طوری که تقریباً در هر
گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است. مانند هفت روز هفته، هنرهای
هفتگانه، هفت خدای یونان باستان و …
تهیه ی فهرست کامل شگفتی های هفت گانه در اصل حدود سده ی دوم پیش از
میلاد کامل شده است و اولین اشاره به تهیه ی این مجموعه ی مکتوب در
کتاب تاریخ هرودوت آمده است که به سده ی پنج پیش از میلاد مربوط می
گردد. چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره ی بزرگ ترین
بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله، کالیماکوس (Callimachus)
سر کتابدار کتابخانه ی اسکندریه که در 305 تا 240 قبل از میلاد می
زیست، کتابی به نام “مجموعه ای از شگفتی های جهان” را تهیه کرد. امروز،
تمام چیزی که در باره ی این مجموعه می دانیم، همین عنوان آن است و بس،
به این دلیل که این کتاب نیز در آتش سوزی بزرگ کتابخانه ی اسکندریه از
بین رفت.
فهرست نهایی شگفتی های هفتگانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل
چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی شواهد بسیار
اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده
کاری هنرمند هلندی، مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck)
و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Erlach
Johann Fischer Von) از قدیمی ترین منابعی هستند که
در آن به این فهرست شگفتی های هفتگانه اشاره شده است.
شواهد باستان شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که سده ها شگفتی های
هفتگانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. شگفتی های هفت گانه
برای سازندگان شان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم
بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند. از زمان های
بسیار قدیم تا کنون، فهرست های متعدد و متفاوتی از شگفتی های هفتگانه
به نگارش در آمده است. فهرست اروپا- محوری که ذکر آن رفت بدین قرار
است:
نیایشگاه
ارتمیس

این بنا که از آن به عنوان بزرگترین نیایشگاه دنیای قدیم نیز یاد شده
است و نیایشگاه دایانا نیز نامیده می شود، در زمان خود نماد تمدن یونان
(قدیم) بوده و برای احترام به ارتمیس- خدای شکار، بانوی طبیعت، نگهبان
حیوانات وحشی و خواهر آپولو- در محل ترکیی کنونی و در نزدیکی شهر سلجوق
و بناهای تاریخی افسوس ساخته شده و در حال حاضر تنها چند ستون از آن
باقی مانده است. گفته می شود که این نیایشگاه دارای 127 ستون مرمر، هر
یک به طول 20 متر بوده است. ساخت این بنا از
دوران کراسوس لیدی آغاز شده و 120 سال به طول انجامید. این بنا 200 سال
پس از تکمیل، در یک آتش سوزی از بین رفته و دوباره به دستور اسکندر
مقدونی بازسازی شد. این بنا در گذر زمان به خاطر زلزله، هجوم قبیله های
ترک و مغول و همچنین غارت و چپاول تدریجی از بین رفته است.
باغ های معلق بابل

این بنا ظاهراً به دستور بخت النصر ساخته شده است. این آثار در نوشته
های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی
همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته
های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است. در طول سده ها این
منطقه با باغ های نینوا در آمیخته، ولی در حکاکی های موجود در آن نواحی
روش های انتقال آب رودخانی فرات به ارتفاعی که برای این باغ ها احتیاج
بوده است، آورده شده است. در حقیقت، آنچه این باغ ها را به شگفتی تبدیل
نموده است، قدرت انسان در مقابله با نیروی طبیعی جاذبی زمین و انتقال
آب از رود فرات به ارتفاعات بوده است.
این باغ ها برای خوشحال کردن همسر بخت النصر که بیمار بوده است ساخته
شده اند. امیتیس دختر شاه ماد با بخت النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم
صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که امیتیس از آن می آمد سرزمینی
سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود، ولی سرزمین
بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل
بیماری امیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود، بنابراین
بخت النصر تصمیم گرفت باغ های معلق بابل را در ارتفاعات برای همسر خود
بسازد.
کلمی معلق که برای این باغ ها استفاده می شود، در حقیقت به این معنی
نیست که باغ ها به وسیلی طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند، بلکه
احتمالاً ترجمی اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده
است. استرابو در سدی اول قبل از میلاد می نویسد: تراس ها در طبقاتی روی
یکدیگر واقع شده بودند و هر کدام دارای ستون های سنگی مکعب شکل توخالی
بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه ی
بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است. از آنجا که اثری از
این باغ بر جا نمانده است، برخی تاریخ دانان در مورد وجود چنین باغی شک
دارند.
تندیس غول پیکر رودس

تندیس غول پیکر رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) - خدای خورشید- که در ورودی بندر شهر رودس در
یونان قرار داشته است، و به همین دلیل به غول رودس شهرت یافته است. این
تندیس علی رغم این که پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود، از سوی
غربیان به عنوان یکی از شگفتی های هفتگانه ی جهان اعلام شده است. بنا
به گفته ی تاریخ نگاران، این تندیس عظیم حتی در زمانی که بر روی زمین
افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس بزرگ نبود،
بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می رفت.
یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود
بوده است. جزیره ی رودس شامل سه ایالت یالیسوس، کامیروس و لیندوس بوده
است. در 408 پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با
پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی
بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال 305 قبل از
میلاد، آنتیگونی های مقدونیه، رودس را محاصره کردند تا این ارتباط
تجاری را از بین ببرند. آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و
پس از امضای قرارداد صلح در سال 304 قبل از میلاد، انتیگونی ها محاصره
را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها بر جای گذاشتند.
اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن
تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس 12 سال طول کشید و در سال
282 قبل از میلاد به پایان رسید.
سال ها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین لرزه ی شدیدی به
شهر اسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیف ترین بخش آن - زانوهای غول-
شکست. امپراتور مصر هزینه ی تعمیر آن را به عهده گرفت، اما یک پیشگو،
عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد.
باقیمانده ی تندیس بیش از 800 سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عرب ها،
به فرمانده ی معاویه پسر ابوسفیان، در سال 654 پس از میلاد مسیح به
رودس هجوم بردند. آن ها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک
بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که 900 شتر این بار
عظیم را به سوریه حمل کردند.
آرامگاه هالیکارنوسوس

این بنا در فاصله ی سال های 370 تا 350 پیش از میلاد مسیح، برای پادشاه
ایرانی آن محل که در ترکیه ی کنونی قرار گرفته است، ساخته شد. فرمان
ساخت این بنا که تماماً از مرمر سفید بود، توسط ملکه ارتمیس دوم که
گفته می شود خواهر و همسر ماسول بود، صادر شده و به همسرش تقدیم گردید.
ظاهراً آرامگاه ارتمیس نیز در همین ساختمان قرار دارد. ارتفاع این بنا
50 متر
بوده و به وسیله ی 36 ستون در بر گرفته شده بود. این آرامگاه تا سال
1522 پس از میلاد دست نخورده باقی ماند، اما در آن سال با این توجیه که
آرامگاه مزبور نمادی از بت پرستی است، دستور نابودی آن صادر شد.
فانوس دریایی اسکندریه

فانوس دریایی اسکندریه در مصر قرار داشت و برجی بود که بر فراز آن آتشی
روشن می کردند تا شب ها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه
باشد. این برج در جزیری کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمی فار
(به معنای چراغ دریایی) برای نامیدن این نوع ساختمان ها که چراغ
راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است.
برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلیموس دوم
(307-247 قبل از میلاد) ساخته شد. آنچه تاریخ در باره ی ارتفاع برج ذکر
کرده است، باور کردنی نیست. یونانی ها می گویند این برج در حدود
272 متر
ارتفاع داشته، ولی اعراب که ده سده بعد قدم به مصر گذاردند، گفته اند
ارتفاع خرابی برج به 16 متر می رسیده است. این برج روی پایه ای چهارگوش
بنا شده بود که
69 متر
ارتفاع داشت. روی این پایه، برج با مقطعی هشت ضلعی و
38 متر
ارتفاع قرار داشت، و برج 9 متری دیگری روی آن بنا شده بود که بر فراز
برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود. این برج تا سده ی 12 راهنمای
کشتی ها بود، ولی در سال 1375 میلادی بر اثر زلزله ی شدیدی که در اطراف
اسکندریه روی داد، از بین رفت و از خرابه های آن نیز چیزی باقی نمانده
است. گفته می شود بر روی برج یک آاینه ی غول پیکر نصب بوده است.
هرم بزرگ جیزه
هرم
بزرگ جیزه (نام های دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر، تنها بازمانده
ی عجایب هفتگانه ی جهان به شمار می آید.
پندار بر این است که این هرم، آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم
بوده است. از این رو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می شود. این هرم در
شهر قاهره مصر واقع شده است و قدمت آن به 2500 تا 2600 پیش از میلاد می
رسد. ساخت آن توسط صد هزار نفر کارگر در مدت 20 سال به اتمام رسیده و
146 متر ارتفاع دارد. این هرم از پنج
میلیون قطعه سنگ تشکیل شده و بر روی الوارهای چوبی که از راه های دور و
توسط بردگان مصری حمل شده است. در کنار این هرم، دو هرم دیگر نیز وجود
دارد که ارتفاع کمتری نسبت به هرم جیزه دارند. جالب توجه این که هرم
میانی یا خفره که ارتفاع کمتری نسبت به جیزه دارد، به دلیل ساخته شدن
در بالای یک تپه، بزرگتر به نظر می رسد. این هرم ها نشانگر رابطه ی
میان بهشت و زمین بوده و به خدای قدیم مصر اشاره دارند.
تندیس
زئوس
تقریباً
سه هزار سال پیش، <المپیا> مرکزی مذهبی در جنوب غربی یونان بود.
یونانیان باستان، زئوس پادشاه خدایان را می پرستیدند و در زمان های
مشخص به افتخار او جشن هایی برپا می کردند. در این جشن ها مسابقات
ورزشی هم انجام می شد. از نظر ساکنان دنیای قدیم این بازی ها خیلی مهم
بودند، چندان که در زمان برگزاری مسابقات، جشن ها متوقف می شد تا شرکت
کنندگان و تماشاگران به آسانی خود را به محل مسابقات برسانند.
تندیس زئوس، خدای یونان در المپیا یکی از عظیم ترین تندیس های جهان
است. این اثر در 450 سال قبل از میلاد، توسط مجسمه ساز معروف، فیدیاس
ساخته شد. این هنرمند همان کسی بود که تندیس خدای آتنا را هم برای
نیایشگاه پارتنون در آتن ساخت. ارتفاع تندیس زئوس در حدود 12 متر بود.
بدن این تندیس را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته
بودند. این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف نیایشگاه زئوس برخورد می
کرد. فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد.
تندیس زئوس در نیایشگاه زئوس که طول آن به 64 متر می رسید قرار داشت.
72 ستون خارجی این نیایشگاه که به سبک معماری قدیم یونان بودند، این
نیایشگاه را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند. سنگفرش آن نیز با
تندیس های بی نظیری تزیین گشته بود.
در مورد سرنوشت تندیس زئوس اختلاف نظر وجود دارد. برخی می گویند که
تندیس به همراه نیایشگاه یا در سال 170 پیش از میلاد و یا در سده ی
پنجم پس از میلاد از بین رفت. برخی تاریخ شناسان همچون شوبل بر این
باورند که تندیس در حدود 850 سال در این نیایشگاه قرار داشت، تا هنگامی
که بعضی از یونانی ها آن را به استانبول منتقل کردند. البته این زیاد
طول نکشید، چرا که محل جدید نیز در آتش سوخت و این تندیس برای همیشه از
بین رفت.
***
منابع مورد استفاده:
www.wikipedia.org
www.new7wonders.com
بازگشت به صفحه
ی نخست |