|
بیائید با خودمان صادق باشیم
دختر لزبین
زمانی که
تازه به هویتم پی برده بودم، خوشحال از اینکه مجبور نیستم زیستن در
کنار مرد را انتخاب کنم، وقتی خود را رها از اجبار به تأیید و پرستش
اندام مرد دیدم، فریاد بر آوردم که به همجنسگرا بودن خود مفتخرم و هیچ
کس برتر از همجنسگرا نیست.
اکنون که
چند ماهی از این واقعه ی خوش می گذرد، کماکان با وجود مشکلاتی که سر
راهم قرار دارد باز هم خود را همجنسگرائی می دانم که حاضر نیست علی رغم
مشکلات، زیستن با مرد را تجربه کند. اما دیگر دلیلی بر افتخار به
همجنسگرا بودن یا اعتقاد به یک سری تفکرات موهوم و غیر واقعی هم نمی
بینم. برای من اندام مرد تعریف نشده است و من متعجبم که تا همجنس
انسان هست چرا یک نفر ترجیح می دهد در کنار کسی زندگی کند که از جنس او
نبوده و از نظر فیزیکی و هورمونی با او بسیار متفاوت است؟!
اما آیا ما
همجنسگراها بهترینیم؟! آیا فقط عشقی که ما نسبت به همجنسان خود داریم
یک عشق پاک، بدون هوی و هوس و خیانت است؟ متأسفانه همین افکار اشتباه
دگرجنسگرایان نسبت به ما را، ما هم نسبت به آنها داریم. اصلاً آیا
واقعاً عشق ما همجنسگرایان نسبت به هم همیشه یک عشق پاک و مقدس بوده و
هیچ یک از ما در حق هم خیانت نکرده ایم؟! آیا هیچ همجنسگرائی متجاوز
نیست، دزد نیست، خیانتکار نیست، بی سواد نیست، معتاد نیست؟! خیلی جالب
است! دوست دارم بدانم پس آن خانم لزبینی که با افتخار به من می گفت هنر
من این است که مخ زن های استریت را می زنم و آنها را به خودم جذب می
کنم کیست؟! همین خانم با هر دختری که دوست می شود اینقدر از او ایراد
می گیرد تا طبق سلیقه وی آرایش کند و آنطور که او می خواهد تیپ بزند،
به طوری که دختر بیچاره فرار را برقرار ترجیح می دهد. این فرشته ی دو
عالم فقط منتظر است با کسی ارتباط داشته باشد تا عقده هایش را سر او
خالی کند و به تحقیر او بپردازد. با مردها دوست می شود تا آنها را تا
لب چشمه برده تشنه برگرداند. می خواهم بدانم که آن لزبینی که به من می
گفت اگر می خواهی دوست من باشی حق نداری با هیچ دختر و پسر دیگری هیچ
گونه ارتباطی داشته باشی کیست؟ دوست دختر آن خانم لزبینی که به وی
خیانت کرده از آسمان چندم بر زمینیان نازل شده؟ یا آن لزبینی که می گفت
نتوانسته دوست دختر پیدا کند چون همه او را به خاطر سکس می خواسته اند،
چرا تنهاست؟ دوست دارم بدانم پس آن لزبینی که به من گفت ننویس، جای این
کار ها توی جنده خونه است، کی بود؟ یا آن لزبین هائی که سیگاری اند و
مست می کنند، کی هستند؟ یا آن کسی که من به اندازه ی سر سوزن هم به وی
اعتماد ندارم و معلوم نیست با چه افرادی ارتباط داشته و پز برخی از
کارهای خلافش را به من می دهد، کیست؟ چرا فلان پسر گی به من می گوید
دلش نمی خواهد با گی ها دوست باشد چون او را فقط برای کردن می خواهند؟
چرا این پسر عاشق یک پسر استریت شده؟ چون او تنها کسی است که تا او را
به خاطر سکس نمی خواسته، تنها کسی که او را برای ارضای هوی و هوس هایش
نمی خواهد.
چرا فلان گی
از خیانت دوست پسرش داستان می نویسد؟ مگر نه اینکه از تجربه هایش می
نویسد؟ چرا سعی داریم خودمان را فرشته جلوه بدهیم در حالیکه ما هم
آدمیم. ما همجنسگراها، هم خوب داریم و هم بد. این طور که ما از خودمان
جلوی مردم حرف می زنیم، باعث شده ایم دیگران یک همجنسگرا را غیر از یک
انسان معمولی بدانند و از ما بپرسند آخر و عاقب کار شما چه می شود؟ فکر
می کنند که ارتباط دو تا انسان همجنسگرا باید ازلی و ابدی بوده و ما حق
نداریم از دست هم ناراحت بشویم و گرنه به همه ثابت می شود که ما نرمال
نیستیم اما آنها خود با آنهمه تجاوز و خیانت و فحشا و آمار بالای طلاق
نرمال هستند.
می دانید
علت چیست؟ چون آنها خود را انسان هائی معمولی و نرمال می دانند که
عاطفه و احساس دارند، هوی و هوس هم دارند، انسانند و جایز الخطا. اما
ما خودمان را از ما بهتران و فرشته و پاک و مقدس جلوه می دهیم. انگار
ما گل بی خار هستیم که از آسمان بر دگرجنسگرایان پست نازل شده ایم.
قدری بیاندیشید و واقع بین باشید و با این جور افکار اشتباه، خود را در
نظر دیگران یک موجود کامل و غیر واقعی جلوه ندهید تا دیگران هم بهتر
بتوانند با ما کنار آمده و ما را به عنوان یک انسان نرمال بپذیرند.
البته آنچه که به آن اشاره کردم یکی از دلایل دیدگاه اشتباه دیگران
نسبت به ما است. متأسفانه ما همجنسگرایان نسبت به خود و گرایش مان
اطلاعات علمی کمی داریم و هر همجنسگرائی از دیدگاه خودش به جامعه
دگرباش نگاه می کند و فکر می کند که هر کس مثل اوست یک لزبین یا گی است
و اگر دگرباشی کوچکترین اختلاف احساسی یا جنسی در مقایسه با او داشته
باشد از جنس او نیست. در حالیکه در صد گرایش به همجنس در همجنسگرایان و
دگرجنسگرایان با هم متفاوت بوده و خود همجنسگرایان هم به شش تیپ مختلف
تقسیم می شوند و از نظر تیپ ظاهری و سلیقه و پوزیشن و خیلی از مسائل
دیگر هم از یکدیگر متفاوتند. به نظر من هر یک از ما همجنسگرایان وظیفه
داریم که نسبت به گرایش خود شناخت بهتری پیدا کنیم تا مثل آدم های نا
آگاه وقتی به هم می رسیم از هم نپرسیم تا به حال با کسی گی یا لز
داشتی؟ جهل و ناآگاهی، خود بینی و تفکرات دیکتاتور مآبانه، بزرگترین
دشمن همجنسگرایان است که ما را از درون نابود می کند. پس بیاید چراغ
ذهنمان را آگاهانه روشن کنیم تا جهان نیز از تابش نور اذهان ما آفتابی
گردد.
|