بازگشت به صفحه اول نشریه
 
 
 
سال سوم
شماره بیست و هشتم
می 2007 - اردیبهشت 1386

 

 

 

 

Asexuality

ترجمه: کامیار مسافر

منبع: سایت بی بی سی

 

تقدیم به تو 

که با تمام سلول هایت نه به خاطر سلول های من دوستم داشتی.

پرستش به مستی است در کیش ما...

 

برای انسان ها، اسكشوال بودن به معنی داشتن توانایی تكثیر انفرادی خود مثل آمیب ها نیست. همچنین در اكثر موارد نیز این به معنی نداشتن اندام های جنسی نیز نمی باشد. پس دقیقاً اسكشوالیتی چیست؟

تعریف اسكشوالیتی نداشتن گرایش و جلب شدن جنسی است.

یك مطالعه در مجله New Scientist در اكتبر 2004 تخمین می زند كه 1% جمعیت دنیا اسكشوال است و وجود اسكشوالیتی را هم در انسان و هم در جانوران تأیید می كند.

اسكشوالیتی به عنوان یك گرایش

اسكشوالیتی توسط اغلب اسكشوال ها به عنوان یك گرایش و به عنوان حق طبیعی آنها عنوان می شود. در ضمن، كشش جنسی به جنس مخالف، جنس موافق و هر دو جنس ممكن است وجود داشته باشد، پس چرا نباید یك گرایش جنسی باشد؟

برخی از اسكشوال ها، اسكشوالیتی را به عنوان یك گرایش قبول ندارند چون این مسئله برای آنها بیشتر یك نبود گرایش است. آنها احساس نمی كنند كه در كل از یك گرایش جنسی برخوردارند.

از آنجا كه اسكشوال ها یك اقلیت جنسی به حساب می آیند، دقیقاً بخشی از جامعه ی دگرباشان جنسی (queers) می باشند. با این حال، بسیاری از اسكشوال ها، به یك زندگی سنتی معمول سوق می یابند و برخی از افراد اسكشوال احساس نمی كنند كه یك دگرباش جنسی هستند.

عشق

اسكشوال ها می توانند عاشق شوند. گرایش عاطفی از گرایش جنسی متفاوت است و این چیزی است كه بسیاری از اسكشوال ها بدان معتقدند. برخی از اسكشوال ها از ((تمایل عاطفی)) سخن می گویند به این معنی كه آنها احساس می كنند كه بایستی یك رابطه ی عاطفی نزدیك با یك پارتنر برقرار نمایند.

تمایل عاطفی به گرایش یا رفتار جنسی ارتباطی ندارد و بیشتر یك میل برای برقراری یك رابطه ی نزدیك با یك فرد است. درست مثل اینكه والدین، فرزندان خود را به شیوه ای اسكشوال و جدا از احساسات جنسی به شدت دوست دارند.

گرایش عاطفی

اسكشوال هایی كه دارای تمایل عاطفی می باشند، ممكن است خود را دگرجنسگرا، همجنسگرا و یا دوجنسگرا فرض كنند، بسته به اینكه گرایش عاطفی به كدام جنس باشد. گرایش عاطفی از گرایش جنسی متفاوت است. بنابراین یك شخص اسكشوال همجنسگرا، اسكشوال است، حتی اگر برقراری روابطی با افرادی از جنس خود را ترجیح دهد.

روابط جنسی

اغلب رابطه های اسكشوال ها از دیدگاه مردم فقط به صورت دوستی بسیار نزدیك به شمار می روند و در واقع این دیدگاه از بسیاری جهات درست است. این اسكشوال ها روابط دوستانه نزدیكی را با مردم برقرار می كنند، بدون نیاز به اینكه این رابطه به چیزی بیشتر ختم شود. با این حال، برای برخی اسكشوال ها یك رابطه ی این چنینی خیلی بالاتر از یك دوستی است. این روابط اسكشوال می تواند بسیار صمیمانه بوده و دو فرد محرم هم باشند ولی این رابطه محرم بودن در واقع جنسی نیست. برخی از روابط اسكشوال ممكن است شامل تماس فیزیكی با ماهیت جنسی نیز بشود. اغلب روابط فیزیكی اسكشوال بیشتر شامل بغل كردن و نوازش كردن است تا سكس، با این حال اسكشوال هایی نیز وجود دارند كه از احساسات و اعمال جنسی لذت می برند.

بسیاری از افراد غیر اسكشوال نمی توانند درك كنند كه چگونه ممكن است یك چنین رابطه ی عاطفی بدون سكس معنی داشته و موفق باشد، آنها اعتقاد دارند كه سكس برای بیان عشق ضروری است. اما بایستی عنوان نمود كه برای اسكشوال ها سكس اصلاً بیان و ابراز عشق نیست و به عقیده ی بسیاری از آنها این امر بیگانه و عجیب به نظر می رسد. برای اینكه كمكی برای درك این موضوع بشود بایستی عنوان نمود كه اگر سكس برای بیان عشق یك ضرورت است پس فاحشه ها، (کسانی که حرفه شان ارائه ی خدمات جنسی است)، بیشتر از تمام مردم دوستداشته می شوند. 

سكس

اسكشوال بودن افراد به این معنی نیست كه سكس ندارند و یا نمی توانند از آن لذت ببرند، اسكشوالیتی تنها به این معنی است كه این دسته افراد گرایش جنسی به دیگران ندارند. نسبت قابل توجهی از اسكشوال ها سكس را تجربه كرده اند. اسكشوال ها افراد عادی و طبیعی هستند كه از لحاظ فیزیكی توانایی سكس در آنها وجود دارد و برخی از اسكشوال ها نیز از انگیختگی جنسی لذت می برند. برخی اسكشوال ها كه سكس دارند و یا خودارضایی می كنند، در طول عمل خود به آدم ها فكر نمی كنند. برخی از این احساس لذت می برند، برخی دارای گرایش فتیش (ارضای جنسی با اشیاء) هستند و برخی در هنگام عمل جنسی به این فكر می كنند كه ناهار فردای آنها چه خواهد بود و یا اینكه كی ماشین خود را برای سرویس مجدد بایستی ببرند.

بسیاری از اسكشوال هایی كه سكس را تجربه می كنند، آن را مأیوس كننده می یابند و برخی این اعتقاد را پیدا می كنند كه سكس كاملاً تنفرآمیز است. بسیاری از اسكشوال ها خودارضایی نمی كنند و هیچ لذتی از هیچ عمل جنسی عایدشان نمی شود.

انگیختگی جنسی

بسیاری از افراد غیر اسكشوال برایشان مشكل است كه مفهوم گرایش جنسی را از مفهوم انگیختگی جنسی از هم تفكیك كنند و فكر می كنند كه این دو در واقع یكسان هستند و بنابراین فكر می كنند هر كسی كه انگیختگی جنسی را تجربه می كند بایستی گرایش جنسی را نیز تجربه كند. این قضیه درست نیست. به عنوان مثال، بسیاری از مردم توسط چرم از لحاظ جنسی تحریك می شوند ولی از لحاظ جنسی گرایشی به چرم ندارند.

میل جنسی

برخی از افراد اسكشوال میل جنسی دارند. این امر نیز ممكن است برای افراد غیر اسكشوال دركش مشكل باشد. یك میل جنسی، تمایلی برای انگیختگی جنسی است نه یك تمایل برای احساس كردن گرایش جنسی. تفاوت این دو در خودارضایی ممكن است بیشتر مشخص شود. افرادی كه با دست و یا شیء دیگری خودارضایی می كنند، هیچ نوع گرایش جنسی به این اشیاء ندارند اما اینكار را انجام می دهند چون به چیزی برای تحریك خود نیاز دارند.

برخی از اسكشوال هایی كه دارای میل جنسی هستند خود را تنها با خودارضایی ارضا می كنند. اینها را می توان تحت عنوان Autosexual مورد بحث قرار داد. اسكشوال بودن به معنی این نیست كه فرد از لحاظ جنسی عاشق خودش می باشد، بلكه آنها صرفاً تمایلی به برقراری سكس با دیگران ندارند ولی هنوز حس می كنند كه در آنها تمایل به تجربه كردن انگیختگی جنسی وجود دارد. سایر اسكشوال ها كه تمایل جنسی دارند ترجیح می دهند خود را با سهیم كردن پارتنر خود در سكس ارضا كنند.

روابط جنسی

در كل، احتمال و امكان این وجود دارد كه یك فرد اسكشوال ارتباط جنسی برقرار نماید. همانطور كه در بالا ذكر شد، برخی از اسكشوال ها از احساسات سكسی لذت می برند و بنابراین با رضایت كامل به یك رابطه ی جنسی مبادرت می ورزند. برخی اسكشوال ها زیاد از سكس دچار پریشانی و تنفر نمی شوند و بنابراین به این كار دست می زنند كه پارتنر خود را راضی كنند و برخی نیز این كار را انجام می دهند برای اینكه به پارتنر خود عشق می ورزند، و سكس می كنند به این دلیل كه می خواهند با او بمانند. با اینحال همه اسكشوال ها دوست ندارند این كار را انجام دهند. بسیاری از آنها اصلاً از هیچ نوع عمل سكسی (از جمله بوسه) لذتی نمی برند. بنابراین برایشان مهم نیست كه چقدر پارتنرشان را دوست دارند، سكس كلاً برای آنها بی معنی است و سفت و سخت در برابر چنین درخواست هایی مقاومت می كنند و به حریم آن وارد نمی شوند.

ازدواج

بسیاری از اسكشوال ها ازدواج های جنسی انجام می دهند و دقیقاً به همان اندازه كه افراد غیراسكشوال ازدواج می كنند برای آنها دلیل برای ازدواج وجود دارد. در بسیاری از موارد، ازدواج به این دلیل اتفاق می افتد كه فرد اسكشوال می پندارد كه بایستی سكشوال باشد، چون هرگز نشنیده است كه احتمال دارد كه كسی سكشوال نباشد. بنابراین افرادی وجود دارند كه پارتنر خود را آنقدر دوست دارند كه حاضرند با داشتن سكس فقط در كنار او بمانند. برخی بچه می خواهند و می خواهند بچه هایشان در یك خانواده سنتی رشد كنند و برخی نیز با فشارهای خانواده و مذهب شان به این كار تن می دهند.

اسكشوال بودن

جهان دیوانه سكس است. سكس به هر نقطه از دنیا رسوخ كرده است، كتاب ها، آهنگ ها، فیلم ها، رادیو، تلویزیون، تبلیغات،‌آگهی ها، فیلم های كمدی و مغازه ها. جفت ها همه جا هستند و اكثر مردم در مورد سكس و روابط سكسی هر روز صحبت می كنند. فرهنگ ما به هر كسی دیكته می كند كه جفت كامل خود را بیابد، با او به آرامش برسد و خانواده تشكیل دهد. بسیاری از مردم و نه فقط اسكشوال ها، مدام توسط خانواده و دوستان، برای یافتن یك همسر و تشكیل خانواده مورد سئوال قرار می گیرند. برای اغلب اسكشوال ها، پرداختن به اكثر سرگرمی ها و برقراری ارتباط با بسیاری از دوستان مشكل است چرا كه تمایل عاشقانه و یا سكس بخش بزرگی از زندگی دوستان و اطرافیان را تشكیل می دهد. در این شرایط، این امر بسیار مشكل است كه از این واقعیت صرف نظر شود كه سكس و سكشوالیتی واقعاً وجود دارد. تمام چیزهایی كه ممكن است برای سكشوال ها خیلی روشن واضح و بدیهی باشد برای اسكشوال ها به شكل كوركننده ای مبهم است.

انزوا

به دلیل زندگی در فرهنگی مملو از سكس كه در جهان امروزی وجود دارد، بسیاری از اسكشوال ها احساس انزوا می كنند. چون اسكشوالیتی بسیار به ندرت به گوش مردمان خورده و نیز بسیار ناشناخته است. اسكشوال های جوان در حین رشد خود به این امر پی می برند كه از همسن و سالان خود متفاوتند و می پندارند كه آنها به طرز هولناكی شكست خورده هستند و به نوعی دچار كمبود هستند و لازم است كه درمان شوند. این امر ممكن است منجر به نوعی انزجار از خود و گوشه گیری از جامعه شود. این امر اغلب منتهی به آزمودن سكس، زمانیكه فرد اسكشوال متوجه می شود هیچ نوع تمایل سكس ندارد و افراد دیگری ممكن است درخواست سكس از او نمایند، می شود.

دلیل دیگر برای این انزوا، دلایل مذهبی است. مشخصاً، مسیحیان واقعی با افراد اسكشوال مشكلی ندارند اما برخی سكس را هدیه ای از سوی خداوند می دانند كه باید از آن بهره برد. بسیاری دیگر از مذاهب مثل اسلام سكس را به عنوان وظیفه ای برای همه انسان ها برای زاد و ولد و جلوگیری از گناه می دانند.

این انزوا دلیل این امر است كه بسیاری از اسكشوال ها احساس می كنند كه سال های سال از خود تنفر داشته اند و تجربه های سكسی آرزویشان بوده و به آنها مكرراً گفته می شد كه آنها به كمك پزشكی نیازمند می باشند. زمانیكه آنها در مورد اسكشوالیتی آگاه می شوند و چیزهایی می شنوند، در می یابند كه غیرطبیعی نیستند و نمی خواهند دیگر از این گونه فكر كنند.

چگونه اسكشوال ها شناخته شدند؟

بسیاری از خانواده ها و دوستان دائماً دنبال این هستند كه اطرافیان چه سكشوال و چه غیرسكشوال همسری  پیدا كنند و با او بمانند و بچه دار شوند. برای بسیاری از اسكشوال ها این امر ممكن است كاملاً بی مفهوم باشد. بسیاری از اسكشوال ها ترجیح می دهند با وانمود كردن به سكشوال بودن با جامعه قاطی شوند و به این شكل آنها مشخصاً حقیقت را كتمان می سازند. در هر حال، آشكار شدن این حالت ممكن است برای اسكشوال ها بسیار كمك كننده باشد. چرا كه اگر خانواده و دوستان این را بفهمند به این قضیه فشار نمی آورند كه فرد به انتخاب همسر پرداخته و یا در محاوره های سكسی بپیوندند.

عوامل ایجاد كننده اسكشوالیتی چیست؟

در مورد عامل اسكشوالیتی تا كنون هیچ نوع شناختی وجود ندارد. تنها گمان هایی به شرح زیر وجود دارد؟

·          سوء استفاده جنسی

سوء استفاده ی جنسی به عنوان عامل اسكشوالیتی شناخته نمی شود. این كار ممكن است عامل تنفر،‌ عداوت و یا ترس از سكس باشد اما عامل اسكشوالیتی نیست. تقریباً تمام قربانیان سوء استفاده جنسی به حالت سكشوال خود باز می گردند و آنها که باز نمی گردند اسكشوال بوده اند.

·          عدم تعادل های هورمونی و شیمیایی

با اینكه برخی دارو ها ممكن است شهوت جنسی را كاهش داده و آبستنی در زنان و عدم تمایل جنسی را باعث می شوند، اما مشكلات هورمونی به ندرت عامل اسكشوالیتی می باشند. بسیاری از اسكشوال ها که به انجام تست هایی در این زمینه مبادرت كرده اند از لحاظ هورمونی كاملاً طبیعی شناخته شده اند.

·          ژن ها

دانشمندان ژن هایی را در همجنسگرایان شناسایی کرده اند كه باعث همجنسگرا بودن یك فرد می شود. هیچ نوع ژنی برای اسكشوالیتی شناخته نشده است ولی این احتمال همچنان وجود دارد.

·          انزوای اجتماعی

اسكشوال ها مردم معمولی و نرمال هستند. برخی از آنها مشهور و برخی گمنام هستند. برخی از آنها برون گرا هستند و برخی درونگرا می باشند و البته برخی نیز بسیار گوشه گیر هستند. به احتمال خیلی زیاد درصد افراد اسكشوال درون گرا بیشتر از افراد سكشوال برونگرا باشد چون اكثر مردمی كه نمی توانند خود را با جامعه ای كه در آن زندگی می كنند وفق دهند، از آن دوری می كنند. در جوامع اسكشوال اینترنتی اكثر اسكشوال ها درونگرا هستند اما این احتمالاً به دلیل این است كه بسیاری از برون گراها آنقدر مشغول زندگی اجتماعی می باشند كه كمتر به اینترنت مراجعه می كنند.

·          ترس از رابطه و همچنین مسائل مربوط به اعتماد

ترس یا نداشتن اعتماد، به از دست دادن گرایش جنسی منجر نمی شود. این مسائل از اسكشوالیتی جداست. اما ممكن است با اسكشوالیتی همراه باشد، درست به همان شكل كه مردم سكشوال هم با آن دست به گریبان می باشند.

برخی از دلایلی كه مورد توافق خیلی ها نیست (مشتری ندارد)

1.       تولد پیش از موعد (پیش رسی)

2.       اولین فرزند

3.       مرگ یك عزیز و یك عشق

اسكشوالیتی شامل چه چیزهایی نیست؟

در اولین مواجهه و شنیدن كلمه ی اسكشوالیتی بسیاری از مردم نمی توانند درست بفهمند كه این واژه چه معنایی دارد. در ذیل، تصورهای غلطی از اسكشوالیتی در مردم فهرست شده است:

·          تجرد و عزلت

این حالت یك انتخاب برای نداشتن سكس است. اسكشوالیتی یك انتخاب نیست بلكه یك گرایش است.

·          یك اختلال

اسكشوالیتی فقط یك گرایش متفاوت است. در حالیكه برخی از مردم هنوز با وجود بیش از یك گرایش مشكل دارند، با اینحال چندین گرایش داشتن نیز پذیرفته شده است. اسكشوال ها دقیقاً مثل سایر مردم هستند و در تمام جوامع و مذاهب در همه جای دنیا وجود دارند. اسكشوال ها از نظر روانی به اندازه ی سایرین متعادل می باشند.

·          همجنسگرایان در خفا

اسكشوال ها ادعا نمی كنند كه اسكشوال هستند به این دلیل كه همجنسگرا هستند و نمی خواهند آن را بپذیرند. ابراز اسكشوال بودن ممكن است منجر به فضولی افراد برای زندگی خصوصی و سكس آنها شود و این یكی از دلایلی است كه فرد را راغب می کند خود را در خفا نگه دارد و گرایش خود را پنهان كند.

·          ناتوانی جنسی

ناتوانی جنسی بی علاقه گی جنسی است. اسكشوالیتی یك گرایش است و اسكشوال هایی كه از سكس لذت می برند سكس دارند. البته ممكن است اسكشوالیتی و ناتوانی جنسی همراه هم باشند اما لزوماً به معنای هم نمی باشند.

·          سركوبی جنسی

مردمی كه از لحاظ جنسی خود را سركوب می كنند همچنان سكشوال هستند و به شدت در ورای تمایلات شدید جنسی، خود می سوزند.

·          ترس از سكس

·          تنها برای زنان

هم مرد و هم زن ممكن است اسكشوال باشند. دانشمندان اخیراً نشان داده اند كه اسكشوال های زن بیشتر اند اما این به احتمال زیاد ممكن است به این دلیل باشد كه مردان كمتر می خواهند این قضیه را قبول كنند. 

·          یك راه طبیعی برای كنترل جمعیت

این فكر در مورد همجنس گرایان هم ممكن است خطور كند اما مطالعات نشان می دهد كه حتی در گونه های در حال خطر انقراض هم نمونه های همجنسگرایی وجود دارد. مطالعات دیگری نشان داده است كه وجود همجنسگرایی یك برتری تكاملی است چون این به این معنی است كه افراد بالغ اندكی در دنیا بدون فرزند وجود دارند كه می توانند وقت و انرژی بیشتری برای نگهداری خواهر زاده یا برادر زاده خود بگذارند و به همین شكل نیز در مورد اسكشوالیتی می توان عنوان نمود.

·          یك مشكل هورمونی

اگرچه این قضیه در مورد تعدادی از مردم صادق می باشد اما عامل اصلی اسكشوال ها نیست. بسیاری از اسكشوال ها مبادرت به انجام تست های هورمونی کرده اند و کاملا نرمال بوده اند. 

·          عقب مانده های اجتماعی

·          زشت چهره بودن

اسكشوال ها به این دلیل به عنوان اسكشوال مطرح نمی باشند كه زشت اند و كسی آنها را برای دوست داشتن نمی خواهد. برخی از اسكشوال ها بسیار زیبا هستند و اكثر آنها قیافه ای متوسط دارند؛ برخی نیز ممكن است خوش چهره نباشند.

·          ضربه زننده

این نیست كه اسكشوال ها با كسی كه قراری می گذارند به او ضربه بزنند. بسیاری از آنها نیازی به قرار سكس با كسی حس نمی كنند و به این لحاظ آنها فقط در مورد فعالیت جنسی ممكن است به طرف خود ضربه بزنند.

·          مذهبی

برخی از اسكشوال ها مذهبی می باشند. برخی بسیار مذهبی هستند و بقیه اصلاً مذهبی نیستند. برخی دانشمندان می پندارند كه اسكشوال ها احتمالاً بیشتر مذهبی باشند.

پاسخ هایی به برخی سوال های مطرح شده

: آیا اسكشوالیتی واقعاً وجود دارد؟

چرا كه نه؟ چگونه می توان شخصی را بهتر از خود او شناخت؟ چطور در مورد احساسی كه دیگران دارند در خود صلاحیت قضاوت احساس می كنید.

: آیا آنها همجنسگرا هستند؟

احتمال دارد، ولی نه لزوماً.

: آیا لازم است به دكتر مراجعه كنند؟

اسكشوالیتی یك مشكل پزشكی و یا بیماری و اختلال نیست، بنابراین لزومی به مراجعه به دكتر ندارند.

: آیا مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند؟

اسكشوالیتی به نظر نمی رسد كه هیچ عامل روشنی داشته باشد. سو استفاده ممكن است مشخصاً منجر به تنفر، دشمنی و یا ترس از سكس شود اما نه اسكشوالیتی.

 

 

 

  بازچاپ مطالب نشریه چراغ تنها با ذکر ماخذ آزاد است