|
والدین فرزندان همجنسگرا، شما تنها نیستید
ترجمه:
آیدین مختاری
در ابتدا،
اگر شما پدر و مادری هستید که اخیرآ دریافته اید که پسر یا دختر شما
گی، لزبین، دوجنسگرا و یا دگرجنسگونه است و هم اکنون احساس میکنید دچار
شوک، فکر و خیال های نامعلوم، حس تنهایی و دیگر حالاتی از این قبیل که
معمولآ به والدینی در شرایط شما دست می دهد شده اید، در این صورت ورود
به این سایت برای شما ارزشی نخواهد داشت. حتما این متن را بخوانید.
ما به عنوان
والدینی که خود دگرجنسگرا بوده و در جامعه و فضایی رشد یافته ایم که
درک و آشنایی اندکی با همجنسگرایی داشته است (حال یا به واسطه ی نفس
کلی این جامعه و یا به واسطه ی تربیت مذهبی ما) معمولاً در ورود به
مناسبات و واقعیات جدیدی که فرزندان پرجرأت و راست کردار ما، ما را با
أنها مواجه می سازند دچار سختی قابل ملاحظه ای می گردیم.
بیشتر
فرزندان ما که هویت جنسی خود را خواه در سنین پایین تر و یا بالاتر بر
ما آشکار می کنند، سالیان بسیاری را در مسیر شناخت و سازگاری با جنسیت
یا هویت جنسی شان پشت سر گذارده اند. بسیاری از آنها متحمل سختی های
بسیاری در عبور از این مرحله شده اند و تعدادی شان هم هرگز به شفافیت و
قطعیتی در این زمینه نرسیده اند. شماری از آنان به این نتیجه رسیده اند
که راحت تر آن است که چیزی در این زمینه به شما نگویند. با این حال همه
ی آنان در این زمینه به جد اندیشیده اند و در نهایت تصمیم گرفته اند که
با خود و عزیزانشان رو راست باشند و به این ترتیب است که آشکارسازی می
کنند.
این امری
بسته به انتخاب آنها نیست
متأسفانه
زمانی که فرزندان ما هویت جنسی شان را بر ما آشکار می کنند (به عمد و
یا بنا به عاملی دیگر) ما مستقیماً به درون همان پستوی پنهانی وارد می
شویم که آنها از آن بیرون آمدند. اینک این ما هستیم که می
بایست به سازگاری و تناسب لازم با جنسیت (و یا تغییر جنسیت) فرزند خود
برسیم. فقط به خاطر بسپارید که ما نمی توانیم آنها را تغییر دهیم؛
آنها هستند آن که هستند، همان گونه که ما نیز آنیم که هستیم و کسی نمی
تواند ما را به گونه ی دیگری تغییر دهد و ما خود مایل به چنین تغییری
نیستیم.
نخستین
توقعی که به عنوان والدین این فرزندان از ما می رود و به حق، آن است که
هویت جنسی شان را به رسمیت بشناسیم و به آنان بگوییم که با وجود این ما
همچنان به آنان، به فرزندانمان، عشق می ورزیم. سپس برای خود حامی و
پشتیبانی بجوییم و منظور من از این حامی ابزارهای مختلفی است که یقینآً
یک نمونه اش مطالعه و خواندن می باشد. تا آنجا که می توانید مطالعه
کنید، چه برای بسیاری از ما این نخستین رویارویی و تعاملی است که
آگاهانه با یک فرد همجنسگرا یا دگرجنسگونه می داریم (بنابراین عنصر
آگاهی در این رابطه نقش بسیار مهمی دارد). کتاب های خوب هم در این
زمینه بسیارند.
با فرزند
خود پیرامون معنا و درون مایه ی هویت همجنسگرایانه یا دگرجنسگونه به
صحبت بنشینید. این روش بسیار خوبی برای شناختن فرزندتان است و مسلماً
ما به عنوان والدین خواهان این شناخت ایم. همچنین این روش وسیله ی
خوبی برای دریافت این واقعیت است که آیا فرزند شما از عهده ی مقابله ی
به جا با مسائل زندگی (جنسی) خود بر می آید، یا نه. همین جاست که عشق و
پشتیبانی بی قید و شرط ما وارد ماجرا می گردد. این امر می تواند برای
تعدادی از والدین همجنسگرایان دشوار باشد اما وجود این حمایت ضروری
است تا بتوانیم مجاری گفتگو و ارتباطمان را حفظ کنیم.
محل های
تمرکز گروه های همجنسگرا را بیابید، نشریات آنها را بخوانید و به
رستوران ها و دیگر تجمع گاه های همجنسگرایان در منطقه ی ایشان سری
بزنید. خواهید دید که افرادی طبیعی اند، همچون بقیه ی ما. شما همواره
در میان همجنسگرایان هستید، و نمی دانید، چه آنها بسیار شبیه ما هستند.
گروه های
حمایت گری همچون
PFLAG
(گروه والدین و دوستان گی ها و لزبین ها) را بیابید و با والدین دیگر
همجنسگرایان که صاحب تجربیات و احساساتی همانند شما هستند گفت و گو
کنید. من این اقدامات را منشاء کمک و گشایش های بسیاری می بینم. فراموش
نکنید که تنها نیستید. نه تنها از یاری دیگران بهره خواهید برد، بلکه
به نوبه ی خویش به والدین دیگر در طی این مسیر کمک خواهید کرد.
من به عنوان
مادر 2 پسر همجنسگرا که مدت هاست در مناسبات مربوط با هویت جنسی هر یک
از این دو و در مراحل مختلف زندگی شان وارد شده ام، فکر کردم خوب است
شما را در تجربه های خودم شریک کنم. یکی دیگر از آن تجربه ها این است:
این پایان
دنیا نیست، تنها آغاز است!
|