|
روز
جهانی مقابله با همجنسگرا ستیزی (هوموفوبیا)
آرشام پارسی
هوموفوبیا یعنی رفتارها و عکس العمل های منفی در برابر دگرباشان
(همجنسگرا، دوجنسگرا، دگرجنسگونه). ریشه ی هوموفوبیا در دیکتاتوری
دگرجنسگرایی (هتروسکسیزم) است، دگرجنسگرایانی که معتقدند نورم طبیعی
گرایش جنسی انسان ها دگرجنسگرایی است و هر چه غیر از آن اشتباه و
انحراف است و به مبارزه با آن می پردازند. هوموفوبیا یک برخورد منفی،
یک احساس منفی و تبعیض بر پایه ی گرایش جنسی است و به هر گونه برخورد
غیر انسانی گفته می شود که در محکومیت گرایش جنسی فردی بر اثر گرایش
جنسی فرد اعمال شود. یک جمله توهین آمیز است. یک نگاه بد است. گاهی به
انگیزه ی قتل دگرباشان منتهی می شود. دلیل کتک خوردن فرزندان دگرباش
شماست. باعث تبعیض و تحقیر دگرباشان است. تقویت کننده ی حس افسردگی
است. رفتاری غیر انسانی با کسانی است که گرایش جنسی شان متفاوت است و
این در حالی است که گرایش جنسی انتخابی نیست.
فعالیت من
در سازمان دگرباشان جنسی ایرانی این امکان را ایجاد کرده که همیشه پای
صحبت دگرجنسگرایان در ارتباط با دگرباشی و دگرباشان بنشینم. در پنج سال
گذشته با تعداد زیادی از مردم در همین خصوص حرف زده ام و نکته هایی در
این مورد شرح داده ام. جالب این جاست که اکثر پرسش ها و نقاط ابهام
آنها دقیقاً شبیه هم بوده است. به این نتیجه رسیدم که انکار مردم تنها
و تنها از روی ناآگاهی است و اگر با دگرباشی و دگرباشان به درستی آشنا
شوند مشکلی در پذیرش آنها نخواهند داشت.
دگرباشان
فرزندان شما هستند. تفاوت گرایش جنسی آنها با دیگر فرزندانتان همانند
تفاوت رنگ پوست و یا اخلاق آن ها می باشد اما نوجوانان دگرباش به دلیل
بی اطلاعی جامعه، مورد تجاوز، توهین و تحقیر قرار می گیرند و این
فشارها از دوران تحصیل آنها آغاز می شود. همانطور که فرزند شما پاره
شدن دفتر مشق اش به دست دوست اش را برای شما تعریف می کند و به حمایت
شما نیاز دارد، باید بتواند فشارهایی که به دلیل متفاوت بودنش بر او
تحمیل می شود را نیز با شما در میان بگذارد. مقابله با هوموفوبیا شباهت
به یک حمله ی نظامی ندارد. نیازی به ارتش و توپ و تفنگ نیست. مقابله با
هوموفوبیا، حضور در جبهه ی جنگ دو طرفه نیست. دشمن در مقابل تو
نایستاده، فرد ناآگاهی است که در کنار
تو زندگی می کند و به خود اجازه داده است در خصوصی ترین مسائل تو
دخالت کند. با این دشمن جنگیدن حوصله و صرف وقت می خواهد.
در سال گذشته یک سفر به اروپا و یک سفر به ترکیه
داشتم و با چند نفر از پناهنده ها و پناهجویانی که در آنجا زندگی می
کردند حرف زدم، با تعدادی از آن ها مصاحبه کردم و پای درد دلشان نشستم.
از همه ی شما پدران، مادران، خواهران و برادران می خواهم که برای چند
ساعت هم که شده تمامی دانسته های خود را از دگرباشان کنار بگذارید و
بدون پیشداوری حرف های فرزندانتان را بشنوید. اکثر کسانی که در این
مصاحبه ها شرکت کرده اند هرگز امکان آن را نداشته اند که به صورت
مستقیم با خانواده ی خود صحبت کنند. گفتگوی آنها بیشتر بحث و جدل هایی
بوده که در یک طرف آن نگرانی های خانواده قرار داشته و در طرف دیگر
هویت حقیقی فرزند. از کسانی که حاضر شدند مصاحبه کنند خواستم که خیال
کنند در مقابل خانواده ی خود نشسته اند و می خواهند حرف های نگفته ی
خود را بزنند. حرف های فرزندانتان را بشنوید، فرزندانتان را باور کنید.
|