نسخه اصلی نشریه چراغ فایل پی دی اف آن می باشد

 

سال سوم

شماره بیست و هفتم

ایپریل 2007 - فروردین 1386

 

 نشریه فرهنگی اجتماعی چراغ

صاحب امتیاز: سازمان دگرباشان جنسی ایرانی

مدیر مسئول: آرشام پارسی

سردبیر: ساقی قهرمان

ویراستار: ساقی قهرمان

صفحه آرا: آرشام

طراح: امیر حسین 

 

هشتادمین میلاد شاملو و هشتمین میلاد پایگاه اینترنتی‌اش

 

شماره بیست و ششم

 

شماره بیست و پنجم

 

شماره بیست و چهارم

 

شماره بیست و سوم

 

شماره بیست و دوم

 

  شماره بیست و یکم

 

پیش شماره بیستم

 

پیش شماره نوزدهم

 

پیش شماره هجدهم

 

پیش شماره هفدهم

 

ضمیمه پیش شماره هفدهم

 

  پیش شماره شانزدهم

 

پیش شماره پانزدهم

 

ضمیمه پیش شماره پانزدهم

 

پیش شماره چهاردهم

 

پیش شماره سیزدهم

 

ضمیمه پیش شماره سیزدهم

 

  پیش شماره دوازدهم

 

ضمیمه پیش شماره دوازدهم

 

  پیش شماره یازدهم

 

پیش شماره دهم

 

ضمیمه پیش شماره دهم

 

  پیش شماره نهم

 

ضمیمه پیش شماره نهم

 

پیش شماره هشتم

 

پیش شماره هفتم

 

ضمیمه پیش شماره هفتم

 

پیش شماره ششم

 

پیش شماره پنجم

 

ضمیمه پیش شماره پنجم

 

پیش شماره چهارم

 

پیش شماره سوم

 

پیش شماره دوم

 

پیش شماره یکم

 

 

 

  

موضوع: زناشویی و سکسوآلیته

                                                                                                                     بازگشت به صفحه اول نشریه

تیتر: 5 دروغ

نویسنده: Mary Michael

منبع:

5 Lügen, die Liebe betreffend/ 1. Auflage- Hamburg / Hoffman &  Camoe. 2001 ISBN: 3-455-09335-3 (Partnerschaft und Sexualität im Wandel der Zeit)

زبان اصلی: آلمانی

مترجم: علی صیامی

تاریخ ترجمه: سپتامبر 2002

 

("میشائیل ماری" سکسو آلیته و زناشوئی را دو مقوله ی در هم تنیده می داند. اودر این کتاب، معنای سنتی خانواده- زن و مرد و کودک- را نقد می کند تا به برداشتی همخوان با جامعه ی امروزین از خانواده برسد. خانواده از دیدگاه او، پیوند ی آگاهانه  بین دو انسان- بدون درنظرگرفتن جنسیت آن ها- است. نویسنده بر این اعتقاد است که می توان با بکارگیری روش های نوین و مدرن عشق ِ اولیه را در درون خانواده زنده نگاه داشت و از زندگی، و از یکدیگر بیشتر لذت برد و جدایی را آخرین راه حل برای آسیب ندیدن عشق می داند. آن چه که در ادامه می آید، ترجمه ی مقدمه ی این کتاب است.)

***

زناشوئی و سکسوآلیته در گذر زمان

صدها سال متمادی در هم تنیدگی سکسوآلیته و زناشویی به مثابهِ خواست خدا و یا امری طبیعی، از طرف کلیسا و یا حکومت ها، در اذهان عمومی جا انداخته شده است.

امروزه با توسل به علم و بویژه علم روانشناسی, همین ادعا با واژه هایی مدرن مثل "رشد فرهنگی" و یا "امری تکاملی" تکرار می شود. جالب آن است که این دیدگاه ها، که ظاهراً از هم متفاو ت هم هستند، حاضر نیستند این آرمان ِ خود را به پرسش بگیرند و یا جایگزینی برایش فرض کنند.

خاستگاه این نوع  نگرش جزمی و آرمانی، همان اندیشه ی کهنه و قدیمی است: همیشه این چنین بوده و می با یست هم این چنین باشد و بماند. آ موزش یکسویه ی تاریخ ِ زناشوئی و سکسو آلیته در مدارس هم به گسترش این درکِ غلط کمک می کند.

آیا در واقع این دو مقوله، چنین تنگاتنگ با یکدیگر در پیوندند؟ آیا بشر از روز نخست به چنین پیوندی باور داشته است؟

برای پاسخ به این نوع پرسش ها نگاهی به تاریخ می اندازیم.

تأثیرات تاریخی و فرهنگی

از چگونگی و حضورِ شکل های متفاوت روابط زن و مرد در قبایل ابتدایی ای که هنوز موجودیت دارند، می توان نقبی به چگونگی و شکل های روابط بین زن ومرد در فرهنگ های کهن و یا باستانی زد . به عنوان نمونه به سرخپوستان "یا نومامی"1 که در آ مریکای جنوبی زندگی می کنند مراجعه می کنیم. در این قبیله، مرد و زن به همراه کودکانشان زیر یک چادر به عنوان خانواده زندگی می کنند. رابطه ی جنسی ِ هر زوج در همین چادر انجام می گیرد. از طرف دیگر، سکس خارج از چارچوب خانواده، به مثابه ارتباط طبیعی بین انسان ها تلقی می شود،  تنها به این شرط که این امر طبیعی نمی بایست در زیر چادر  خانواده انجام گیرد، بلکه در جنگل.( فیلم  سینمایی "بزرگ مرد کوچک" با بازیگری "داستین هافمن" گوشه هایی از این نوع روابط را نشان می دهد. م )

در میان "پیگمن " 2 ها، داشتن سکس با مردی غیر از شوهر،  موضوع گپ های پر آب و تاب ِ زنانه و کل ِ اعضا ی قبیله است.

 در مجموع می توان گفت که نگاه ِ اقوام باستانی به مقوله ی سکسوآلیته بر دو پایه ی لذت و تولید نسل استوار است. یعنی همخوابگیِ ی آزادِ مرد و زن منافاتی با استواری ِخانواده ای زیرِ یک سقف ندارد.

اما با رشد و توسعه ی اقتصادی در جامعه،  و قوی شدن حس مالکیت در انسان ها، حفظ و افزایش میزان ثروت در درون خانواده در دستور کار جامعه قرار می گیرد و خانواده ی سنتی با محدودیت هایش در امر سکسوآلیته پا می گیرد.  پدر ِ فرزند باید مشخص باشد تا مال و منال از درون خانواده خارج نشود. وضع قوانین ارث و میراث، نقش خانواده و قدرت آن را در اجتماع افزایش می دهد.

از تمدن بابل  که به 2000 سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد، قرارداد های ازدواج ثبتی و کتبی بر جای مانده است.

بر اساس قوانینی که "هامورابیس"3 وضع کرده بود، خانواده ی تک همسری پایه ی خاندان محسوب می شد و به همین دلیل می بایست ثبت شده باشد تا ارکان خاندان مستحکم بماند. فسخ قرارداد ازدواج جدایی  فقط هنگامی جایز بود که وظیفه ی اصلی خانواده، یعنی تولید نسل، انجام نمی گرفت. هدف اصلی ازدواجِ رسمی در تمدن بابلی همانا حفظ مالکیت و چگونگی ارث بردن بود، وگرنه رابطه ی جنسی خارج از محدوده ی خانواده ی رسمی برای زن گناهی بزرگ محسوب نمی شد.

 البته مرد متأهل می توانست معشوقه ی رسمی هم داشته باشد. حضور سازمان رسمی روسپیگری برای هر دو جنس در کنار معابد برای کسب لذت جنسی، نشان از تفکیک زناشویی و سکسوآلیته در تمدن بابلی دارد.

در تمدن و فرهنگ عبری ازدواج رسمی فقط در خدمت تولید نسل و حفظ اموال و دارایی بود. این قرارداد قابل فسخ بود اگر به هدف اصلی اش، یعنی تولید نسل، نمی رسید. اهمیت جزمی اقتصادی ازدواج در این قوم برای ماندگاری ثروت در درون خانواده را می توان از اجبار مرد به ازدواج با بیوه ی برادر شاهد بود .

مردان و زناان اسپارت قبل از بیست سالگی ازدواج می کردند، ولی تا سی سالگی تحت عنوان "دوره ی آزمایشی

زنا شوئی" جدا از هم زندگی می کردند. در این جامعه جدایی امری نابهنجار تلقی نمی شد. حسادت و خیانت در درجه ی دوم اهمیت قرار داشت، تا جایی که در دوران قحطی و خشکسالی دو برادر با یک زن ازدواج می کردند. تنها محدودیتی که مردان یونان باستان در آمیزش با زنان داشتند، ممنوعیت هم بسترشدن با زنان"شهرنشین"ها بود. آمیزش با بردگان، روسپیان، معشوقه، و یا زن مردی دیگر معمولی بود و مجازات نداشت.

در روم باستان داشتن معشوقه در کنار زن رسمی امری عادی بود و جامعه آن را خارج از نورم نمی دانست. معشوقه

ی مردان متمول عمدتاً از خانواده های اصل و نسب دار بودند. البته کودک متولد شده از این نوع ارتباط حق ارث بردن نداشت. در دوران قیصر روم، جدایی به آ سانی و با خواست هر کدام از دو طرف میسر بود. قرض دادن همسر به دیگری هم در این دوران معمول بود. چه ازدواج رسمی و چه آمیزش جنسی بین مرد و زن بدون ازدواج رسمی، وجهت حفظ ارتباطات سیاسی، افزایش ثروت و لذت بردن، هرکدام بنا به موردش در اجتماع وجود داشت. دراین دوره از تاریخِ روم، داشتن فرزند خوانده امری رایج بود. بنابراین برای زن رومی- بر خلاف زن یونانی- وظیفه ی فراهم آوردن لذت جنسی شوهر مقدم بر وظیفه ی زایش بود. وجود سازمان روسپیگری و مراجعه ی مردان به روسپی ها از نگاه عرف و اخلاق اجتماع نه تنها غیر اخلاقی محسوب نمی شد، بلکه به آن به مثابه عامل حفظ کانون خانوادگی و سازمانی ضروری نگاه می شد.

رومیان بر آوردن نیاز و لذت جنسی را امری طبیعی مثل خوردن غذا می دانستند و محدودیتی بر آن قائل نبودند، و چون این نیاز را محدود به مردان نمی دانستند، واژه های خیانت و وفاداری هم بین آن ها معنایی نداشت. هرگاه زن یا مردی نمی توانست و یا نمی خواست با آن دیگری زیر یک سقف زندگی کند، جدائی به آسانی میسر بود.

 با مراجعه به عرصه ی هنر و سروده های تغزلی آن دوران برای زنان و حتا زنان شوهردار، می توان به اهمیت و رواج سکس آزاد در آن جامعه پی برد. اعتقاد به طبیعی دانستن این امر آن چنان در جامعه جا افتاده بود که هر که خلاف آن را می پنداشت، گناهکار محسوب می شد. تجربه ی تاریخی این ادعا، آتش سوزی سال 63 میلادی شهر رم است که رومی ها آن حادثه را ناشی از موعظه های ضد آزادی جنسی مسیحیان دانستند و به همین گناه آنان را قتل عام کردند .

در میان ژرمن ها انواع متفاوت زناشویی، و یا به دیگر سخن، آمیزش جنسی نامحدود بین مرد و زن وجود داشت .

- خواستگاری با رد و بدل وثیقه (مهریه) و جهیزیه 4

خانواده ی مرد دختر را از خانواده اش خواستگاری می کرد. در صورت توافق، مرد به دادن مهریه 5 متعهد می شد و زن با خود به خانه جهیزیه 6 می آورد. زناشویی بعد از اولین تجربه ی همخوابگی موفق، که می بایست توسط شاهدان تأیید می شد، رسمیت می یافت. جدایی در این نوع قرارداد زناشویی به آسانی ممکن نبود.

- زناشویی قراردادی7         

این نوع قرارداد زناشویی بدون رد و بدل مال و اموال و فقط بنا به خواست و میل طرفین بسته می شد. شرط مشترک نشدن در اموال یکدیگر بعد از ازدواج، شرط رسمی بودن چنین زناشویی ای بود. به دیگر سخن مرد و یا زن هیچکدام حق دخل و تصرف دراموال دیگری را نداشتند. فسخ این نوع قرارداد زناشویی با توافق یکدیگر و به آسانی ممکن بود.

- ازدواج موقت 8  

قرارداد زناشویی ای بود  که در آن زن عنوان معشوقه ی رسمی را داشت، اما این رسمیت به معنای داشتن حقی بر اموال مرد تلقی نمی شد.

با این نگاه اجمالی به این دوره از تاریخ دیدیم که هدف اصلی در ازدواج رسمی حفظ ثروت و دارایی در درون خانواده بود. به دیگر سخن، تولید مثل و گارانتی ِ ماندن ِ ارث در درون خانواده اصل اساسی ازدواج و تشکیل خانواده بود. بود ونبود کنش جنشی بین زن و شوهر موضوع اصلی نبود. کمبود سکس بین زن و شوهر در مکانی جدای از خانواده ی رسمی تأمین می شد.

در قرون وسطا، یعنی از قرن هشتم به بعد بود که شاهد تغییراتی بنیادی در این نوع نگرش ها به قرارداد زناشویی می شویم.

قرون وسطا و جامعه ی شهروندی

از زبان عیسا در انجیل متا باب 19، پیوند زناشویی غیر قابل فسخ اعلام می شود و عنصر" وفاداری" به عنوان

پرنسیپ مذهبی خانواده شناخته می شود.

این نگرشِ به ظاهر جدید به موضوع زناشویی هم در اصل ریشه ی اقتصادی دارد. فلسطین در آن دوره با افزونی

جمعیت مواجه بود. در دین موسا سقط جنین حرام و قابل مجازات بود. امکان دیگری جز محدود کردن رابطه ی جنسی به

درون خانه برای کنترل جمعیت وجود نداشت.

رعایت آداب مسیحی، ارزشگذاری به خانواده و عنصر وفاداری، خود بخود منجر به ایجاد روابط مثبت درون خانوادگی شد. هر چند که این دستورات مذهبی در مورد وفاداری در خود رده ی روحانیون مسیحی کاملا جدی گرفته نمی شد. دشمنی جزمی مسیحیت با سکسوآلیته و لذت بردن از آن تا جایی رسید که حتا زن و شوهرِ رسمی حق نداشتند به هنگام آمیزش جنسی از خود احساسات هیجانی بروز دهند و می بایست این عمل را با نیت بر آورد خواست خدا و بقای نسل انجام دهند. در غیر این صورت، مثلا اگر زن و شوهری در رختخواب آخ و اوخ می کردند، مرتکب گناه می شدند و باید نزد کشیش اعتراف و طلب آمرزش می کردند و به کلیسا کفاره می دادند تا گناهانشان بازخرید شود.9                                                                                                              

 باید توجه داشت که قدرت و نفوذ کلیسا و  روحانیون مسیحی مثل اسقف ها، کاردینال ها و کشیش ها در روابط خانوادگی، زناشویی، سیاسی، و اجتماعی به یکباره تحکیم نیافت و روندی تدریجی را طی کرد ولی به هر ترتیب که بود این نورم از نظر قانونی در اروپا جا افتاد و به ظاهر سکس به خانه محدود شد. اما همان طورکه قبلاً اشاره کردیم، این نگرش جزمی حتا در خود اولیای امر هم رعایت کامل نمی شد، چه رسد به توده ی مردم.

تا قبل از این دوره، انگیزه ی مادی و حفظ ثروت در درون خانواده انگیزه ی اصلی ازدواج بود. در این دوره

می بایست:1- ازدواج با مجوز کلیسا انجام بگیرد؛ 2- سکس فقط و فقط برای رضای خدا باشد.

این اصول باعث کاهش  نفوذ خانواده ی پدری در امر ازدواج شد و باعث پیشرفت پروسه ی استقلال ازدواج به خواست دو نفر شد. "کلیسا" قدرت  خانواده پدری را در رسمیت دادن به زناشویی گرفت.

هر چند زندگی در جامعه، واقعی تر از جزم های مسیحی پیش می رفت و سازمان روسپیگری دایر و داشتن معشوقه امری  جاری بود. کشیش ها خود به وفور معشوقه 10  داشتند و کودکان حاصل از این معشوقه بازی هم در جامعه فراوان بود.

عملی نشدن جزم مسیحی، جزمی که می خواست عشق و شورمندی را در خانه و به زن و شوهر محدود و مهار کند، خود نشانی برای اثبات ادعای من مبنی بر جدا بودن این دو مقوله، یعنی  سکسو آلیته و زناشویی از هم دیگر است. در اینجا لازم می دانم کمی گسترده تر به این موضوع بپردازم.

اشرافیت به ازدواج به مثابه انجام وظیفه و حفظ بقای نسل و موقعیت اجتماعی می نگریست. صرفنظر از رسمیتی

که ازدواج داشت و مرد و زن نه بر حسب علاقه و عشق، بلکه قرادادی با یکدیگر بودند، بر فرض آن که آن دو نفر به

هم احساسات لطیف هم داشتند، باز جزم مسیحیت ابراز و اظهار احساس لطیف در رختخواب گناه و قابل مجازات می دانست، تا چه رسد به ابراز این احساسات در ملاء عام. پس ابراز و اظهار احساس لطیف در جایی خارج از خانه جستجو می شد؛ در سروده های تغزلی و در ترانه ها، در جایی که زنان شوهر دار و یا بیوه در دسترس بودند.

اشراف و دربار به "وفاداری"  با دیده ی تحقیر می نگریستند. کلیسا نمی توانست نفوذ زیادی بر اشراف و دربار داشته باشد و به همین دلیل ساده  لبه ی چاقویش هم نمی توانست در آنجا تیز باشد تا مانعی برای روابط جنسی آزاد آن ها شود. معشوقه داشتن و یا با روسپیان درباری سر و کار داشتن امری جاری و روزمره بود. از این رو کلیسا ابزار قدرت خود را در مردم عادی می جست و بکار می برد. طبق قوانین کلیسا خیانت به شوهر به معنای گسست خانواده بود و فرد خائن از جامعه مطرود می شد و اگر کلیسا به قانون زمینی ای که ساخته بود متوسل می شد، مجازات شلاق و یا مرگ توسط شوهر مجاز بود.

در اواخر قرون وسطا و اوج قدرت کلیسا عشرتکده ها و استخرهای تفریحی بسته شد. این رفورماسیون کلیسا در

مورد رعایت سفت و سخت شعایر مسیحی در امر زناشویی، سکسوآلیته را به درون خانه ها کشاند.

در نیمه ی دوم قرن شانزدهم بود که دولت و کلیسا متفقاً در مقابل زندگی مشترک بدون ِ انجام ِ عقد کلیسایی قرار گرفتند. اما این قوانین در دربار و اشراف کار بردی نداشت و تنها مردم بی زمین زیر فشار قرار گرفتند. بردگان، ناداران، کلفت ها و نوکرها، خادمان شهری، پیشه وران و وابستگانشان، دیگر گروه های اجتماعی خارج از محدوده ی دربار و اشراف، بدون مجوز کلیسا حق ازدواج و ایجاد ارتباط جنسی نداشتند. حتا ازدواج برای بی بضاعت ها تا اواخر قرن نوزدهم ممنوع بود. تا قبل از این چنین محدودیت و ممنوعیتی برای ناداران در آمیزش جنسی و ازدواج وجود نداشت. پس تنها امکان باقی مانده برایشان زندگی به مانند وحوش بود. روسپی گری ِ غیر رسمی و خود ارضایی راه دیگری برای رفع این نیاز طبیعی بود. البته اگر آن ها به کل از این نیاز صرفنظر نمی کردند. به هر حال چه با مراجعه به روسپی و چه با خود ارضایی، این افراد از نظر کلیسا مرتکب گناه شده بودند و می بایست مجازات شوند و یا کفاره بدهند. یعنی کلیسا با این سفت و سخت گیری درامر سکسوآلیته، کیسه ی خود را از پول پر می کرد.

در تمامی دوران قرون وسطا روحانیون و ملاکین اموال جاندار خود بردگان را فروخته، معاوضه و یا هدیه

می کردند. به این اموال جاندار باید زنانی که در خدمت کلیسا بودند، خدمه های کلیسا، و کو دکان نا مشروع را که به برکت قوانین ممنوعیت ازدواج از طرف کلیسا حاصل شده بودند را اضافه کرد. این اموال جاندار به دلیل نداشتن هیچگونه حقوق اجتماعی، به راحتی و بدون دغدغه فروخته و یا به بیگاری کشیده می شدند.

البته خرده مالکان و پیشه وران صاحبِ ابزارِ کار، حق ازدواج داشتند و اکثریت آن ها هم ازدواج های درون گروهی می کردند تا زمین و یا ابزار کارشان در گروه محفوظ بماند. مثلاً در میان پیشه وران ازدواج با زن بیوه ی یکی دیگر از هم صنفانشان وظیفه ی ی صنفی به شمار می آمد. خرده مالکان هیچ گونه اعتراضی به اجباری بودن قوانین ازدواج کلیسایی نداشتند، چون این قوانین، مطابق خواستشان برای ماندگاری ِ زمین در دست خانواده بود.

 

دوران صنعتی اولیه و جامعه ی شهروندی

پیشرفت تولید صنعتی در اوایل قرن نوزدهم تغییرات بنیادی ای را در نهاد های جامعه و بویژه در زناشویی و سکسوآلیته با خود به همراه آورد. کارمزدی برای آحادی از اجتماع که آن موقع فقط به زمین و روابط کالایی محدود بودند، این امکان را فراهم کرد تا ثروتمند شوند و به قدرت برسند. می دانیم که ثروت همیشه لازمه ی به قدرت رسیدن بوده و هست. ارکان اجتماع در حال ِ تغییرات اساسی بود. کنده شدن از کارِ خانگی و روزمزدی و در دست داشتن پول، استقلال مالی از خانواده ی پدری را ممکن تر ساخت. در این دوره بود که تشکیل خانواده (زندگی زناشویی) بر مبنای علاقه و وجود احساس بین مرد و زن شکل گرفت. اساس زناشویی و ازدواج بر دو محور مادی و احساسی قرارگرفت: "همدیگر را دوست می داریم، پس مشترکاً کار می کنیم و پول درمی آوریم." این نگرش، حضور عشق اولیه بین دو نفر، به عنوان شرط ضروری ازدواج، خواست و نگرش نوینی بود که تا به آ ن روز سابقه نداشت.

ایجاد فاصله ی مکانی بین محل کار و محل زندگی باعث شد که مرد و زن بتوانند زمانی را در رؤیای دیگری بگذرانند و دلتنگیِ دیدار کنند و ابراز احساسات لطیف و هیجانی ممکن شد. و در همین دوره است که نگرش سنتی تربیت کودک به تربیت جداگانه ی دختر و پسر تغییر می کند و رسم خانواده ها می شود. همین فاصله ی دو جنس از یکدیگر باعث ایده آلیزه شدن عشق می شود. دختر و پسر بدون آموزش قبلی و بر مبنای تجربه های شخصی و دوری از همدیگر، راه به رؤیای دیگری یافتن را فرا می گیرند. عشق شفاف تر تفسیر می شود. این نگاه جدید به عشق و شفافیت ِعشق بستری برای رسیدن به آرزوهای شخصی می شود. دوره ی نوینی از تاریخ زناشویی که می خواهد خانواده را بر دو پایه ی مادیات و عشق بنا نهد می آغازد. این خواست و نگرش آن دوره خود را خردمندانه11می نامد؛ آرزوی جاودانگی ماه عسل تا پایان ِعمر؛ با یکدیگر بودن تا لحظه ی فرارسیدن مرگ. اما این دوره ی خوش هم چندان زیاد نمی پاید. تعداد عشرتکده ها روز به روز بیشتر می شود و زندگی خردمندانه با انتقادهایی از سوی جامعه روبرو می شود.

اید آل عشق رمانتیکی

در تقابل با زوج خردمند12 ، رمانتیسم به تبلیغ زوج خالص عشقی می پردازد و تأکید می کند که وجود و حضور عشق برای ازدواج لازم است اما کافی برای تداوم زندگی نیست. رمانتیسم شرط کافی برای تداوم زندگی را حضور دائمی عشق در طول زندگی می داند و بر این اعتقاد است که هر زمان این شرط کفایی بین مرد و زن از بین برود، زناشویی هم معنای خود را از دست می دهد و می بایست فسخ شود.

و چنین است که با تولد "ایده آل" رمانتیک، تصورعشق واقعی و فقط عشق به یک نفر هم متولد می شود. جا افتادن این ایده( چه در آن دوران و چه امروزه) به عمل تعویض همسر در مراحل مختلف زندگی فرد منجرمی شود. این دوره را می توان دوره ی تلاش برای یافتن جفت مناسب تعریف کرد.

شاخص این مرحله، تک همسری و تعدد آن در طول زندگی است. در این دوره جزم مسیحی ِ زناشویی ثبات خانواده بدون امکان فسخ ازدواج چنان در هم شکسته می شود که جامعه شاهد بالا رفتن آمار فرو پاشی خانواده شود.

رابطه های امروزین

امروزه دیگر سنت ها و تصورات از پیش تعیین شده ی ساختار زناشویی مثل سابق عمل نمی کنند. داشتن سکس قبل از ازدواج امری معمولی شده است. قوانین امروزی انعطاف بیشتری دارند. همجنسگراها حق قانونی تشکیل خانواده را دارند. زندگی مشترک از مرز جنسیت گذشته است. می توانیم بگوییم که در این دوره شاهد چند- وجهی بودن در این زمینه هستیم. دو نفر, تنها کسانی هستند که می توانند نوع زندگی خود را با انگیزه ها و اشکال متفاوت رمانتیک، مادی و یا هر ممزوجی که خود بخواهند، انتخاب کنند. بهتر است بگوییم که فضای دموکراتیک بر چگونگی ساختار خانواده حکم فرماست. زندگی مشترک دیگر موضوع کلیسا یا دولت نیست. هر زوج, هر ایده آلی را که خود می پسندد و با آن احساس هماهنگی می کند، بکار می گیرد، دیگر تأمین معاش از جانب پدر خانواده اصل نیست. اگر عشق و سکس که نقش تعیین کننده در پایداری زندگی مشترک دارند نتوانند به وظیفه ی خود به درستی عمل کنند، جدایی بروز می کند که البته همیشه بهترین راه حل نیست.

مشاوران خانوادگی, روانشناس ها, متخصصین امور زناشویی هم نظرند که اگر زوج بر چگونگی رابطه ی جنسی, رفع سو تفاهم ها, معقول کردن خواست ها و توقعاتشان از یکدیگر کار کنند, امکان نجات عشق از مرگ را فراهم می کنند و سر در گم در پی سراب نمی روند.

   

پا نویس ها :

* Mary Michael : 5 Lügen, die Liebe betreffend/ 1. Auflage- Hamburg / Hoffman & Camoe. 2001 ISBN: 3-455-09335-3 (Partnerschaft und Sexualität im Wandel der Zeit)

1-Yanomammi, 2- Pygmäen, 3- Hamurabis, 4-Dotierde Mundehe, 5- Mundschatz, 6- Mitgift, 7-Friedelehe, 8-Kebsehe, 9- Kampf um die Keucheit/ Michel Gocault/ Masken des Begehren und Methamorphosen der Sinnlichkeit / Frankfurt 1984, 10- Priesterkonkubinat, 11-Vernunft, 12-Vernunftehe

 

 

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر عنوان "نشریه چراغ، سازمان دگرباشان جنسی ایرانی" آزاد است .

سازمان دگرباشان جنسی ایرانی مسئولیت  رسانه هایی که از این مطالب استفاده می کنند را بر عهده نخواهد داشت