نسخه اصلی نشریه چراغ فایل پی دی اف آن می باشد

 

شماره بیست و ششم

مارچ 2007 - اسفند 1385

 

 نشریه فرهنگی اجتماعی چراغ

صاحب امتیاز: سازمان دگرباشان جنسی ایرانی

مدیر مسئول: آرشام پارسی

سردبیر: ساقی قهرمان

ویراستار: ساقی قهرمان

صفحه آرا: آرشام

طراح: امیر حسین 

 

هشتادمین میلاد شاملو و هشتمین میلاد پایگاه اینترنتی‌اش

 

شماره بیست و پنجم

 

شماره بیست و چهارم

 

شماره بیست و سوم

 

شماره بیست و دوم

 

  شماره بیست و یکم

 

پیش شماره بیستم

 

پیش شماره نوزدهم

 

پیش شماره هجدهم

 

پیش شماره هفدهم

 

ضمیمه پیش شماره هفدهم

 

  پیش شماره شانزدهم

 

پیش شماره پانزدهم

 

ضمیمه پیش شماره پانزدهم

 

پیش شماره چهاردهم

 

پیش شماره سیزدهم

 

ضمیمه پیش شماره سیزدهم

 

  پیش شماره دوازدهم

 

ضمیمه پیش شماره دوازدهم

 

  پیش شماره یازدهم

 

پیش شماره دهم

 

ضمیمه پیش شماره دهم

 

  پیش شماره نهم

 

ضمیمه پیش شماره نهم

 

پیش شماره هشتم

 

پیش شماره هفتم

 

ضمیمه پیش شماره هفتم

 

پیش شماره ششم

 

پیش شماره پنجم

 

ضمیمه پیش شماره پنجم

 

پیش شماره چهارم

 

پیش شماره سوم

 

پیش شماره دوم

 

پیش شماره یکم

 

 

 

  

بررسی وضعیت اقتصادی همجنسگرایان در ایران

واراند                                                                                                            بازگشت به صفحه اول نشریه

در ابتدای این نوشتار باید گفت از آنجا که بررسی پدیده ی همجنسگرایی در ایران یک امر نسبتاً تازه است و خیلی از همجنسگرایان بخصوص همجنسگرایان مرد در پذیرش این امر مشکلات بزرگی  داشته اند، این مقوله چه در میان خود همجنسگرایان و چه در میان دگر جنسگرایان بعنوان موضوعی قابل بحث خود را نشان می دهد. در سالهای اخیر کوششهایی نیز در جهت اطلاع رسانی و گسترش آگاهی شده است.

حال با توجه به اینکه قدمی در این راه پیش نهاده ایم خوب است سعی در رفتار شناسی همجنسگرایان ایرانی داشته باشیم و با دیدی باز تر به این موضوع قابل تأمل بنگریم .گرچه من کارشناس علوم رفتاری، جامعه شناس، و یا اقتصاد دان نیستم اما بنا به تجربیات اندکم موضوع این بحث را وضعیت اقتصادی همجنسگرایان ایرانی انتخاب نموده ام.

همینجا خاطر نشان می سازم به دلیل این که لزبین ها در ایران همیشه در پرده ای از ابهام بوده اند و مخفیانه زیسته اند، برداشت ها و اطلاعات ما از زندگی لزبین های داخل ایران بسیار کم و محدود است، به همین علت اگر اسمی و مثالی از لزبین ها برده نمی شود معذرت خواهی کرده و امیدواریم که جامعه ی لزبین نیز در شناخت خودشان بر دیگر هم احساسانشان پیش قدم شوند.

 

بسیاری از همجنسگرایان تا همین یکی دو دهه ی پیش برداشت درستی از احساس خویش نداشتند و از آنجا که امروز این پدیده در ایران در ابتدای شناسایی به عنوان احساسی طبیعی است، سال های گذشته سال های خوبی برای همجنسخواهانی که مجبور به تظاهر به دگر جنسگرایی بودند، به شمار نمی آید.

 در این راه بودند بسیاری از  همجنسگرایانی که مشغله ی فکری آنها پیدا نمودن همراه و شریکی برای لحظاتی کوتاه و بعد از آن، پنهان نمودن خویش از دید مردمی که آن ها را انگشت نما می کردند، راه هر گونه فعالیت اقتصادی، تحصیل و کار در زمینه ی دلخواهشان را سد می کرد. 

چرا ؟ تصور عام در مورد همجنسگرایانی که تن به سکس با استریت ها می دادند همان تصور سنتی و غلطی بود که اکنون به سختی و به آهستگی در حال تغییر است. متأسفانه میراثی که از گذشته برای قشر آسیب پذیر هموسکشوال در ایران باقی مانده آنچنان در اذهان و فرهنگ مردمان رسوخ کرده که تغییر آن کاری بس مشکل می نماید. می توان نظریه ی عمومی که در مورد هموسکشوال ها وجود دارد را در چند مورد زیر خلاصه نمود:

  • یک همجنسگرا از عهده ی کارهای سخت بر نمی آید.

  • یک همجنسگرا ضریب هوشی پایینی دارد.

  • یک همجنسگرا انسانی مطرود و سطح پایین است که نیاز مالی اش در حد برآورده کردن نیازمندی های اولیه زندگی است.

  • یک همجنسگرا نه نیاز به کاری پر درآمد دارد و نه نیاز به خانه ای مناسب، چرا که  تمام ذهن او را سکس و روابط جنسی با افراد مختلف اشغال کرده.

  • یک همجنسگرا بازیچه ی دست این و آن است و در مجالس رقص و بزم بدون پرداخت دستمزدی از او بهره کشی می توان کرد .

اینها تصورات غالب مردم عامی جامعه ی مردسالار ماست. از دلایل عمده ی آنکه همجنسگرایان در گذشته ی نه چندان دور نمی توانستند مشاغل پر درآمد و پول ساز انتخاب کنند، و یا در حفظ آن چندان موفق نبودند، مردسالاری در جامعه ی ایرانی است.

شاید بی ربط نباشد بگوییم که مرد سالاری حتی در روال طبیعی جریان های اقتصادی نیز نقش مهمی بازی کرده و می کند. سهامداران عمده در دنیای اقتصاد مردان هستند، تجار و کارخانه داران عمده، مردان هستند واز آنجا که هموسکشوال ها (خصوصاً هموسکشوال های مذکر) ناخودآگاه از رفتارها و عادات خشن که جزو رفتارهای عادی جنس مذکر است رویگردان هستند، و از طرفی در محیط های کاری ایجاب می کند که بعضاً رفتاری غیر از آنچه ذاتی ایشان است، اختیار نمایند، بنابراین بیشتر هموسکشوال های مذکر از کارهای سخت، بدنی، و یا کارهایی که با عده ی زیادی هتروسکشوال رابطه ی کاری وجود داشته باشد، رویگردان بوده و همین رویکرد باعث افزایش نرخ بیکاری و نداشتن منبع درآمدی در بین این قشر می شود. 

همه می دانیم که با پیشرفت روز به روز دانش های پزشکی، فنی، و هنری، ناخودآگاه جامعه ی ایرانی نیز دستخوش تغییرات شده است. همین جا باید موضوعی را در پرانتز مطرح کنم که به نظر می رسد  هیچ ربطی به بحث ما نداشته باشد، اما بی ربط هم نیست.

مترقی شدن نسبی جامعه و جو مدرنی که در ایران بوجود آمده هیچ ربطی به نوع حکومت ندارد و مرهون دستاوردهای رؤسای جمهوری اسلامی نیست، علیرغم تبلیغات فراوانی که در رادیو و تلویزیون دولتی ایران در مورد پیشرفت های شایان توجه علمی و تحقیقاتی، نظامی و مهمتر از همه انرژی هسته ای در ایران را هر روز به مردم تلقین می کنند، این موارد مرهون گذشت زمان و پیشرفت نامحسوس جامعه بوده است.

بسیاری از پروژه های عمرانی و زیر ساختی در کشور که امروز  به بهره برداری می رسد و به دست پر توان رئیس جمهور محترم فعلی افتتاح می شود! پروژه هایی هستند که سال ها پیش و چه بسا قبل از انقلاب 57 زیربنایشان گذاشته شده بود. با به وقوع پیوستن انقلاب و هشت سال جنگ که بهانه ی آقازادگان برای چپاول این مرز و بوم بود و پروسه ی تکمیل و بهره برداری را به عقب انداخته بود، از روزگار خوش در زمان حال تکمیل و مورد استفاده قرار گرفته اند و به حساب دولت نهم و رئیس جمهور عزیزمان گذاشته شده اند!

امروز با تأسیس دانشگاه های مختلف و روش های جدید تعلیم و تدریس، همجنسگرایان نیز همانند تمام انسان های دیگری که از امکانات مساوی در جامعه برخوردارند موجبات رشد و ترقی خود را فراهم می آورند و شاهدیم که خوشبختانه نسل جدید همجنسگرایان انسان های فرهیخته و تحصیلکرده اند که آینده ی روشنی پیش رو دارند.

آرایشگری، فروشندگی، رانندگی تاکسی و از این دست مشاغل در نسل قبل همجنسگرایان، با توجه به خلقیات و روحیات ایشان، به وفور دیده می شد، اما امروز خوشبختانه می بینیم که همجنسگرایان در رده های پزشکی و مهندسی، تحقیقاتی و دانشگاهی نیز صاحب عنوان می باشند و قشری فعال را در جامعه تشکیل می دهند؛ هر چند در زیر نقابی خود خواسته پنهانند اما با تلاشی که سازمان های فعال حقوق بشر و همینطور سازمان همجنسگرایان ایرانی انجام می دهد، امیدواریم که این نقاب نیز برداشته شود و همجنسگرایان بدون ترس از اعدام و دستگیری به فعالیت های مفید اجتماعی و اقتصادی بپردازند.

گرچه به نظر می رسد این پروسه زمان زیادی را طلب کند اما با وجود پرداختن رسانه های اینترنتی و روزنامه و مجلات خارج از ایران به پدیده ی همجنسگرایی و همجنسگرایان در ایران، امید می رود که این قشر بتواند با توجه به قابلیت ها و توانایی هایی که دارد جایگاه مناسب خود را از لحاظ اقتصادی نیز در جامعه پیدا نموده و به یک اهرم مؤثر در روابط اقتصادی و تجاری تبدیل شود.

دکتر ( ) از همجنسگرایانی است که به تازگی تخصص خویش را اخذ کرده و به طبابت در یک درمانگاه شبانه روزی مشغول است. او به بیان کمبودهای اقتصادی و تنگناهای مالی اش پرداخت و این که در طول تحصیل کارهای پاره وقت را بدون در نظر گرفتن گرایش خود  انجام می داد، چون هدفی بزرگ داشت. او شاغل بودن در بخش خدمات اجتماعی را یکی از بزرگترین شانس های زندگی اش می داند و با این که هنوز جوان است، اما آینده ی مالی خوبی را در پیش دارد. او با بیان این که دوستان همجنسگرایی داشته که بعد از پایان دوران دبیرستان نتوانستند ادامه ی تحصیل بدهند، اضافه می کند که به عقیده ی او، دلیل آن عدم آگاهی آنها از هویت جنسی و ارجح دانستن روابط جنسی و آزادی ایجاد رابطه است. او از این که تعداد زیادی از همجنسگرایان بین 25 تا 35 سال از کار و زندگی مناسبی برخوردار نیستند ، اظهار تأسف کرد. باید گفت که پدیده های دیگری نیز که زاییده ی شرایط بد اقتصادی کشورند که غالب اقشار را تحت تأثیر قرار داده و در انتظار همجنسگرایان است، نظیر روسپی گری.

به علت محدودیت های خاص همجنسگرایان بخصوص گی ها، در ایران، روسپیگری به عنوان منبع در آمد مختصر، رواج دارد. در میان دگرجنسگرایان نیز هستند کسانی که به دلایلی از عهده ی مخارج زندگیشان برنمی آیند و دست به تن فروشی و خودفروشی می زنند که این امر بیشتر در زنان دگرجنسگرا نمود دارد.

در بین همجنسگرایان نیز  تن فروشی به مانند روسپی گری دگر جنسگرایان راه مناسبی شده است برای داشتن درآمدی هر چند کوتاه مدت و ناچیز، اما راحت و بی نیاز به کار سخت بدنی. با آنکه روسپی گری بین پسران همجنسگرا و در بین جامعه ی کوچک همجنسگرایان زمان کوتاهی است که نمود پیدا کرده، اما تعداد قابل توجهی حتی در شهرستان های دور از مرکز دست به این کار می زنند.

شنیدن این معضل از زبان یکی دیگر از همجنسگرایان که شغلی آزاد داشت، باعث تعجب من شد.

شاهین یک گی است که در بازار یکی از شهرستان های جنوب غرب، بوتیک کوچکی دارد. او در این بوتیک لباس های تین ایجری برای فروش دارد. شاهین از کارش راضی است و مشتری های ثابتی هم دارد اما وضعیت همه ی همجنسگرایانی که در این شهر دور از مرکز زندگی می کنند به این صورت نیست .

بعد از ظهر یک روز خنک پاییزی به بوتیک او رفتم تا با هم صحبتی داشته باشیم. مانکن های زیبایی که در گوشه ی بوتیک جا خوش کرده بودند آدم را یاد مدل های گرانقیمتی می اندازد که در سالن های fashion اروپا و امریکا برایشان سر و دست می شکنند.  شاهین به چند مشتری می رسد و بعد متوجه ی من می شود.

لبخندی می زند و به طرفم می آید. به او می گویم که قصد خرید ندارم و در مورد وضعیت مشتری های  همجنسگرای او می پرسم.

او  از دوستانش می گوید.

-         می دونی من دوست گی زیاد دارم و اکثراً هم مشتری های ثابتم هستند. سعی می کنم با همه یه جور برخورد داشته باشم اما خوب نمیشه... اکثر دوستای گی من بیکار هستند...

-         یعنی منبع درآمدی ندارند؟

-         بله درواقع همینطوره ... حالا این مشکل برای همه هست... برای ماها که بیشتر هم هست با مشکلاتی که ماها داریم...

-         مثلاً چه مشکلی؟

-         خوب آدم های محل کار... یا کارهایی که درتوان ما نیست... دیدی تا بحال یه گی بره کارگر ساختمونی بشه؟ یا این که توی محیط های اداری و کارمندی، گی ها اصلاً طاقت نمی آرند... تازه این برای کسانی صدق می کنه که خانواده های خوبی دارند و یا با فرهنگ خاصی بزرگ شده اند. خیلی ها رو دیدم که اصلا نمی دونن گی هستند یا نه اما بازم حاضر نیستند یه کار دایم داشته باشند.

-         خوب کارهای زیادی هست که بشه انجام داد مثل کار خود تو...

-         بله... اما سرمایه می خواد... خودت می دونی که گی ها هر کاری انجام نمی دن...

-         یعنی ایرادی هستیم ؟!

-         تقریباً ...خود من خیلی از کارها رو قبول نمی کردم تا وقتی که این بوتیک رو باز کردم...

-         با مشتری های گی ات چطوری برخورد می کنی؟ اون هایی که بیکارند رو می شناسی؟

-         خوب من خیلی رعایتشون می کنم بعضی وقت ها به قیمت خرید جنسی رو بهشون می دم.

-         اینجوری کمکی هم کرده ای... نه؟

-         درسته اما خوب باید یه کار اساسی کرد... می دونی کسایی رو می شناسم که به خاطر پول هر کار می کنن...

-         راستی؟ من که ندیدم.

-         اما من دیدم توی همین بولوار... که بری خیلی ها رو می بینی که اتو می زنن البته اینجا مثل تهران نیست که به راحتی این کار رو بکنن اما خوب دست کمی هم نداره ... چرا؟... به خاطر پول... اکثراً برای سکس پول می گیرند... حتی برای یه اورال توی یه ماشین...

به چشم های من که از حدقه در آمده نگاه کرد و خندید.

-         مثل روسپی ها؟

-         دقیقاً. روسپی بودن که شاخ و دم نداره... من فکر می کنم به خاطر بیکاری و وضع بد اقتصادیه که اینها تن به این کار میدن... تو فکر می کنی چرا باید کسی بهترین احساسش رو برای پول حروم بکنه؟ شاید هیچ کس دلش نخواد یه سکس بی عشق و علاقه داشته باشه اما من کسایی رو می شناسم که  میک آپ می کنند در حالی که اصلاً نیاز به این کار ندارند و به تن فروشی رو آوردن به علت نداشتن درآمد و یا کار...

 

****

به راستی جواب این سؤال را چه کسی می داند و در واقع مقصر اصلی کیست؟ تجارت سکس گرچه در ایران آنطور که در کشورهای دیگر همچون کشورهای حاشیه ی خلیج فارس مشهود نیست و یا به دلایل سنتی در دایره ی زنان روسپی خلاصه شده است، اما حقیقتی است که وجود دارد.

بحث های رفتار شناسی همجنسگرایان در ایران موضوع تازه ای است که نیاز به بحث های کارشناسانه و طولانی دارد و با نوشتن یکی دو مقاله و نوشتار دردی دوا نمی شود.

گرچه اشکالات بزرگ فرهنگی در جامعه ی ما رو به رشد است و این مختص هر جامعه ی رو به رشدی است که تنوع فرهنگی از خوب تا بد را در خود جا دهد، اما قشر همجنسگرا بیشتر از 5 درصد (با خوشبینی زیاد البته) در ایران را شاید تشکیل ندهد، پس آشناسازی این قشر با فرهنگ همجنسگرایی و تشویق آنها به تحصیل و فرا گرفتن مهارتی فراخور تواناییشان به نظر نمی رسد کار سختی باشد.

به نظر می رسد با توجه به تلاش هایی که در شناخت هویت جنسی افراد از طرف نشریات اینترنتی و افراد خاص شده است، و از آنجا که ما ایرانی ها یا از این طرف بام می افتیم یا از آن طرف، همجنسگرایان هویت جنسیشان و گرایش به همجنس را در وحله ی نخست قرار داده اند و آن را معیاری برای کارهای بعدی و فعالیت هایی که می خواهند انجام دهند، در نظر گرفته اند. همین موضوع باعث می شود نتوانند هر کاری را حتی اگر در آن تخصص دارند، به راحتی بپذیرند و در هر محیطی کار نکنند. در حالی که همجنسگرایان می توانند یک گی و یا یک لزبین باقی مانده و در محیط های رسمی با هتروسکشوال ها کار کنند، چرا که اکثریت جامعه را هتروسکشوال ها تشکیل می دهند و ما نمی توانیم منتظر باشیم تا جامعه ای که همه ی آنها هموسکشوال هستند تشکیل شده و آن وقت به راحتی فعالیت کنیم و دست به کارهای بزرگ بزنیم!

مطمئن باشید کارهای بزرگ در محدودیت انجام می پذیرد. با محدودیت هایی که ما داریم می توانیم یک همجنسگرا باقی مانده و بدون آن که هویت جنسی مان را جار بزنیم به کار و زندگی روزمره و عادی مان بپردازیم و سر لوحه ی کارهامان را همجنسگرایی قرار ندهیم.

انجام کارهای فرهنگی که امروزه روز رو به رشد است و با وجود این که  همجنسگرایان زیادی قبل از این که کسی برایشان نسخه ای بپیچد در حال دستیابی به خواسته ها و آمالشان هستند، اما همین فعالیت های فرهنگی نیاز به سازماندهی و برنامه ریزی برای قشری دارد که هنوز مشکلات زیادی سر راه دارد.

وضعیت بد اقتصادی در ایران مختص یک قشر خاص نیست. طبقه ی متوسط سال هاست که دست به گریبان این موضوع است و البته از آن جایی که بیشتر همجنسگرایان در ایران متعلق به قشر متوسط هستند باید توجه داشت که تنها با تلاش مضاعف و ادامه ی تحصیل و در صورتی که امکانش نبود با فرا گرفتن فنی که درخور شأن و شخصیت فرد باشد سوای موضوع همجنسگرایی منبع درآمدی برای خود بسازند.

این خود همجنسگرایان هستند که باید بدون این که منتظر باشند تا معجزه ای از آسمان برایشان نازل شود، با توجه به اهدافی که در زندگی برای خود در نظر گرفته اند، دست به فعالیت های اقتصادی زده و آینده ی خود را روشن کنند.

 

واراند دی ماه 1385

 

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر عنوان "نشریه چراغ، سازمان دگرباشان جنسی ایرانی" آزاد است .

سازمان دگرباشان جنسی ایرانی مسئولیت  رسانه هایی که از این مطالب استفاده می کنند را بر عهده نخواهد داشت