|
عمر تاریخ ادبیات برابر است با عمر تاریخ
اروتیسیسم. دوران رمانتیک سرشار از نوشته ها و اشعار عاشقانه -
با یا بدون مبتذلات عامیانه و روزمره - است. آثار اروتیسم مختص
به جامعه ی خاصی نیست. از نقاشی های دیواری و اشعار نوشته شده
بر دیوار های کاتولوس رومی و دیگر تمدن های بزرگ گرفته تا آبرنگ
های ژاپنی مخالف اخلاق، همه شواهدی از اروتیسیسم ادبی اند. پیه
ترو آرتینوس اولین پونوگراف اروپائی دوره رنسانس (1500) بود. او
به "شلاق زن بزرگ" مشهور شده است. اما اروتیسیسم اروپا در نیمه
دوم قرن هیجده با نویسندگانی چون رِستیف د لا برتون، مارکیس د
ساد، و ای آر ای د ندسیا، و در کشور سوئد سی ای ارِن ِ نقاش، اوج
گرفت.
قرن گذشته موج دوم ادبیات اروتیسیسم اروپا را با
خود به همراه داشت. به طور مثال در کشور آلمان در اوایل قرن
نوزده سیل کتاب های اروتیک به بازار آمد. سال 1960 سال ِ رونق
بازار و سال ِ شکستن سد های شرعی و قانونی و در نتیجه سال قبول
اروتیسیسم ادبیات بود. در سال 1965 انتشارات کوچک سوئدی با نشر
ترجمه های اروتیک به ارائه ی ادبیات اروتیک پرداختند.
اروتیسیسم ادبی تنها پرداختن به متون سکسی و لذت
بخش نیست.
«سرگرمی» شاید یک وجه از وجوه مختلف این آثار
باشد. آثار فوق گاه با طرح مسائل اجتماعی به خواننده اطلاعات می
دهند. گاهی به نظام مردسالارانه قوت بخشیده و شدیدأ ضد زن می
شوند. گاه نورم ها و تابو ها را در هم شکسته و بدین طریق نظم
خفقان آور مرسوم را در هم می شکنند. گاهی کنسرواتیو و گاهی
رادیکال وی مخلوطی از ایندو هستند.
کتابخانه ها به پاس حرمت مقام خود می بایستی
آرشیو ادبیات اروتیسیسم داشته باشند. از میان کتابخانه های قدیمی
که دارای بخش ادبیات اروتیسیسم هستند می توان از
L’Enfer
در کتابخانه ی ملی پاریس،
بریتانیا،
Private Case
، و کپنهاک نام برد. کتابخانه مرکزی سوئد،
Gemmeتا
سال 1937
فاقد بخش ادبیات اروتیسیسم بود. ماه می آن
سال این کمبود شرم آور با گشایش بخش مخصوص ادبیات
اروتیسیسم از میان رفت. اُسکار آدولف بوری استروم (1877- 1945)
با انتشار مجموعه آثار اروتیسیسم از
سراسر جهان و از سال 1500 به بعد، در 1312 جلد
حدود چهل دو قفسه ی این کتابخانه را به خود اختصاص داده است.
بورگ استروم علاوه بر این مجموعه "اشیاء و آثار اروتیک" متعددی
به موزه ی ملی سوئد تقدیم کرده است.
برخورد ما به اروتیسیسم در زمان معاصر کماکان
همانگونه است که بوده. ما ادبیات اروتیسیسم را به عنوان یک پدیده
به بحث می کشیم . آنالیز و تجزیه و تحلیل می کنیم. به آن حمله
می کنیم. آن را رد می کنیم. از آن دفاع می کنیم. اما وقتی پای
مجموعه ی بورگ استروم به میان می آید یک امر آشکار و مبرم است و
آن اینکه این مجموعه هدیه ای است به ما و برای ما. هدیه ای با یک
وجه مشخصه ی بسیار مهم - چیزی که اغلب فراموش می شود، یعنی صورت
تاریخی اروتیسیسم. امروزه ما شاهد بیش از هزار عنوان از متون
اروتیک پانصد سال اخیر هستیم: آنها حلقه های سال ها هستند گرد ِ
بلوط پیر.
وجه مشخصه ی مجموعه ی بورگ استروم تنوع متون و
عکس هاست. کتاب ها حاوی تصاویر پیش پا افتاده ی پورنوگرافی،
سخنرانی های دوران کلاسیک (1500)، ولتر، سکسولوژی 1900 آلمان،
غزل های عاشقانه، شرح فحشاء، سادیسم، همجنس گرائی، پدوفیلی (بچه
بازی)، استغناء و تصاویر دختران برهنه می باشند. و بدین ترتیب
مجموعه ی بورگ استروم تصویری جامع از گوناگون بودن خواسته ها و
مسائل جنسی به دست می دهد. و خلاصه ی کلام: آنکه از بیماری
"گذشته بهتر بود" رنج می برد، با خواندن این مجموعه شفا می یابد.
اما اینجا یک سؤال ذهنم را به خود مشغول می کند:
به راستی بورگ استروم چگونه به اینهمه دست یافت؟ او کجا اینهمه
کتاب را خریده بود؟ صاحبان اولیه کتاب ها چه کسانی بودند؟ (
اینجا نام چند کتاب به عنوان نمونه آورده می شود). کتاب های
کلکسیونر بزرگ آدم هورن ( 1717 -1778) و گوستاو هلنستیرنا ( 1741
–
1813 ) که با کتاب خاطراتش "ماجراهای عشقی من" (چاپ 1972 . حاوی
شرح تجاوزات او به دختران کلفت است) مشهور شد، هدویگ اولریکا د ِ
گیر ( 1752- 1813 )، گوستاو الِنورا لیندال ( 1769
–
1840 دختر سی سی یورل ول )، چند جلد از کارل گوستاو پانزدهم شاه
سوئد (1826
–
1872) که به خاطر علاقه اش به اروتیسیسم مشهورشده است، از جمله
کتاب های این مجموعه است.
...
آنچه برای من جالب است نوع پونورگرافی های
وطنی(سوئدی) است، که متأسفانه در این مجموعه اندک است. بورگ
استروم تصاویر بسیاری از ادبیات اروتیسیسم فرانسه به دست می دهد
. تنها در تصاویر اشیاء اروتیکی ِ وارداتی " مایندگی هنر
فرانسه" و "نشر لوند بری" و زندگی شبانه در " رُسوندا" می توان
به بخش کوچکی از پورنوگرافی های سوئدی دست یافت.
از آثار به جا مانده ی ِ ادبیات اروتیسیسم و
عنوان های به بازار آمده ی قرن نوزده که بیشتر مایه ی تفریحی
دارند، می توان از کتاب "چکامه ای برای همه مادر ها" (1839)،
"مسالینا" ( 1851 )، "اینگونه می توان ولش کرد" ( 1863) و.. نام
برد.
به طور کلی می توان گفت که علاقه ی مردم به
اروتیسیسم در سال های اولیه جنگ به اوج خود رسید. سال 1910، سال
زوال شاعری و سال پا گرفتن هموسکسوالیته و موج کتاب های سکسی–
تفریحی تا سال های 1950
–
1960 حکایت از انقلابی جنسی می کند.
هرالد بورن اولین کتابداری است که در مقاله ای
اسکار آدلف بورگ استروم را اینگونه معرفی می کند: آدلف بورگ
استروم متولد نهم دسامبر 1877 در شهر نی شوپینگ بود. او بسیار
ساده و بی تجمل می زیست. کم خوراک بود. به نظر بسیار با هوش می
آمد. در اپرا دستی داشت. زاهد و گوشه نشین بود و با دوستان
معاشرت نمی کرد . عزب زیست و عزب از دنیا رفت. شغلش تا سال 1913
گارسونی بود. سال 1913 به عنوان فراش "خانه سالمندان دولت" واقع
در خیابان اِنگلبرک 5-7 استخدام و صاحب اتاق کوچکی در همان
ساختمان شد. سال 1937 بازنشسته شد و تا سال مرگش (سی یکم جولای
1945) در سودر ملم (واقع در استکهلم) به سر برد.
...
از میان آثار به جا مانده ی بورگ استروم می توان
از نامه هایش به جرج اک، کتابفروش آلمانی نام برد. محتوای یکی
از این نامه ها (متعلق به دسامبر 1921) شرح توقیف کالاهای
خریداری شده بر سر مرز و باز گشت آنها به صاحب اصلی شان است.
به نظرمن بعید می رسد که بورگ استروم زندگی ساده
و بی تجملی داشته است. تهیه چنین کلکسیونی به تنهائی و بدون پول
کلان امکان پذیر نیست. بنا به شواهدی چند احتمال می رود که
سرمایه گذاری این کلکسیون توسط اسورید ویگرت ریاضیدان ( 1871-
1941 ) که نامش به عنوان وارث در ورثه نامه ی بورگ استروم
(1925) آمده، باشد. نام ویگرت در پائین یکی از قبض های ارائه
شده متعلق به سال 1927 آمده است. ویگرت در پانزدهم اکتبر 1871،
در شهر استکهلم، در خانواده ی ثروتمندی به دنیا آمد. پدرو مادر
ویگرت خیلی زود دار فانی را وداع گفتند و بدین ترتیب ویگرت به
همراه برادرش آگوست عزب و بدون فرزند، صاحب ارث هنگفتی شدند.
از اسناد موجود اینگونه بر می آید که ویگرت و
بورگ استروم از سال 1913 تا 1915 همخانه بوده اند. گویا ایندومرد
علاوه بر اروتیسم هردو به اپرا علاقه داشتند، چیزی که آنها را به
هم پیوند می داد. گفته می شود که ویگرت مرتبً به سالن های نمایش
اپرا می رفته و در حین گوش دادن به اپرا به ریاضیات می اندیشیده
است. او دو بار در سال های 1916 و1921 در بیمارستان روانی
کُنرادسبری واقع در "ماریه بری" که به "قصر دیوانه ها" مشهور بود
بستری شد. ویگرت ریاضیدان عمرش را صرف آنالیز تئوری های ریاضی و
فنوکسیون ها کرد. و همچنین گفته می شود او استاد بی جیره و مواجب
دانشگاه استکهلم بود و زندگی اش را با ارث پدری می گذراند. ویگرت
هرگز به فکر دریافت درجه ی دکترا نیفتاد، اما در سال 1927 از طرف
دانشگاه اپسالا و 1928 از طرف دانشگاه استکهلم دکترای افتخاری به
او داده شد.
مقایسه ی آثار بورگ استروم و ویگرت نشان می دهد
که بورگ استروم در صدد نشان دادن سرنوشت مردی است که به خود
اجازه داده است زیر نفوذ زن برود. در حالی که ویگرت مرد آزاد
نیچه ای را ترسیم می کند که پشتش را به زن یا مادر و بردگی
مسیحیت کرده است.
ضدیت با مسیحیت، ضد زن بودن، اپرا و پورنوفیلی و
دو مرد عزب از دو طبقه ی مختلف اجتماعی که مدتی را زیر یک سقف
گذرانده اند، با هم در یک عشق متحد می کند : عشق به اپرا و
اروتیسیسم.
و امروز معمای هفتاد ساله رو به حل شدن است و
تاریخ در حال نوشتن دوباره. آنچه باقی می ماند به راه انداختن
نمایشگاهی است از مجموعه بورگ استروم و گشودن دری به روی مردم و
محققان.
استهکلم. 29 اکتبر 2006
-------------------------------------------
این مقاله به تاریخ
بیست و نهم ماه اکتبر
2006 در روزنامه ی سونکا داگ بلادت
منتشر
شده است.
SvD
کارل
–
میشل ادنبورگ فیاسوف و محقق تاریخ اندیشه است. این مقاله مفصلاً
و به همراه تصاویر و پانویس های مفصل در بیل لیس به چاپ رسیده
است. اسامی:
Carl – Michael Edenborg - Catullus – ”Furste gisslaren” –
Pietro Aretine – Restif de la Bretonne – Markis de Sade – ARA
de Nerciat – CA Ehren – Oscar Adolf Borgström- Voltaire –
Adam Horn – Gustaf Hallenstierna –– Hedvig Ulrika – Gustava
Elenora Lindahl – Karl XV – Råsunda –– ”Messalina” – Haralf
Bohrn – Nyköping – Engelbrektsgatan – Södermalm- Georg Ecke -
Severin Wigert – August – Konradsberg- Marieberg - Uppsala –
Biblis-
یک توضیح : ترجمه بالا بخشی منتخب از مقاله درج
شده در روزنامه سونکا داگ بلادت است. علت حذف بخش ترجمه نشده
وفور نام ها و سنگین شدن متن است. رباب محب

Severin Wigert
1871- 1941

کتاب ویگرت

نقاش گمنام . چاپ هلند1797 . آمده در جلد اول
مارکی د ِ ساد
”Justine& Juliette ”

Oscar Adolf Borgström- 1877 –
1945

کتاب بوری استروم
|