|
اقلیت های جنسی در دنیای امروز و جوامع مدرن نیز
با مشکلات بسیاری مواجه هستند. با وجود کوشش هایی که برای احقاق
حقوق همجنسگریان و دو جنسگرایان به انجام می رسد هنوز نسبت به
این گرایش ها کاملا عادی برخورد نمی شود. پسران ودخترانی که
گرایش جنسی متفاوت خودشان را به خانواده اعلام می کنند با
دردسرهای فامیلی مواجه می شوند، برخی از خانواده ها نمی توانند
نسبت به گرایش فرزندانشان بی تفاوت بمانند و موضع منفی می گیرند.
اما جوامع امروزی به خصوص نسل امروز دارد به تدریج می پذیرد
که این
گرایش هم طبیعی است و برخی انسان ها بی آن که مشکل روانی داشته
باشند به طور طبیعی ساختمان بدنیشان به گونه ایست که گرایش
عاطفیشان به همجنس است. وقتی اقلیت های جنسی بدون مخفی کردن هویت
جنسی خود در احتماع حضور یافتند مشخص شد که اقلیت های جنسی هم به
گونه ی دگرجنسخواهان انسان هایی هستند با موقعیت های اجتماعی
متفاوت- بسیاری از برجستگان سینما ،ادبیات، شعر، موسیقی، سینما،
باله ... و بسیاری از مردان و زنان مشهور دنیای سیاست،
همجنسگرایند. اما در گذشته این تصور را دامن می زدند که
همجنسگرایان جمع محدودی از افراد هوسران و منحرف هستند. در ایران
همجنسگرایان مرد را بچه باز و یا اوا خواهر، بچه مزلف... می
نامیدند و اگر خیلی می خواستند نسبت به این جمع محبت کنند اینان
را بیمار می دانستند و تصور می کردند که باید فکری برای
مداوایشان داشت. اما در اروپا و امریکا و... که آشکار سازی عواقب
خطرناک ندارد بسیاری از همجنسگراها به جای کتمان گرایش خود،
تمایل جنسی شان را اعلام می کنند (در مورد آشکار سازی نیز مبحثی
در چراغ گشوده شده است) برای نمونه وو رایت
wowereit،
شهردار برلین، که سمتی مهم محسوب می شود، از پشت دوربین تلویزیون
همجنسگرا بودن خود را اعلام می کند، و آته ویل، گوینده ی مشهور
خبر برنامه دوم تلویزیون آلمان، یک لزبین شناخته شده است. علاوه
بر اینها در آلمان قانون ازدواج همجنسگرایان تصویب شده که هر چند
کاملاً با ازدواج های دگرجنسخواهان مطابقت ندارد اما در بیشتر
موارد عیناً همان حق و حقوق از جمله ارث را در برمی گیرد. در
دیگر شهرها و کشورها هم به تدریج قوانینی به نفع همجنس گرایان
تصویب می شود، هرچند کلیسا، به خصوص کاتولیگ ها ودفتر پاپ تفاهمی
با این امتیاز ها ندارد. علیرغم میل کلیسا روند عادی شدن روابط
همجنسخواهان سیر صعودی را طی می کند.
اماموقعیت اقلیت های جنسی در جوامع اسلامی تأسف
بار و فاجعه آمیز است. چون قصد نگاشتن مقاله ای تحقیقی را ندارم
حرف هایم را خلاصه می کنم به موقعیت این انسان ها در حکومت به
غایت مرتجع و سرکوبگر اسلامی. در قانون اساسی جمهوری اسلامی
مجازات همجنسخواهی مرگ است، بخش باند دوم خرداد رژیم، که خودشان
را مترقی هم می نمایانند، درتورهای جهانی خود وقتی در باره ی
نحوه ی رفتار با همجنسگرایان از آنها سئوال می شود به نوعی از
زیر جواب شانه خالی می کنند. آقای اکبر گنجی هم که خودش را رهبر
جنبش جا زده است به همین شیوه رفتار می کند. یا خانم شیرین
عبادی، بی آنکه به شیوه ی همیشگی اش به قوانین ارتجاعی جمهوری
اسلامی ایراد بگیرد
–
سخت بودن اجرای این قانون را برجسته می کند. ( همین شگرد را در
مورد قانون وحشیانه ی سنگسار هم به کار می برد) خانم عبادی
درمورد بازگرداندن پناهندگان همجنسگرا در هلند به جمهوری اسلامی،
می فرمایند: همجنسگرايان ايراني بدون مشکل ميتوانند به ايران
مراجعت کنند. "اگر من به قانون ايران نگاه کنم، امکانش هست. دست
کم در صورتي که توسط يک دادگاه در ايران ثابت نشده باشد که عمل
دخول انجام گرفته. اگر دخول اثبات نشده باشد، آنها به راحتي
امکان بازگشت دارند حتي اگر در هلند اعلام کرده باشند که
همجنسگرا هستند. آنها با اين کار هيچ قانوني را زير پا
نگذاشتهاند." با این تعبیر رندانه حکم اعدام در فرامین ارتجاعی
اسلامی را تطهیر می کند. خانم نوبلی همچنین اظهار می دارند:
در ايران حکم عمل لواط بين دو همجنسگرا اعدام است
اما کسي که اعلام کند که همجنسگرا ست قانون را زير پا نگذاشته
است. (نقل نشریه چراغ از شیرین عبادی) تفکر اینان هیچ تفاوتی با
دیگر ملی/مذهبی های جمهوری اسلامی ندارد، و در ته دلشان همان
خواست باندهای درون رژیم را آرزو می کنند یعنی اعدام اقلیت های
جنسی.
در این موقعیت زنان و مردان همجنسخواه داخل
ایران بسیار شرایط پیچیده ای دارند. اکثراً تن به ازدواج اجباری
می دهند و بعد از چند ماه، با اختلاف شدید خانوادگی، مجبور به
جدایی از همسر می شوند بی آنکه قادر باشند زبان بگشایند و دلیل
اصلی ناکامی حانوادگیشان را اعلام کنند. همه آنها مجبورند هویت
جنسیشان را مخفی کنند. زندگیشان با ترس و اضطراب همراه است. در
این شرایط است که توجه و انعکاس صدای همجنسگرایان، به خصوص آنان
که اسیر جمهوری اسلامی هستند و هر روز و هرلحظه خطر مرگ جانشان
را تهدید می کند، اهمیت ویژه ای دارد. در این شرایط حضور و
فعالیت سازمان همجنسگر ایان
–
رادیو رها و نشریه چراغ را باید به فال نیک گرفت. کوشش برای
انعکاس خواست ها و برنامه های همجنسگرایان چند سال پیش با نشریه
ی هومان آغاز شد و از این نظر کار هومان به عنوان آغازگر توجه به
مسایل همجنسگرایان ایرانی ارزش بسیار داشت. این نشریه که با زحمت
بسیار در سوئد چاپ می شد، نمی توانست صدایش را به راحتی به داخل
ایران برساند، اما چراع در زمانی کارش را آغاز می کند که دنیای
اینترنت از مرز ها عبور می کند و سایت دگرباشان جنسی ایرانی،
قادر می شود در شرایطی که اکثر سایت ها فیلتر می شود با ارسال
ایمیل با هزاران کاربر در ایران در تماس باشد. این امر بسیار
مهمی است که بتوان مدافع و یاری دهنده انسان هایی بود که به خاطر
نوع حس و عاطفه شان اسیر یک حکومت فاشیستی( نازی ها هم
همجنسگرایان را آزار می دادند و به مانند یهودیان و چپگرایان
آنها را محکوم و معدوم می کردند) مذهبی/ارتجاعی اسلامی مانده اند
. همکاران چراغ در حرکت ها و فعالیت های سیاسی حضور فعال دارند،
و علاوه بر آن حمایت از حقوق پناهندگان بخشی از کوشش های ارزنده
ی سازمان همجنسگرایان ایرانی، پی. جی. ال. او. است .نشریه چراغ
حرفه ای منتشر می شود
–
صفحه ی اول طراحی زیبایی دارد که کار یکی از همجنسگرایان است،
دیگر صفحات نیز با ذوق و سلیقه تنظیم شده است–
مباحث و مسایل با وسواس و دقت انتخاب می شود. شعر، قصه، مباحث
اجتماعی، سینما، تئاتر و... از بخش های دیگر این نشریه است. در
یکی از بخش های مجله مسایل مربوط به آمیزش جنسی مطرح می شود، در
مقاله ی سکس سالم (آرشام پارسی شماره 23) مسایل جنسی و بیمارهای
جنسی، با زبان باز، شکافته می شود چرا که نمی شود این مسایل را
با رعایت ادب و نزاکت متداول برای خواننده تشریح کرد. به کار
بردن واژه های معادل لاتین برای آلت جنسی مرد و زن یکی از راه
هایی است که ما ایرانیان برای رعایت ادب و نزاکت در مباحث پزشکی
پیش گرفته ایم. اما در این مقاله این مسایل باز و بدون پرده پوشی
شکافته می شود. باید بیاد داشته باشیم که نخستین بار در نشریه ی
مترقی قاصدک (سردبیر :آزاده سپهری) این تابو شکسته می شود، که
البته با واکنش منفی ناموس پرستان! با نزاکت! مواجه گردید. به هر
حال آموزش نحوه ی ارتباط جنسیٍٍ، با زبانی باز، با توجه به گسترش
بیماری ایدز، و برای آگاهی رساندن به جوانان داخل ایران، نه فقط
برای همجنسگرایان بلکه برای دگرجنسگرایان نیز مهم است.
حرف آخر اینکه چراغ نسبت به کلیت رژیم جمهوری
اسلامی موضع مشخص دارد چرا که مبارزه برای احقاق حقوق و کسب
آزادی برای انتخاب نحوه ی تمایل عاطفی، جدا از به دست آوردن
آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی مردم در بند ایران نیست و تا
این رژیم ساقط نشود رسیدن به هر نوع خواست آزادی خواهانه امری
محال است.
بصیرنصیبی
7
نوامبر 2006-ز اربروکن /آلمانگ
www.cinemayeazad.blogspot.com
cinema-ye-azad@t-onlin.de
** بصیر نصیبی از سینماگران و نویسندگان ایرانی،
مقیم آلمان، و از جمله هنرمندانی است که پروژه های بسیاری را به
منظور پیشبرد سینمای ایران، در داخل و یا خارج از ایران، در دست
گرفته و با برنامه های بسیاری نیز همکاری کرده است. او از
بنیانگذاران "سینمای آزاد ایران" است و از سردبیران یازده
شماره مجله سینمای آزاد بین سالهای 1355 تا 1357 و نیز شانزده
شماره سینمای آزاد از سال 1996 تا 1998 بوده است. برای دریافت
کارنامه ی دقیق تری از بصیر نصیبی، و آشنایی با نظریات وی، به
سایت سینمای آزاد مراجعه می توان کرد.
خوشحالیم که از نظر مثبت دست اندرکاران هنر خارج
از کشور در روشنگری در باب دگرباشی جنسی برخورداریم.
|