نسخه اصلی نشریه چراغ فایل پی دی اف آن می باشد

 

شماره بیست و دوم

نوامبر 2006 - آبان 1385

 

 نشریه فرهنگی - اجتماعی چراغ

صاحب امتیاز:

سازمان همجنسگرایان ایرانی

مدیر مسئول: آرشام پارسی

شورای سردبیری:

ساقی قهرمان . شاهرخ رئیسی

ویراستار: ساقی قهرمان

صفحه آرا: آرشام

طراح: امیر حسین 

 

هشتادمین میلاد شاملو و هشتمین میلاد پایگاه اینترنتی‌اش

 

  پیش شماره بیست و یکم

 

پیش شماره بیستم

 

پیش شماره نوزدهم

 

پیش شماره هجدهم

 

پیش شماره هفدهم

 

ضمیمه پیش شماره هفدهم

 

پیش شماره شانزدهم

 

پیش شماره پانزدهم

 

ضمیمه پیش شماره پانزدهم

 

پیش شماره چهاردهم

 

پیش شماره سیزدهم

 

ضمیمه پیش شماره سیزدهم

 

پیش شماره دوازدهم

 

ضمیمه پیش شماره دوازدهم

 

پیش شماره یازدهم

 

پیش شماره دهم

 

ضمیمه پیش شماره دهم

 

پیش شماره نهم

 

ضمیمه پیش شماره نهم

 

پیش شماره هشتم

 

پیش شماره هفتم

 

ضمیمه پیش شماره هفتم

 

پیش شماره ششم

 

پیش شماره پنجم

 

ضمیمه پیش شماره پنجم

 

پیش شماره چهارم

 

پیش شماره سوم

 

پیش شماره دوم

 

پیش شماره یکم

 

 

 

  

سخت، ولی ممکن...

واراند

در ابتدای این نوشتار باید خاطر نشان کرد، که بحث بر سر جامعه ی هموسکشوال داخل کشور و همجنسگرایان خارج از کشور و جداسازی اهداف و ایده آل های آنان، هدف این نوشتار نیست، این بحث فرآیندی طولانی و قابل تأمل دارد که این مقاله مجال آن را ندارد. تنها باید متذکر شد که هدف نویسنده جداسازی این طیف به هم پیچیده در داخل و خارج از کشور نیست و اگر کمی معقولانه و منصفانه به این قضیه نگاه کنیم به خاطر شرایط حاکم بر کشور توقعات و انتظارات همجنسگرایان داخل کشور را باید بطور کارشناسانه مورد بررسی قرارداد تا هر اقدامی، نظرات و ایده آل های طیفهای گسترده همجنسگرایان در ایران را نیز در بر گیرد.

در روزهای پایانی شهریورماه گذشته، همگی شاهد بودیم دعوتی از سازمان همجنسگرایان ایرانی، که بعنوان نماینده ایران در سازمان جهانی ایلگا حضور دارد،  به عمل آمد تا در خصوص حقوق اقلیت های جنسی در ایران، در دومین نشست شورای جدید حقوق بشر در مقر دائمی سازمان ملل متحد در ژنو، حضور بهم رساند؛ استحضار دارید که دبیر کل این سازمان آقای آرشام پارسی در این نشست سخنرانی کرد .

از آنجا که در ایران تعداد قابل توجهی از دوستانم مشترک نشریه چراغ هستند و عده ی دیگری نیز وب سایت PGLO را هر از گاهی بازدید کرده و  با اهداف و برنامه  های جامع این سازمان آشنایی دارند، بر آن شدم تا در این خصوص با تنی چند از آنها که در جریان این اخبار قرار دارند، گفتگویی داشته باشم و نظرات آنها را بعنوان مشتی از خروار در این نشریه منعکس کنم.

این گفتگو نه در سطح یک گزارش خبری و نه در سطح یک نظر سنجی جامع می باشد، این گفتگوها بین دوستان و هم گرایش های هر از گاهی اتفاق می افتد و وقتی بهانه ای هم باشد پر مایه تر می شود که برای بالا بردن سطح آگاهی بسیار مطلوب است.

هدف هر برنامه و سازمانی این است که با رفع کاستی ها و کمبودها در جهت نیل به تکامل قدم بردارد و با توجه به این مهم، سازمان همجنسگرایان ایرانی نیز همواره با جویا شدن نظرات مشترکین و مخاطبین در این راه قدم های مثبتی برداشته است ولی صحبت با آنان  که در بطن جامعه زندگی می کنند و به قولی در دل فاجعه بسر می برند  و مطلع شدن از نظرات و ایده های مخاطب عام در رسیدن به نتایج و دستاوردهای دلخواه، مؤثرتر خواهد بود.

لازم به توضیح است زندگی همجنسگرایان در ایران اگر با فاجعه همراه نباشد دست کمی از آرامش قبل از طوفان نیز ندارد؛ سکون و بی تحرکی در میان همجنسگرایان داخل ایران خود نشانی از طوفانی است که اگر خود همجنسگرایان سعی در مهار آن نداشته باشند نتایج مصیبت باری به دنبال خواهد داشت. کتمان، و بیشتر اوقات تکذیب گرایش و هویت جنسی میان همجنسگرایان آرامش کاذبیست که همجنسگرایان ایرانی در داخل کشور و بعضاً در محافل خارج از کشور تجربه می کنند و  بزرگترین مانع حضور این جمعیت در اقلیت، در فعالیت های اجتماعی است. چه بسا بوده اند همجنسگرایانی که با COMINGOUT کردن احساس خویش، خطر کرده و هر عکس العملی رابه جان خریده اند،  اما شرایط باید طوری باشد که هر همجنسگرایی بتواند بدون ترس از این که اگر هویت جنسی اش فاش شد چه برخورد هایی از طرف جامعه را متحمل می شود، زندگی کرده و نیازی هم به اثبات طبیعی بودن احساس خویش نداشته باشد.

در راستای همین اهداف ( به نظر نویسنده ) این روزها موفقیت ها و دستاوردهای بزرگی در عرصه ی مبارزه برای احیای حقوق همجنسگرایان ایرانی و شناخت آنان بعنوان اقلیتی قابل توجه در ایران و البته خارج از ایران، را شاهد هستیم.

جدیدترین دستاوردی که در سایه ی تلاش همه ی همجنسگرایانی که به هر نوعی در راه آزادی اندیشه تلاش می کنند، به بار نشسته، دعوت از سازمان همجنسگرایان ایرانی برای سخنرانی در مقر سازمان ملل در ژنو است که دوستان و مشترکین عزیز همگی در جریان این امر قرار گرفته اید این مهم از آنجا قابل توجه است که برای نخستین بار در تاریخ مبارزه برای رفع تبعیض و احیای قوانین حقوق بشر مبارزان ایرانی، از یک سازمان ایرانی که عمده فعالیتش در مورد LGBT است دعوت بعمل آمده تا درمورد کاستی ها، تبعیض ها و ظلمی که در نهان به قشر آسیب پذیر هوموسکشوال و ترانسجندر می رود، سخن به میان آورد.

اما در داخل کشور عکس العمل های متفاوتی در این خصوص بوجود آمده که با کمی دقت و ریزبینی متوجه می شویم که قشر همجنسگرای داخل ایران زیاد به این گونه اقدامات خوش بین نیستند. چرا؟

این سئوالی است که طبعاً برای مدیران سازمان و دست اندرکاران برنامه ریزی برای این گونه محافل و شرکت در این مجامع پیش می آید که چرا قشر همجنسگرای ایرانی در داخل کشور زیاد به این گونه موارد خوش بین نیستند و نتایج حاصل از این فعالیت ها را  در دراز مدت می بینند و نسل کنونی همجنسگرایان اکثراً امیدی به این ندارند که نتایج این اقدامات را به چشم ببینند.

شاید عامل مهم این نوع نگاه به مسایلی از این دست، به خاطر تربیت و نگاه سنتی در میان ایرانیان است که هر گونه تلاش برای دستیابی به شرایط بهتر را منوط به فراهم شدن تمامی زمینه ها و مهیا شدن همه ی امکانات می بینند. در هر صورت بر آن شدم که با توجه به اهمیت موضوع و نوع نگاه همجنسگرایان سئوالی را که مدت هاست در ذهن دارم را مطرح کنم و نظر دیگر دوستان همجنسگرایم و جمعی دیگر را جویا شوم. سئوالی که مطرح  می شود این است :

 * اقداماتی که در راستای احیای حقوق بشر و حقوق اقلیت های جنسی در خارج از کشور برای جامعه ی هموسکشوال داخل کشور انجام می گیرد چقدر تأثیر پذیر است و فکر می کنید نتیجه ی اقدامات تا چه حد در جهت منافع همجنسگرایان و  رفع تبعیض ها می باشد؟

نظریه حداقل 75% جامعه ی آماری که مورد این سئوال قرار گرفتند این بود که این اقدامات تا زمانی که حکومتی به نام جمهوری اسلامی در ایران زمام امور را بدست دارد، راه به جایی نخواهد برد و یا این که این موارد نیز مثل تمام موارد نقض حقوق بشر در سال های قبل به بوته ی فراموشی سپرده خواهد شد و نتیجه ی دلخواه عاید نمی شود.

همگی می دانیم که مبنای حکومت و قانون اساسی در ایران بر اساس مذهب و شریعت پایه ریزی شده است و نمی توان حکومت را از دین جدا نمود. نظریه ای که باعث خانه نشین شدن قائم مقام آیت الله خمینی، آیت الله منتظری، در سال ها پیش شد، اما اظهارنظر ها در این خصوص ضد و نقیض بود.

با وجود آن که همه ی کسانی که مورد پرسش قرار گرفتند متفق القول بودند که با وجود حکومتی اسلامی ( هیچ کدام به وجود جمهوری در این حکومت اعتقادی نداشتند ) در ایران امکان فعالیت هایی به نام سازمان هایی با عناوین خاص در ایران وجود ندارد. اما عده ای بر این باور بودند که همجنسگرایان نباید در معادلات و  گروه بندی های سیاسی دخالت کنند وگرنه در آن گرداب پر حادثه اولین چیزی که فراموش می شود همجنسگرایانی هستند که امید به تغییر و تحولات اساسی اجتماعی دارند.

 محسن که یک هموسکشوال و دانشجوست عقیده دارد که نمی توان بدون آنکه منتظر برخورد نامناسب  جامعه بود بحث هوموسشکوالی را پیش کشید و خود را مطرح کرد. به نظر او نیازی به آفتابی شدن نیست و کارهای سیاسی نیز از عهده ی هر کسی بر نمی آید کما اینکه او عقیده داشت  سازمان هایی که از حقوق اقلیت های جنسی حمایت می کنند نباید در معادلات سیاسی شرکت کنند. او سیاسی شدن سازمان هایی مانند سازمان همجنسگرایان ایرانی را راه مناسبی برای بدست آوردن حقوق ضایع شده ی همجنسگرایان در ایران نمی داند و عقیده دارد سیاسی شدن نه تنها کمکی به پیشبرد اهداف این سازمان ها نمی کند بلکه باعث می شود بسیاری از همجنسگرایانی که امروز با اهداف سازمان هایی از این دست همگام هستند برای به مخاطره نیفتادن موقعیت و آینده ی خود از این سازمان ها رو گردان شوند.

بنیامین اما در یک شرکت کامپیوتری کار می کند و به خاطر کارش با دنیای مجازی اینترنت بسیار در ارتباط است. او عضو یک گروه حمایت از بیماران مبتلا به ایدز است و از این راه در بالا بردن سطح آگاهی جامعه در رابطه با ایدز و راه های پیشگیری از آن به ارضا نیازهای روحی و معنوی خویش کمک می کند. او با سایت PGLO آشنا است و مطالب چراغ و مجله ماها را به دقت مطالعه می کند، کمی مذهبی است و بنا به گفته ی خودش همین احساس مذهبی بودن در بسیاری از موارد باعث دوگانگی شخصیتش  با احساس هموسکشوالی و زندگیِ معنوی و روحانی اش می شود.

به نظر او کسانی که در راه حمایت از اقلیت های جنسی قدم بر می دارند ابتدا باید فرهنگ هوموسکشوالی را در قالب برنامه هایی که در دسترس همه باشد تهیه کرده و در وهله ی اول به شناخت افراد از خود و پیدا کردن راه های عملی و نه تئوری برای همخوان نمودن احساسات هموسکشوالی با احساساتی همچون مذهب و تدین کمک کنند. به نظر او این جنبه از فعالیت ها که در زمره ی فعالیت های فرهنگی محسوب می شوند از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و در کنار آن نیز با این که حکومت باید عوض شود تا هموسکشوالی در ایران مورد پذیرش عموم قرار بگیرد مخالف بود. چیزی که جالب بود این بود که بنیامین مدافع سرسخت اقدامات شرعی و مذهبی بدون در نظر گرفتن حقوق بشر در مورد تخلفاتی بود که در قانون اساسی و قوانین مجازات اسلامی وضع شده است و پابرجا ماندن بنیان جامعه را عمل کردن به این مجازات ها و پیروی از قوانین شرعی می داند و در کنار آن نیز برای خود حق داشتن پارتنر و شریک جنسی را نیز قایل می شود .

عده ای از دوستانم نیز مانند شهرام و سعید عقیده داشتند  تنها راه رسیدن به اهدافی که همجنسگرایان فعال در عرصه ی حقوقی دنبال می کنند کمک به اقدامی سریع برای براندازی حکومت اسلامی در ایران است و مثال می زدند که قبل از انقلاب همجنسگرایی همچون امیر عباس هویدا بدون آنکه در مورد هموسکشوال بودنش حساسیت وجود داشته باشد به خاطر لیاقت هایش در مقامی همچون نخست وزیری خدمت می کرد و گرچه از نظر فرهنگی و رشد آگاهی های عمومی جامعه در آن روزها در سطح ابتدایی و یا بی اطلاعی محض بود اما بازهم در مرکز، این نگرش وجود داشت که احساسات جنسی و گرایشات باطنی را با کار و موقعیت های اجتماعی در نیامیزند. به نظر هر دوی این دوستان تنها راه رهایی از قوانین مجازات اسلامی، براندازی حکومت اسلامی در ایران بود و سخت معتقد بودند که فعالان حقوق همجنسگرایان باید به سیاسیونی با ضریب فعالیت بالا تبدیل شوند تا بتوانند با گروه های مخالف حکومت در داخل و  خارج همگام شده و در  تغییر رژیم سهمی داشته باشند. 

حال با توجه به این موضوع و با توجه به این که هیچ گروهی از LGBT در دسته ها و گروه بندی های سیاسی قرار نمی گیرند و البته سازمان همجنسگریان ایرانی نیز اهداف سیاسی براندازی را دنبال نمی کند، نمی توان انتظار داشت که اقدامات همجنسگرایان در طیف ها و گروه بندی های سیاسی قرار بگیرد و از سازمان و اعضا آن سیاسیونی فعال بسازد و یا این که سازمان اهدافش را در راستای سرنگونی نظام قرار دهد و یا با گروه های اپوزوسیون در خارج از کشور همگام شود تا بتواند به اهداف از پیش تعیین شده اش دست یابد.

 تنها انتظاری که می رود این است که سازمان همجنسگرایان ایرانی (مانند همیشه )در برابر تغییر و تحولات سیاسی مواضع روشن و صریحی داشته باشد مانند موضع گیرهایی در مورد کشتار 24 آوریل و یا جریان تکذیب هولوکاست ، که خوشبختانه همجنسگرایان داخل کشور که این روزها در حال دقت کردن به تحولات سیاسی و اجتماعی اطراف خود هستند متوجه این اقدامات هستند و ابراز خرسندی نیز می کنند.  

مطمئناً نمی توان به انتظار نشست و سرنگونی حکومتی دیکتاتوری را منتظر شد. گرچه به نظر نمی رسد در کشورهای در حال توسعه حکومتی وجود داشته باشد که در جهت اهداف بشر دوستانه حرکت کرده و کعبه ی آمالش خوشبختی تمامی آحاد جامعه باشد.

تجربه نشان داده است که در کشورهای در حال توسعه با حکومت هایی به ظاهر منتخب، دولت ها همیشه سعی در سرپوش گذاشتن بر کاستی ها و ظلمی دارند که بر جامعه می رود و اقلیت های جنسی نیز به عنوان گروهی قابل توجه ( اگر بای- سکشوال ها و ترانسجندرها را نیز در این گروه به حساب بیاوریم ) که در معادلات اجتماعی و سیاسی در جامعه ناخودآگاه نقش مهمی بازی می کنند از این موضوع مستثنا نیستند. در نتیجه بهترین رفتار می تواند آن باشد که برنامه ریزان و صاحب نظرانی که در جهت منافع اقلیت های جنسی در ایران گام بر می دارند با حفظ موضع "ضد خشونت- ضد براندازی"، در راستای تخفیف مجازات های اسلامی وضع شده در ایران گام بردارند و از موقعیت های مناسبی همچون سخنرانی در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد بهره برده و مواضع روشن و صریحی اتخاذ نموده و توجه عمومی جامعه ی جهانی را معطوف به حقوق ضایع شده ی اقلیت های جنسی نمایند.

 

 ابتدای مهرماه 1385

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر عنوان "نشریه چراغ، سازمان همجنسگرایان ایرانی" آزاد است