نسخه اصلی نشریه چراغ فایل پی دی اف آن می باشد

 

شماره بیست و دوم

نوامبر 2006 - آبان 1385

 

 نشریه فرهنگی - اجتماعی چراغ

صاحب امتیاز:

سازمان همجنسگرایان ایرانی

مدیر مسئول: آرشام پارسی

شورای سردبیری:

ساقی قهرمان . شاهرخ رئیسی

ویراستار: ساقی قهرمان

صفحه آرا: آرشام

طراح: امیر حسین 

 

هشتادمین میلاد شاملو و هشتمین میلاد پایگاه اینترنتی‌اش

 

  پیش شماره بیست و یکم

 

پیش شماره بیستم

 

پیش شماره نوزدهم

 

پیش شماره هجدهم

 

پیش شماره هفدهم

 

ضمیمه پیش شماره هفدهم

 

پیش شماره شانزدهم

 

پیش شماره پانزدهم

 

ضمیمه پیش شماره پانزدهم

 

پیش شماره چهاردهم

 

پیش شماره سیزدهم

 

ضمیمه پیش شماره سیزدهم

 

پیش شماره دوازدهم

 

ضمیمه پیش شماره دوازدهم

 

پیش شماره یازدهم

 

پیش شماره دهم

 

ضمیمه پیش شماره دهم

 

پیش شماره نهم

 

ضمیمه پیش شماره نهم

 

پیش شماره هشتم

 

پیش شماره هفتم

 

ضمیمه پیش شماره هفتم

 

پیش شماره ششم

 

پیش شماره پنجم

 

ضمیمه پیش شماره پنجم

 

پیش شماره چهارم

 

پیش شماره سوم

 

پیش شماره دوم

 

پیش شماره یکم

 

 

 

  

درباره سازمان ما

 

سازمان همجنسگرایان آلمان و ما

 

سازمان همجنس گرایان آلمان (LSVD)  با ۳۰۰۰ نفر عضو، و در حدود ۷۰ سازمان که به عضویت آن درآمده اند، بزرگترین و پرنفوذترین ان جی او  همجنس گرایان در آلمان می باشد. این سازمان دارای قدرت وسیع در حوزه مطبوعات، و نیز ارتباطات سیاسی گسترده با پارلمان اروپا و نهادهای بین المللی است. در می ۲۰۰۶، با همت شاهرخ رئیسی، نماینده سازمان همجنس گرایان ایرانی درآلمان، ارتباط میان دو سازمان ایرانی و آلمانی برقرار گردید که منجر به آن شد تا این دو سازمان به عضویت افتخاری یکدیگر در آیند. همچنین مقدمات همکاری های بعدی میان PGLO و LSVD مهیا گردید. این دو سازمان ایرانی و آلمانی در جشن «کریستوفر استریت دی»، در ۲۹ و ۳۰ ژولای ۲۰۰۶، اقدام مشترکی به یادمان اعدام دو نوجوان در مشهد برگزار کردند که با استقبال و توجه مطبوعات و خبرنگاران آلمانی مواجه شد. ارتباط میان سازمان همجنس گرایان ایرانی با سازمان همجنس گرایان آلمانی توسط شاهرخ رئیسی، نماینده سازمان در آلمان و دبیر امور فرهنگی سازمان ادامه یافت، تا اینکه در ۱۳ اکتبر سال ۲۰۰۶، شاهرخ رئیسی به دلیل فعالیت هایش در کشور آلمان در دو عرصه دفاع از حقوق همجنس گرایان، و روشنگری در این زمینه، و نیز فعالیت در عرصه فرهنگی و هنری، بنا به تقاضای مدیر کل سازمان همجنس گرایان آلمانی، و با رأی تمامی اعضا، رسماً وارد هیئت مدیره سازمان همجنس گرایان آلمان (  - und Schwulenverband in Deutschland LSVD ben Les Der  ) شد. لازم به گفتن است که این نخستین باری است که یک ایرانی وارد بخش مدیریت سازمان همجنس گرایان آلمان می شود. شاهرخ رئیسی دبیر امور فرهنگی سازمان همجنس گرایان ایرانی و نیز یکی از دو سردبیر نشریه همجنس گرایان ایرانی(چراغ) می باشد او بیش از آنکه در محیط سیاسی بالیده باشد، در حیطه های فرهنگی و هنری فعالیت داشته است.  شاهرخ رئیسی که هم اکنون در شهر فرانکفورت زندگی می کند، معتقد است که دریافت این سمت و مسئولیت برای او از چند لحاظ حائز اهمیت است:

«نخست امکانی به دست می آورم که با قدرت و توان بیشتر برای دفاع از حقوق، و حقانیت پناهجویان همجنس گرا در آلمان مبارزه سیاسی بکنم. پناهجویان همجنس گرا در آلمان به شدت در معرض رفتارهای تبعیض آمیز دولت آلمان هستند و من بر اساس صحبتی که با مسئولین LSVD داشته ام، در دو سالی که در هیئت مدیره ایفای مسئولیت می کنم، در سطح کشور آلمان با هدف تأثیر گذاشتن بر قوانین کشور آلمان در ارتباط با مهاجران همجنس گرا، اکسیون های وسیعی خواهم گذاشت. از طرفی اکنون یکی از مهمترین معضلاتی که در کشور آلمان وجود دارد هماهنگ و سازگار کردن اجتماعات مسلمان موجود در کشور آلمان با فرهنگ و قوانین و دموکراسی آلمانی است. مسلمانانی که در کشور آلمان هستند درصد قابل توجهی را تشکیل می دهند و از کشورهایی چون ترکیه، ایران، افغانستان، پاکستان و یا کشورهای مسلمان آفریقایی می آیند. اینتگراتسیون یا سازگار ساختن این اجتماعات با فرهنگ و قوانین آلمان، یکی از بزرگترین مشغولیات ذهنی دولتمردان آلمانی در دهه گذشته را تشکیل داده است. بسیاری از این مسلمانان، با اینکه سالهاست در آلمان زندگی می کنند، و یا در همینجا به دنیا آمده اند، اما درونشان مملو از پیشداوری های غرب ستیزانه و متأثر از همان انگاره های خشک و ایستای مذهبی است. کودکی که در چنین خانواده هایی به دنیا بیاید و بزرگ شود، اگر همجنس گرا باشد، مشکلات عدیده بسیاری با خود و محیط خانواده اش پیدا می کند. من در نشست هایم با سازمان همجنس گرایان آلمانی، پروژه ای را مطرح کرده ام که بر مبنای آن سعی کنیم با این «اجتماعات موازی» مسلمان در آلمان ارتباط برقرار کنیم و دست به فعالیت های روشنگرانه بزنیم. آنچه در آلمان دهه ۸۰ در ارتباط با اقلیت های جنسی، به عنوان کار روشنگری انجام می گرفت، اکنون از موارد نیاز اجتماعات مسلمان مقیم آلمان است. من به مدت دو سال در هیئت مدیره سازمان همجنس گرایان آلمانی خواهم بود و در این مدت سعی در تدوین پروژه عظیمی دارم که به طور خلاصه شامل این ۳ بخش خواهد شد:

1-مبارزه سیاسی برای دفاع از حقوق پناهجویان هم- دوجنس گرا و ترانسجندر در کشور آلمان.
۲- ارتباط با محیط ایرانی و افغانی مقیم در کشور آلمان و روشنگری فرهنگی برای آنان در زمینه همجنس گرایی.

۳- انعکاس اخبار داخل ایران و موارد نقض حقوق اقلیت های جنسی داخل کشور ایران به محافل آلمانی با هدف تقویت فشار بین المللی بر سران حکومت ایران و تأثیر گذاشتن بر بهبود وضعیت زندگی اقلیت های جنسی داخل کشور.

جدا از همه این موارد که شاهرخ رئیسی بیان می کند، مسئولیت دو ساله ی او هیئت مدیره سازمان همجنس گرایان آلمانی فرصت مناسبی خواهد بود تا سازمان همجنس گرایان ایرانی و سازمان همجنس گرایان آلمانی با یکدیگر نزدیک شده و از اطلاعات و تجارب یکدیگر استفاده کنند.

 

 

       جنگ برای فردا

مصاحبه ای با آرشام پارسی از افدهر جاما (Afdhere Jama) سردبیر نشریه الحریه؛

 

چند سالی است که گروهی از دگرباشان ایرانی حرکتی را برای تغییر، به پشتیبانی یکدیگر آغاز نموده اند. از خارج و داخل کشورشان به دور هم جمع شده اند تا رفتارهای محافظه کارانه کشورشان را علیه اقلیت های جنسی و همچنین قوانین مجازات سنگین موجود را تغییر دهند. این گروه، سازمان همجنسگرایان ایرانی نام دارد. چندی است که یکی از اعضای این گروه چهره جنبش اقلیت های جنسی ایرانی شده است. اسم او آرشام پارسی است. خوش مشرب، شیرین و محترم با قلبی بی آلایش و نگران و دلواپس همه دوستانش است. این گوشه ای از مکاتباتی است که من با او داشته ام.

*****************************

جاما: کجا متولد شدی؟

آرشام: شیراز ایران

جاما: مسلمان هستی. درست است؟

آرشام: بله. مسلمان هستم. اما مایلم که به همه بگویم عقاید و باورهای من همانند مذهبی ها نیست. من همه ادیان را قبول دارم.

جاما: اولین باری که خودت را به عنوان یک همجنسگرا شناختی، کی بود؟

آرشام: هنگامی که حدود هشت یا نه سال داشتم.

جاما:  چه احساسی در آن زمان داشتی؟

آرشام: حس می کردم که من متفاوت از دیگران هستم چون من عاشق پسرها می شدم. ابتدا فکر می کردم که من مشکل دارم چون در اسلام همجنسگرایی طبیعی نیست. من شنیده بودم که خدا کسانی را که با همجنسان خود ارتباط جنسی داشته باشند را دوست ندارد. اول حس می کردم که گناهکارم و به همین دلیل بیشتر به مذهب روی آوردم. وحشتناک بود اما بالاخره احساسات خودم را شناختم.

جاما: رشد کردی. آیا به یاد داری که چیزهای منفی از مردم در رابطه با همجنسگریان شنیده باشی؟

آرشام: بله. زمانی که نوجوان بودم با پسردایی ام ارتباط جنسی داشتم. یک بار مادرم متوجه شد و بسیار با من صحبت کرد و موارد بسیار دردناکی اتفاق افتاد.

جاما: چه تأثیری بر تو داشت؟

آرشام: البته روابط جنسی من ادامه داشت. بعضی وقت ها تصمیم می گرفتم که باید این کار را متوقف کنم اما واقعاً نمی توانستم.

جاما: چه زمانی متوجه شدی که افراد دیگری همانند تو هستند؟

آرشام: خیلی بعد. اولین باری که به اینترنت دسترسی پیدا کردم در سایت گوگل به جستجو مشغول شدم. خیلی عالی بود چون افراد زیادی که مثل من بودند را یافتم. خیلی خوشحال شدم چون فکر می کردم که به جز من هیچ کس دیگر این گونه نیست.

جاما: آیا دوست پسر در ایران داشتی؟

آرشام: نه نداشتم. از زمانی که به فعالیت در زمینه حقوق اقلیت های جنسی مشغول شدم هیچ وقتی برای کارهای شخصی ندارم.

جاما: چرا اینقدر دوست داری به دیگران کمک کنی؟

ارشام: زمانی که فهمیدم من غیرطبیعی نیستم، به دیگران می اندیشیدم که چه سختی هایی را می کشند. می توانستم حس آن ها را بفهمم چون خودم نیز در آن شرایط بسر می بردم و آن را تجربه کرده بودم. پس خواستم که آن ها هم این احساس خوب را داشته باشند. به خودم گفتم من باید کاری کنم. اما نمی دانستم که چه باید کرد.

جاما: خب، چطور سازمان همجنسگریان ایرانی به وجود آمد؟

آرشام: اول با یک گروه و ایمیل لیست بسیار ساده شروع کردم. اسم آن رنگین کمان بود این به تقریباً پنج سال پیش بر می گردد. ما فقط نامه به هم ارسال می کردیم و برخی اوقات هم مقالاتی را برای مشترکین ارسال می نمودیم. چند سال بعد، وب سایتی را به نام پرشین گی بوی که در حال حاضر غیر فعال است را راه اندازی کردیم. زمانی که کمی قوی تر شدیم،در سال 2004 ، گروه به سازمان همجنسگرایان ایرانی تغییر شکل داد. یکی از ما سازمان را در نروژ ثبت کرد و ما فعالیت های رسمی خودمان را آغاز کردیم و امروز من در حال ثبت مجدد آن در کانادا هستم.

جاما: چه کسانی تو را در این حمایت کردن ها، همراهی می کنند؟

آرشام: ما تعداد کمی هستیم. صبا راوی، در هلند که دبیر حقوق بشر و مدیر دفتر سازمان در هلند می باشد. شاهرخ رئیسی، در آلمان که دبیر فرهنگی و مدیر دفتر سازمان در آلمان می باشد. پویا، در کانادا، ساقی قهرمان، یکی از سردبیران چراغ، مانی، دبیر بهداشتی، پیروز ، دبیر اجتماعی، و نیز چند نفر دیگر. ما همچنین کمک هایی از طرف اقلیت های جنسی داریم.

متأسفانه همجنسگرایی در ایران تابو است. بسیاری از سازمان ها و گروه های فعال نمی توانند از ما حمایت کنند چون در این صورت خیلی از پشتیبانان خود را از دست می دهند. به عنوان مثال شیرین عبادی گفته است که در سطح عمومی نمی تواند از ما حمایت کند. چرا ؟ چون نمی تواند. مردم اطلاعات کافی در ارتباط با دگرباشان جنسی ندارند. بنابراین ما باید اول آن ها را آگاه کنیم و بعد انتظار حمایت و پشتیبانی داشته باشیم.

جاما: بسیاری از اقلیت های جنسی می گویند که هدف دولت قرار گرفته اند. من شنیده ام که تو از مرگ فرار کردی. این صحت دارد؟

آرشام: بله. اما واقعاً نمی توانم جزئیات آن را شرح دهم. مشکلات بسیار زیادی داشته ام اما در حال حاضر نمی توانم در مورد آن صحبت کنم.

جاما: می فهمم چرا. اجازه بده این را سئوال کنم. مجله ماها چندی پیش اعلام کرد که باور دارد ایاز و محمود که سال گذشته در مشهد اعدام شدند همجنسگرا بوده اند و این گرایش جنسی آن ها عامل اصلی اعدامشان بوده است. منابع شما در ایران چه می گویند؟ سازمان شما چه نظری در این مورد دارد؟

آرشام: من نمی دانم که چطور آنها اعلام کردند که آن دو نوجوان همجنسگرا بودند و به این دلیل اعدام شدند زیرا ما این دو فرد را تا قبل از اعدام نمی شناختیم. کسی اسم ان ها را نیز نشنیده بود. ما می باید با احتیاط بیشتری کلمات را به کار ببریم. مهمترین دلیل اعدام آن دو نوجوان انجام عمل همجنس گرایانه بود و این با گرایش جنسی متفاوت است. اینکه آیا آندو همجنس گرا بوده اند یا نه؟ نه قابل رد است و نه قابل اثبات. نکته مهم اینجاست که آندو به دلیل اقدام به رابطه همجنس گرایانه اعدام شدند.

جاما: آیا سازمان همجنسگرایان ایرانی در این زمینه هیچ تحقیقی انجام داده است؟

آرشام: خیر. ما تحقیقی در این مورد انجام ندادیم. نماینده ای در مشهد داریم، با او تماس گرفتیم و خواستیم که در این مورد تحقیق کند اما نتوانست. زندگی او در خطر قرار گرفت و ما تصمیم گرفتیم که این پروژه را متوقف کنیم چون نمی خواستیم که واقعه ای دیگر بیافرینیم.

جاما: آیا فکر می کنی ماها در مورد آن تحقیق کرده است؟

آرشام: من مطمئن هستم که مجله ماها ایمیل هایی از مشترکین خود دریافت نموده است. اما به اتکای این ایمیل ها نمی شود قطعاً اعلام نظر کرد. ما نیز ایمیل هایی در این باره دریافت کرده ایم اما به عنوان مدرک، برای اثبات نمی توان استفاده کرد.

جاما: می خواهی مردم به صورت کلی از ایران چه تصوری داشته باشند؟

آرشام: جامعه ایرانی بسیار خونگرم است. برخی مواقع من خبرهایی را می بینم که که مردمان ایران را به صورت افرادی وحشی و مجرم معرفی می کند. این ابداً حقیقت ندارد. ایرانی ها به طور کلی بسیار صلح طلب و با فرهنگ هستند.

جاما: دگرباشان ایرانی با چه مشکلاتی مواجه هستند؟

آرشام:دو مشکل عمده دارند. مجازات اسلامی ایران و نبود اطلاعات کافی در جامعه. جامعه ایران از اقلیت های جنسی حمایت نمی کند چون نمی دانند که ما که هستیم. آنها باید آگاه شوند. پس از آن مطمئناً آنها از ما حمایت خواهند کرد. قانون مجازات اسلامی ترس موجهی برای دگرباشان است. ترس های بسیاری وجود دارند. اگر آنها ما را دستگیر کنند، چه خواهد شد؟ ما چه باید کنیم؟ اگر خانواده ما از گرایشات جنسیمان مطلع شوند چه باید کنیم؟ و صدها سئوال بدون جواب دیگر. اگر دستگیر شویم خانواده ما حمایتمان نخواهد کرد. ما هم توسط قانون محکوم می شویم هم خانواده، و اجتماع.

جاما: برای زندگی دگرباشان آیا تفاوتی در شهرهای مختلف ایران وجود دارد؟

آرشام: صد در صد. شهرهای بزرگ بهتر از شهرهای کوچک هستند. ما گزارشات بسیار زیادی از شرق و غرب ایران داریم که در شرایط بغرنجی هستند بدلیل اینکه افکار مذهبی بیشتری وجود دارد و اطلاعات کمتر و هوموفوبیایی بیشتر.

جاما: ارتباطات اینترتی چگونه است؟

آرشام: دسترسی به اینترنت در ایران محدود  است. بیشتر ایرانیان از اینترنت تنها برای پاسخ دادن به نامه هایشان استفاده می کنند. تحقیقات زیادی انجام نمی دهند چون اکثر سایت ها فیلتر شده است.

جاما: من از ایرانیان پناهجو در غرب بسیار شنیده ام خصوصاً در اروپا. آیا اقلیت های جنسی ایرانی در تلاش هستند که از ایران خارج شوند؟

آرشام: بیشتر دگرباشان ایرانی مایل اند از ایران خارج شوند و به اروپا یا امریکای شمالی بروند. اما چیزی که به آن توجه نمی کنند این است که مشکلات ما با مهاجرت حل نخواهد شد. به عنوان مثال، من به دلیل فعالیت هایم مجبور شدم ایران را ترک کنم. در تورنتو زندگی می کنم اما متأسفانه اکثر ایرانیان مقیم تورنتو نیز در مورد مسائل اقلیت های جنسی ناآگاه اند. به هر حال ما به اعضای خود پیشنهاد می کنیم که تا حد امکان در ایران بمانند و تلاش کنند که جامعه را تغییر دهند اما برخی اوقات، اگر بمانند، دستگیر خواهند شد.

جاما: زندگی تو از زمانی که به کانادا آمدی چه تغییراتی کرده است؟

آرشام: اوه. بسیار زیاد. حال می توانم فعالیت های خودم را بدون ترس انجام دهم. من طعم آزادی را در اینجا چشیدم. زمانی که در ایران بودم فکر می کردم آزادم اما در حال حاضر این طور فکر نمی کنم. بسیار خوشحالم که اینجا زندگی می کنم چون می توانم برای دوستان و جامعه اقلیت های جنسی ایرانی تلاش کنم. البته افراد هوموفوب در همه جای دنیا وجود دارند. اینجا اگر کسی به من آسیب برساند، من می توانم به پلیس مراجعه کنم و مطمئنم که پلیس از من حمایت خواهد کرد. زمانی که در ایران بودم، نمی توانستم با پلیس تماس بگیرم چون پلیس مرا دستگیر می کرد نه آن شخص مجرم را.

جاما: زندگی عاشقانه و خصوصی تو چطور است. آیا اینجا با پسرها ملاقات داری؟

نه. من معمولاً وقت آزاد ندارم. روزانه حدود بیست ساعت کار سازمانی ام را انجام می دهم.

جاما: اوه. پسر. این خیلی طولانی هست. چرا این همه کار می کنی؟

آرشام: به دلیل اینکه حدود هفت ساعت ونیم با ایران اختلاف زمانی داریم. من باید با نمایندگان و دبیران سازمان در ایران کار کنم. پس زودتر از حدود پنج صبح نمی توانم بخوابم. همچنین با افراد کانادایی نیز در طول هفته همکاری دارم. تعطیلات آخر هفته اینجا با ایران یکی نیست و باز باید در آن روزها کار کنم. پس هیچ روز تعطیلی هم ندارم.

جاما: این باید از نظر فیزیکی فجیع باشد. چطور کار می کنی؟

آرشام: خوب من عاشق این کار هستم. این کار داوطلبانه من است، پولی از این راه به دست نمی آورم چون سازمان ما واقعاً پولی ندارد. اما وقتی می بینم که می توانم به فردی کمک کنم، احساس رضایت بخشی دارم. ما حدود صد تا صد و پنجاه ایمیل در روز دریافت می کنیم که باید به همه آن ها پاسخ دهیم. آنها منتظر پاسخ ما هستند، کسی را برای صحبت کردن و درددل کردن ندارند. اگر ما نباشیم که خواهد بود؟

جاما: جامعه اقلیت های جنسی در تورنتو چگونه است؟

آرشام: متأسفانه باز هم اکثراً در خفا زندگی می کنند، دقیقاً مانند زمانی که در ایران بودند. شاید به این دلیل باشد که با جامعه ایرانی مقیم تورنتو در تماس اند و نمی توانند کاملاً آشکارسازی کنند. در برنامه ما به مناسبت نوزدهم ژوئیه کسی از بچه ها نیامد. آنها می ترسند.

جاما: فکر می کنی هرگز به ایران بر می گردی؟

آرشام: بله. در روز جمعه چهارم مارچ 2005 ساعت یک و نیم بعد از ظهر زمانی که از مرز ایران به ترکیه رد شدم به شدت گریستم. برای سرزمینم و تمام دوستان و هم احساسانم. با خودم عهد بستم که روزی بر خواهم گشت. نمی دانم که کی و چطور. اما تنها می دانم که روزی برخواهم گشت و آزادانه زندگی خواهم کرد. من هم اکنون در تبعید هستم. به همین دلیل فرصتی برای زندگی شخصی خودم ندارم چون باید امروز برای زندگی آزاد فردا در ایران بجنگم.

جاما: چه مدت در ترکیه بودی؟

آرشام: از بیست و پنج مارچ تا دهم می سال بعد. حدود سیزده ماه.

جاما: قبل از اینکه به کانادا بیایی برای کشوری دیگر اقدام کرده بودی؟

آرشام: به طور جدی نه. برای انگلستان در سال 2002 اقدام کردم. در آن زمان با چند تن از دوستان دگرجنسگرایم تصمیم داشتیم که برای فعالیت های تجاری بر روی مد لباس به انگلستان برویم اما موفق به دریافت ویزا نشدیم. بعد از پذیرفته شدن من در ترکیه، دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل کشور کانادا را برای من انتخاب کرد. من تصمیم نگرفتم چون اطلاعات کافی از موقعیت کشورها هم نداشتم. اما از این تصمیم بسیار خشنودم. از کانادا و تمام تلاش هایی که تا به امروز شده است ممنونم.

جاما: موقعیت قانونی تو در کانادا چیست؟

آرشام: با سفارت کانادا در بیست و ششم سپتامبر سال گذشته در آنکارا مصاحبه داشتم و در همان روز با ویزای من موافقت شد و به عنوان مهاجر در دهم می به کانادا وارد شدم. کارت اقامت دائم کانادا را دریافت کرده ام و پس از حدود دو سال شهروند کانادا خواهم شد.

جاما: اوه. از این که این کارها برای تو انجام شده است بسیار خوشحالم. حال چه انتظاری از قدم بعدی آرشام پارسی باید داشته باشیم.

آرشام: در ماه اکتبر در دومین نشست شورای جدید حقوق بشر سازمان ملل در ژنو سخنرانی خواهم داشت. بسیار خوشحالم چون بعد از سالیان دراز سکوت، می توانیم در سازمان ملل صدایمان را برآوریم. در نهم دسامبر تصمیم دارم که سمپوزیوم حقوق بشر ایران را در تورنتو برگزار کنم. به صورت شخصی، تصمیم دارم که زندگی نامه ام را به انگلیسی و فارسی منتشر کنم و همچنین مراحل ثبت سازمان در کانادا.

جاما: چه کارهای خوبی. در تمام مصاحبه هایی که من انجام داده ام این سئوال آخر را مطرح کرده ام. اگر قدرت این را داشتی که تغییری در خودت بدهی آن چه بود و چرا؟

آرشام: تا به حال به این موضوع فکر نکرده ام. معمولاً هر چیزی را که خواسته ام، انجام داده ام. هچگاه از دوران نوجوانی و کوکی ام ناامید و ناخرسند نبوده ام. مطمئناً چیزی را تغییر نمی دادم اما تلاش می کردم که فعالیت های حقوقی خودم را خیلی زودتر شروع کنم و تلاش کنم که جلو بسیاری از کشتار و خودکشی های دگرباشان را بگیرم.

جاما: بسیار متشکرم آرشام که این مصاحبه را با من انجام دادی.

آرشام: من هم سپاسگزارم.

آرشام پارسی، این همجنسگرای ایرانی می گوید «لب بگشا و بگو که من منم» یک شعر کاملا شخصی و تکان دهنده به مادرش برای اینکه او را آنگونه که هست بپذیرد.

 

 

لب بگشا و بگو که من منم

مادر، منم

من، منم

منم، آن پسر کوچک

دستبندی به دست

لبی خندان

چشمانی معصوم

صورتی شرمگین

بدنی نحیف

پایی لرزان

بی سر و صدا

همیشه مظلوم

 مادر، منم،

من، منم،

همان شاگرد اول مدرسه

همان پسرکی که وقتی به مدرسه اش می رفتی

از پنجره کلاس مدام حیاط را می پاییدم که

مبادا تو رفته باشی

همان پسرک کوچولوی شب های تو

چه زود گذشت

 مادر

من، منم

همان پسرکی که بارها و بارها

یواش یواش

اما بلندِ بلند گفتی که

نکن

نکن

نکن

 منم، آن مرد تنها

منم، آن بازیگر روزها و شب ها

اما

من، منم

مردی آوازه خوان

مردی نترس

مردی بی باک

مردی حق خواه

مردی زندگی خواه

و

مردی همجنس خواه

 مادر

امروز واقعا من، منم

بازی نمی کنم

دروغ نمی گویم

تفره نمی روم

حاشا نمی کنم

نمی ترسم

شرم ندارم

بی حرمتی نیست

انحراف نیست

کثافت بازی نیست

بی اخلاقی نیست

زندگی ست

همجنسگرایی من

 مادر، من، منم

همان پسرک کوچولوی همجنسگرای تو

 مادر

هنوز هم من، منم

اما

مَردَم

بزرگم

فریاد می زنم

حق خواهی می کنم

داد می زنم

هوار می کشم

که

من مَردَم

اما مَرد رویاهای تو نیستم

من مرد تنهای تو هستم

بگو که من همان منم

 آرشام، اول آگوست 2006

 

«الحریه نشریه ایست متعلق به اقلیت های جنسی مسلمان که به زبان عربی و انگلیسی منتشر می شود. نسخه عربی این نشریه در نوزده کشور مسلمان به صورت وسیعی پخش می گردد. سردبیر این نشریه مصاحبه ای را با آرشام پارسی انجام داده و در شماره پاییز امسال خود منتشر کرده است و می توانید از سایت آن دیدن کنید. (www.huriyahmag.com

 

 

 سازمان همجنسگرایان ایرانی در امریکا

حضور سازمان همجنسگرایان ایرانی در مجامع بین المللی باعث توجه قشر مدافع حقوق اقلیت های جنسی در سرتاسر دنیا شده است به طوریکه روزانه شاهد دعوت از این سازمان برای شرکت در مراسم و سمینارهای گوناگون هستیم. در پی حضور سازمان همجنسگرایان ایرانی در اولین کنفرانس جهانی حقوق بشر برای اقلیت های جنسی در مونتریال کانادا، با شبکه همجنسگرایان آزادی خواه Gay Liberation Network ، که مقر آن در شیکاگو می باشد، آشنا شدیم، و از سازمان همجنسگرایان ایرانی دعوت شد که در سمینار و مراسمی که به مناسبت هشتمین سالگرد قتل متیو شپرد (Mathew Shepard) در شیکاگو شرکت کرده و به عنوان سخنران ویژه از وضعیت اقلیت های جنسی ایرانی سخن گوید.

هشت سال پیش متیو شپرد به دست افرادی همجنسگراستیز (هوموفوب) مجروح شد و به قتل رسید. از آن پس همه ساله در سرتاسر امریکا با برپایی تظاهراتی اعتراض آمیز علیه رفتارهای همجنسگراستیزانه یاد و خاطره او را گرامی می دارند و او را به عنوان سمبل کشتارهای همجنسگرایان معرفی می کنند و خواستار حذف این گونه رفتارها و برخورد قانونی با این افراد هستند. هدف از دعوت سازمان همجنسگرایان ایرانی به عنوان سخنران ویژه در این راهپیمایی همانا وضعیت اقلیت های جنسی ایرانی و فشار همجنسگراستیزی است که بر آنها اعمال می شود.

سام کوشا که از حدود شش ماه پیش نماینده سازمان در امریکای شمالی (کانادا و امریکا) شده است و مقیم تورنتو می باشد، برای شرح وضعیت همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان ایرانی به شیکاگو رفت. موضوع مورد بحث برخی از رسانه های شیکاگو در ششم و هفتم اکتبر ماه، اقلیت های جنسی ایرانی و سازمان همجنسگرایان ایرانی بود به طوریکه بیش از ده مصاحبه حضوری و تلفنی در این مدت کوتاه انجام شد و نتایج بسیار مثبتی را در بر داشت. شایان ذکر است که از سازمان همجنسگرایان ایرانی دعوت شده است که در نشست مدافعان حقوق بشر در نیویورک نیز شرکت نماید که احتمال دارد آرشام پارسی برای این نشست به امریکا سفر کند.

 

 

   نشست نماینده سازمان همجنسگرایان ایرانی با نمایندگان دولت سوئد

در پی تصمیمات جدید دولت سوئد مبنی بر بازپس فرستادن پناهجویان همجنسگرا به ایران، که همزمان با دومین نشست شورای جدید حقوق بشر سازمان ملل در ژنو بود، فرصتی ایجاد شد تا سازمان همجنسگرایان ایرانی مذاکراتی با نمایندگانی از دولت سوئد داشته باشد و به بررسی وضعیت پناهجویان همجنسگرا، دوجنسگرا، و دگرجنسگونه ایرانی در سوئد بپردازد.

نشست "حقوق اقلیت های جنسی"، در حاشیه دومین مجمع شورای جدید حقوق بشر سازمان ملل، به همت سازمان جهانی همجنسگرایان (ILGA) و سازمان همجنسگرایان سوئد (RFSL) در ژنو برگزار شد. سفیر سوئد در شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز یکی از شرکت کنندگان در این نشست بود که توجهی ویژه به مسائل اقلیت های جنسی داشت. ایشان در ملاقاتی که با نماینده سازمان همجنسگرایان ایرانی داشتند از تصمیم جدید دولت سوئد ابزار ناخرسندی نموده و حمایت همه جانبه خود را از سازمان و همچنین کلیه همجنسگرایان، دوجنسگرایان، و دگرجنسگونگان ایرانی اعلام نمودند.

سفیر سوئد در شورای حقوق بشر سازمان ملل نشستی را جهت بررسی وضعیت اقلیت های جنسی پناهجوی ایرانی در سوئد ترتیب داد و از آرشام پارسی نماینده سازمان همجنسگرایان ایرانی دعوت کرد که گزارش خود را در این باره تقدیم مقامات دولت سوئد نماید. در این نشست، الیزابت اکلوند، از وزارت امور خارجه سوئد، و میکائیل ریبنویک، از اداره مهاجرت سوئد نیز شرکت داشتند. نماینده سازمان گزارشاتی را از وضعیت اقلیت های جنسی در ایران ارائه نمود و همچنین به توضیح شرایط افرادی که برپایه گرایش جنسی خود درخواست پناهندگی می نمایند، پرداخت. نماینده سازمان این تصمیم دولت سوئد را نقض مستقیم حقوق بشر دانست و از این تصمیم توسط دولت کشوری که آوازه دموکراسی دارد ابراز تعجب نمود.

میکائیل ریبنویک، از اداره مهاجرت سوئد، اعلام نمود که بر اساس گزارش سفارت سوئد در تهران مشکلی برای برخی از پناهجویان همجنسگرایی که سال ها پیش به ایران بازپس فرستاده شدند، پیش نیامده است و دولت بر استناد این امر می تواند آنان را باز پس فرستد زیرا خطر جانی آن ها را تهدید نمی کند. نماینده سازمان با اعتراض به این گزارش ابراز نمود که تنها مشکل همجنسگرایان اعدام و زندان توسط مقامات دولتی ایران نیست. شاید آنها بتوانند در زمان بازپس فرستاده شدن برای نجات جان خود دروغ گفته و همه چیز را انکار کنند، اما چه کسی پاسخگوی زندگی تباه شده آنها خواهد بود؟ آیا حقوق آنها به رسمیت شناخته شده است؟

خانم الیزابت اکلوند، از وزارت امور خارجه، گفت پرونده های تمامی پناهجویان به صورت فردی مورد بررسی قرار می گیرد و حتما خطر جانی آنها مورد بررسی قرار می گیرد. اما در شرایط موجود ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد که وضعیت پناهجویان همجنسگرا، دوجنسگرا، و دگرجنسگونه ایرانی در سوئد بهبود یابد و در این راستا با سازمان همجنسگرایان ایرانی ارتباطی تنگاتنگ خواهیم داشت.

 

 

دیدارهای سازمان همجنسگرایان ایرانی در آلمان

در حاشیه نشست دوم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو که سازمان همجنسگرایان ایرانی نیز در آن حاضر بود ملاقات های بسیار زیادی با سازمان ها و فعالان حقوق بشر انجام شد. فیلیپ براون دبیرکل جمعیت جهانی همجنسگرایان ایلگا که خود آلمانی است و از اعضای هیئت مدیره سازمان همجنسگرایان آلمان (LSVD) برای حمایت از اقلیت های جنسی ایرانی ملاقات هایی را با مسول امور مهاجرت آلمان و سفیر دولت آلمان در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو ترتیب داد. آقای گونتر نوکه سفیر دولت فدرال آلمان در امور حقوق بشر در پاسخ به سوال نماینده سازمان همجنسگرایان ایرانی مبنی بر سیاست دولت نسبت به وضعیت پناهجویان همجنسگرا در آلمان اعلام کرد که تعداد بسیار زیادی پناهجو در آلمان وجود دارد که درخواست پناهندگی خود را بر پایه گرایش جنسیشان اعلام نموده اند اما دلایل کافی برای اثبات خطر جانی خود در دست ندارند. دکتر تئودور راتگبر نیز اعلام کرد که برای پرونده های شخصی پناهجویان احتیاج به اطلاعات به روز شده از وضعیت اقلیت های جنسی ایرانی دارند و در این مورد اظهار امیدواری نمود که سازمان همجنسگرایان ایرانی می تواند با دادگاه های پناهندگی آلمان همکاری نزدیکی داشته باشد.

در سفر آرشام پارسی نماینده سازمان همجنسگرایان ایرانی به آلمان به اتفاق شاهرخ رئیسی دبیر فرهنگی و نماینده سازمان در آلمان ملاقاتی با سازمان مدافع حقوق پناهندگان در آلمان صورت پذیرفت و راهکارهای دفاع از حقوق اقلیت های جنسی پناهجو مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت و زمینه همکاری های آینده فراهم شد.

همچنین آرشام پارسی در روزهای پایانی سفر خود به آلمان در مصاحبه مطبوعاتی ویژه ای در شهر کلن شرکت نمود و به سئوالات خبرنگاران و روزنامه نگاران در ارتباط با وضعیت اقلیت های جنسی در ایران پاسخ گفت و شرایط اجتماعی، حقوقی آنان را به تفصیل شرح داد. این رسانه ها با انتشار این گزارشات در مطبوعات آلمانی سعی در به تصویر کشیدن وضعیت صحیح همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان ایرانی در داخل و خارج کشور خواهند نمود.

در پایان آرشام پارسی، شاهرخ رئیسی و ساقی قهرمان برای اولین بار جلسه حضوری خود را در ارتباط با نشریه چراغ و راهکارهای هر چه پربارتر نمودن آن برگزار نمودند و به پاره ای از انتقادات و پیشنهادات دریافتی نشریه پرداختند و تصمیماتی را اتخاذ نمودند.

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر عنوان "نشریه چراغ، سازمان همجنسگرایان ایرانی" آزاد است